یکیبودیکینبود،
غیرازخداهیچکسنبود.
واینکلداستانآفرینشاست(:
اینداستانراجدیبگیرید!
غیرازخداهیچکسنیست،
وهرچههست،
برایاو،وبخاطراوست... 🌾
چون بچگیام شاگرد اول مدرسه بودم، ذهن بابام الآن نمیتونه بپذیره که مث خر تو گل گیر کردم.
نمیدونم چیکار کنم که با کوچکترین احساساتی شدنم، اشکم نریزه. بعضی وقتها برای بقیه قابل درک نیست.
یه دیالوگ تو سریال "تو از ستارهها اومدی" هست که میگه: «چندین و چندمرتبه بعد از سقوط کردنم، حالم از خودم بهم میخورد و ناراحت بودم، اما ته این چاهِ سیاه، امیدی هست. تو زندگی با آزمایشهای بزرگی رو به رو میشیم، فکر کنم خدا این آزمایشها رو جلومون میذاره تا دوست و دشمن واقعی و تقلبی رو تشخیص بدیم.»
بزار اینطوري بهت بگم، من قبل خواب بهت فکر میکنم.توي خواب بهت فکر میکنم.بعد خواب بهت فکر میکنم.من موقع خوردن شیرکاکائو بهت فکر میکنم موقع غذا خوردنم بهت فکر میکنم.من همش همش همش بهت فکر میکنم.
شما رو نمیدونم ولی من واقعا خستم، انگار صدسال زندگی کردم؛ دیگه حس اشتیاق شناختن آدمای جدید در من مُرده.