☆مارک شاگال☆
Marc Chagall
☆حتی در دل تاریکی☆
مارک شاگال (Marc Chagall)، با نام اصلی مویشه شگالوف (Moishe Shagalov)، یکی از منحصربهفردترین چهرههای هنر مدرن است. آثار او پلی است میان سبکهای هنری مختلف—از کوبیسم و فوویسم گرفته تا سوررئالیسم—اما همواره ریشه در دنیایی شخصی، خاطرات کودکی، و جهانبینی یهودی او دارد. او هنرمندی بود که رنگ، عشق، و آسمان را به بوم نقاشی آورد.
☆ بخش اول: ریشهها و کودکی در روسیه (۱۸۸۷–۱۹۰۶)
مارک شاگال در ۷ ژوئیه ۱۸۸۷ در ویتهبسک (Vitebsk)، واقع در امپراتوری روسیه (بلاروس امروزی)، در یک خانوادهٔ یهودی فقیر و مذهبی به دنیا آمد. این شهر کوچک، که از مرکز هنر و فرهنگ به دور بود، به مهمترین منبع الهام او تبدیل شد.
دنیای کودکی:
زندگی در ویتهبسک، که مملو از تضادهای اجتماعی، سنتهای مذهبی، و بازارهای شلوغ بود، اولین دفترچه طراحی او را پر کرد. او شاهد زندگی روزمرهٔ یهودیان در محلههای کوچک (شِتِل - Shtetl) بود؛ خانوادههایی که در میان فقر و ایمان عمیق زندگی میکردند. این فضاها، با رنگهای اشباع شده، حیوانات عجیب، و چهرههای خاطرهانگیز، بعدها در آثار او به عنوان "تصاویر شناور"متجلی شدند.
اولین جرقه:
پدر شاگال، کارگری در یک کارگاه ماهیفروشی، و مادرش زنی سختکوش بود. علاقهٔ او به نقاشی در سنین پایین شکوفا شد. او با دیدن یک نقاشی، متوجه شد که میتواند دنیا را به گونهای دیگر ثبت کند. در حدود سال ۱۹۰۶، او برای رسیدن به رؤیاهایش باید از آنجا خارج شود.
✿✯𝓒𝓸𝓵𝓸𝓻𝓼 𝓢𝓹𝓮𝓪𝓴✯✿
☆مارک شاگال☆ Marc Chagall ☆حتی در دل تاریکی☆ مارک شاگال (Marc Chagall)، با نام اصلی مویشه شگالوف
☆ بخش دوم: پاریس، انقلاب هنری و بِلا (۱۹۰۷–۱۹۱۴)
در ۱۹۰۷، شاگال با اندکی پول و کولهباری از امید، به سن پترزبورگ، پایتخت فرهنگی روسیه، رفت. او در این شهر مشغول به کار شد و مدتی در مدرسهٔ نقاشی یمپل (Imperial Society for the Encouragement of the Arts) تحصیل کرد. محیط سن پترزبورگ او را با هنر مدرن اروپایی آشنا کرد، اما او احساس میکرد هنوز به نیروی اصلی خود نرسیده است.
سفر به پاریس (۱۹۱۰):
در ۱۹۱۰، شاگال با استفاده از یک بورسیهٔ کوچک، به پاریس، قلب تپندهٔ هنر جهان، سفر کرد. او در محلهٔ بوهمیایی مونپارناس (Montparnasse) مستقر شد و با هنرمندان بزرگی چون پیکاسو، ماتیس، و رُدین آشنا شد.
تأثیرات اولیه:
در پاریس، او با سبک کوبیسم آشنا شد که ساختارهای هندسی و اشکال تجزیهشده را به او آموخت؛ با این حال، شاگال هرگز خود را کاملاً یک کوبیست ندانست. او فرمهای کوبیسم را گرفت اما آنها را با رنگهای گرم و لطیف، و تمهای نوستالژیک و روایی (روایتگر داستانهای زندگی یهودیاش) ترکیب کرد. آثار این دوره، مانند "من و دهکده" (Me and the Village)*، ترکیبی از واقعیت، رؤیا، و سمبولیسم هستند.
عشق زندگی:
مهمترین اتفاق در این دوره، آشنایی او با بِلا روزنفِلد (Bella Rosenfeld) در ۱۹۰۹ بود. بلا، دختر یک جواهرساز ثروتمند یهودی، نماد هرآنچه شاگال در کودکیاش آرزو داشت: زیبایی، روشنگری، و ثبات. او الهامبخش بسیاری از نقاشیهای عاشقانهٔ شاگال، بهویژه پرترههای زنانی است که در آسمان پرواز میکنند. این دو در ۱۹۱۵ ازدواج کردند.
☆ بخش سوم: بازگشت به روسیه و سالهای انقلاب (۱۹۱۴–۱۹۲۲)
با شروع جنگ جهانی اول در ۱۹۱۴، شاگال و بلا مجبور به بازگشت به روسیه شدند. این بازگشت، شاگال را در میانهٔ انقلاب ۱۹۱۷ روسیه قرار داد.
