دلقکافسردهشهرقلبها🫀
گاهی اوقات با خود میگویم که چه زیبا در افسانهها یا کتابها راجع به عشق حرف میزنند و داستانهای ع
زخمهایم را ببوس تا شاید به خاطر تمام دردهایی که باعثش بودی ببخشمت.
_اوفِلیا
«ارزش خودت رو حفظ کن..
لیاقتت این نیست که برگرده، اینه که هیچ وقت ولت نکنه..؛»
دلقکافسردهشهرقلبها🫀
مرگ شروع دوست داشته شدنه:)
اُورحق نبود خدایی؟>>>>
دلقکافسردهشهرقلبها🫀
او هم چشمهایش را میبندد و به من فکر میکند؟
او هم چشمهایش را میبندد و به
من فکر میکند؟
دلقکافسردهشهرقلبها🫀
+مگهغیرازاینهکهوقتیمیبینمتگلازگلممیشکفه؟:)))
داستانها تموم میشن اما چیزهایی باقی میمونن که یادآور اونها هستن.
خاطراتی باقی میمونن که هم میشه باهاشون خندید و هم میشه ساعتها باهاشون گریه کرد.