زندگی جوری آدمو عوض میکنه که
خودش هم متوجه نمیشه؛ یاد میده
کمتر اعتماد کنی، کمتر حرف بزنی،
کمتر وابسته بشی. یه روز به خودت
میای و میبینی اون آدم قبلی نیستی،
فقط یه نسخهی زخمیتر با یه لبخند
سردتری.
آنچه که فکر میکردیم ما را میکشد؛
ما را نکشت،
اما کاری کرد که:
مرگ را بیشتر از هر چیزی دوست بداریم.