هنر و سیاست:
در ابتدا، شاگال از تغییرات استقبال کرد و نقش مهمی در پروپاگاندای هنری شوروی ایفا نمود. او به عنوان کمیسر امور هنری برای منطقه ویتهبسک منصوب شد و سعی کرد هنر مدرن را وارد مدارس کرد. با این حال، سبک شخصی او که عمیقاً با سنتها و فردیت گره خورده بود، با ایدئولوژی سختگیرانهٔ رئالیسم سوسیالیستی که بعدها دیکته شد، در تضاد قرار گرفت.
فاصله گرفتن:
تفاوت دیدگاهها باعث شد او کمکم از فضای دولتی فاصله بگیرد. در ۱۹۲۰، او به همراه بلا و دخترشان آیدا، روسیه را ترک کرد و دیگر هرگز به طور دائمی بازنگشت.
بخش چهارم: زندگی دوباره در اروپا و آمریکا (۱۹۲۳–۱۹۴۱)
پس از ترک روسیه، شاگال مدتی را در برلین گذراند و سپس به پاریس بازگشت. او در این سالها به شهرت بینالمللی رسید و سفرهای متعددی به نقاط مختلف اروپا داشت.
مسیر سوررئالیسم:
اگرچه بسیاری سوررئالیستها (به رهبری آندره برتون) شاگال را به عنوان یکی از پیشگامان خود میدانستند، شاگال همیشه مرزهای رسمی جنبشها را رد میکرد. او بیان کرد: "سوررئالیسم همان دنیای من است، اما من آن را با نام دیگری میشناختم." او به جای کاوش در ناخودآگاه فرویدی، بر "ناخودآگاه شاعرانه" متمرکز بود.
سفر به آمریکا (۱۹۴۱):
با آغاز جنگ جهانی دوم و اشغال فرانسه توسط نازیها، شاگال و بلا، به دلیل یهودی بودن، در سال ۱۹۴۱ به نیویورک مهاجرت کردند. این دوره برای او دوران سختی بود، هرچند که موفقیتهای هنری بزرگی کسب کرد.
تراژدی:
در سال ۱۹۴۴، بلا، عشق ابدی شاگال، ناگهان در نیویورک درگذشت. این فقدان، هنری عمیقاً غمانگیز و تأثیرگذار بر کار او گذاشت. آثار این دوره مملو از تصاویر سیاهوسفید، رنگهای تیرهتر، و تمرکز مجدد بر "سوگ" و "یادآوری" بِلا است.
☆ بخش پنجم: سالهای پایانی و میراث ماندگار (۱۹۴۵–۱۹۸۵)
پس از مرگ بِلا، شاگال در ۱۹۴۹ با ووا (Vava) ازدواج کرد که او نیز دوست قدیمی بلا بود و زندگی او را نظم بخشید. در ۱۹۴۹، او به فرانسه بازگشت و تا پایان عمر در آنجا ماند و به یکی از هنرمندان مقیم و مورد احترام فرانسه تبدیل شد.
فعالیت در ابعاد بزرگ:
در دهههای پایانی عمر، شاگال به خلق آثار در مقیاسهای عظیم روی آورد:
1. کلیسای دومینیکن (کلیسای فرایتر، سنت پل دو وانس): طراحی پنجرههای رنگی خیرهکننده که نور را به شکلی روحانی وارد فضا میکند.
2. سالن اپرای پاریس (پالای گارنیه): او در دهه ۱۹۶۰ سقف تالار اصلی اپرا را با نقاشیهای بزرگ و زندهای نقاشی کرد که نمادی از ادای دین او به موسیقی و میراث هنری فرانسه بود.
3. موزهها: او همچنین مشغول ساخت موزاییکها، مجسمهها و پنجرههای رنگی برای موزههای بزرگ در سراسر جهان بود.
مرگ و سبک منحصربهفرد:
مارک شاگال در ۲۸ مارس ۱۹۸۵ در سن ۹۷ سالگی در سن-پل-دو-وانس (Saint-Paul-de-Vence) فرانسه درگذشت.
✿✯𝓒𝓸𝓵𝓸𝓻𝓼 𝓢𝓹𝓮𝓪𝓴✯✿
☆مارک شاگال☆ Marc Chagall ☆حتی در دل تاریکی☆ مارک شاگال (Marc Chagall)، با نام اصلی مویشه شگالوف
میراث:
☆شاگال را میتوان به عنوان "هنرمند رویا" یا "سوررئالیست شاعر" نامید. او برخلاف بسیاری از همعصرانش که درگیر تحلیلهای نظری یا سیاسی بودند، همواره بر محورهای جهانی عشق، خانواده، ایمان، و یادآوری گذشته تمرکز کرد. نقاشیهای او با پرواز عاشقان، حیوانات نمادین، نوازندگان شناور، و رنگهای روشن، به بیننده اجازه میدهند تا از محدودیتهای واقعیت زمینی رها شده و وارد دنیایی شود که در آن، عشق و رؤیا تنها واقعیتهای پایدار هستند.☆
⋆... https://eitaa.com/Colors12 ...⋆