eitaa logo
مرکز مطالعات حکمرانی اساسی
229 دنبال‌کننده
17 عکس
4 ویدیو
14 فایل
پژوهشکده حکمرانی دانشگاه شیراز جهت ارتباط با دبیر مرکز @hamidrezaoo
مشاهده در ایتا
دانلود
ماهیت انتخاب رهبر در مجلس خبرگان رهبری یکم: در جامعهِ مدرنِ پساروشنگری، سوژه انسانی تاسیس کننده و استمرار دهنده یک جامعه سیاسی است و بر همین مبنا انواع انتخابات نیز گره خورده به «خواست» و «اراده» انسان است. حال این «خواست» چه مبتنی بر رویکرد عقل‌گرای مدرن باشد و چه رویکرد فایده‌گرا از آن جهت که به اومانیسم منتهی می‌شود تغییری در مبانی آن نخواهد بود. در واقع در این رویکرد کشف و انتخاب حقیقتی بیرون از خواست و انتخاب انسانی به واسطه سوژگی انسان مدرن سالبه به انتفاء موضوعست. دوم: اما در عصر غیبت و در جامعه دینی مبتنی بر نظریه امت امامت (مقدمه قانون اساسی و اصل پنجم)، به صورت خاص در انتخاب ولی جامعه، مسئله به خواست سوژه انسانی بر نمی‌گردد بلکه از آنجایی که کار ویژه امام رشد، تربیت و هدایت امت است؛ بنابراین در انتخاب امام، کشف و انتخاب شخصی که به واسطه عبودیّت‌اش آنچنان سعه وجودی پیدا کرده است که می‌تواند ماموریت خاص امام را تحقق بخشد ضرورت دارد. در واقع به تعبیر شهید مطهری: «پیغمبر از آن جهت پیغمبر است که بیش از هرکس به حقیقت خودش آگاه است. حقیقت خودش چیست؟ عبودیّت محض. ولیّ خدا و امام از آن جهت امام است که به حقیقت خودش که عبودیّت محض است، آگاه است.» (کتاب آشنایی با قرآن، جلد ۹، ص ۲۳۰) و عبودیّت در این معنا صرف بنده خداوند بودن و عدم بندگی تمام قدرت‌های غیر اوست. درواقع استکبارستیزی (یعنی مقابله با هرکس که سر به بندگی خداوند نمی‌سپارد و در برابر خداوند کبر می‌ورزد) به‌مثابه ویژگی و خصیصه عینی و انضمامی امام است که هم می‌تواند عدالت و تقوای وی را تامین نماید و هم شجاعت و تدبیر و بینش صحیح سیاسی و اجتماعی وی را. (از جمله شرایط و صفات رهبر در اصل ۱۰۹ قانون اساسی) سوم: بنابراین به لحاظ مبانی اسلامی، برای انتخاب رهبر و امام جامعه مسلمین در عصر غیبت، باید کسی برگزیده شود که به لحاظ عبودیّت، نزدیک ترین فرد به معصوم باشد. در ساختار جمهوری اسلامی که خبرگان رهبری به صورت مستقیم ولی فقیه را کشف و انتخاب می‌کنند، مبنای رای دادن خبرگان به یک فرد، توجه به همین مبانی اسلامی است و نه خواست، اراده و یا میل سوژه مدرن. به همین علت انتخاب رهبر و امام جامعه به هیچ عنوان نمی‌تواند بر اساس شیوه انتخاب مدرن و مبتنی بر خواست احزاب سیاسی و مناسبات قدرت دنیوی، پروژه‌های فضای مجازی و... توجیه و تفسیر و تحلیل نمود و یا سعی نمود انتخاب خبرگان را تحت شعاع چنین مسائلی قرار داد. اگر افراد و جریاناتی نیز در این راستا قدم بردارند قطعا دارای مسئولیت اخلاقی و ضمان شرعی خواهند بود. ✍️🏻 حمیدرضا علیایی
نبرد برای بودن؛ خوانشی از اراده هویتی در برابر هژمونی نظم مسلط 📌 در تاریخ اندیشه، شعارها صرفا ابزارهای سیاسی توده‌ مردم نیستند؛ بلکه می‌توان آن‌ها را به مثابه صورت‌های فشرده اراده جمعی فهم کرد که در لحظات بحرانی تاریخ، افق‌های هویتی یک جامعه را به زبان نمادین متجلی می‌سازند. شعار «نه سازش، نه تسلیم، نبرد با آمریکا» از این منظر، بیش از آنکه یک گزاره صرفا سیاسی باشد، دلالتی بر نوعی خودآگاهی تاریخی و اراده هنجاری برای صیانت از نحوه‌ای خاص از بودن در جهان دارد. درواقع چنین گزاره‌ای را می‌توان بیانگر تعارضی بنیادین میان نظم‌های هنجاری متفاوت دانست؛ تعارضی که از سطح منازعه صرفا سیاسی فراتر رفته و به ساحت تعارض پارادایم‌های تمدنی ارتقا می‌یابد. در این چارچوب، شعار به منزله یک گفتار هنجاری فشرده عمل می‌کند که در آن اراده جمعی برای امتناع از ادغام در نظم مسلط جهانی بیان می‌شود. آنچه در ظاهر به شکل امتناع از سازش یا تسلیم بیان می‌گردد، در سطح عمیق‌تر حامل نوعی ادعای هستی‌شناختی درباره امکان زیست بدیل است؛ ادعایی که بر حق یک جامعه برای تعریف مستقل افق معنایی خویش تأکید می‌گذارد. از منظر فلسفی این امر را می‌توان نوعی مطالبه برای بازتعریف خودآیینی هنجاری دانست؛ یعنی تلاش یک اجتماع تاریخی برای حفظ توانایی تعیین قواعد زیست خویش در برابر نیروهای همگن‌ساز نظم جهانی. از این منظر، امتناع از تسلیم می‌تواند بیانگر نوعی وفاداری به آن سطح بنیادین از معنا باشد که جامعه آن را شرط امکان تداوم هویت خویش می‌داند. 📌 در چنین زمینه‌ای، شعارهایی از جنس «نه سازش، نه تسلیم» را می‌توان لحظه‌ای از بروز امر نو در تاریخ تلقی کرد؛ لحظه‌ای که در آن یک جمع تاریخی می‌کوشد امکان گسست از افق مسلط و گشودن افقی دیگر از زیست را مفصل‌بندی کند. این امر نو نه لزوما به معنای نفی کامل نظم موجود، بلکه تلاشی برای بازتعریف نسبت انسان با قدرت، هویت و جهان اجتماعی است. از همین منظر می‌توان فهمید که چرا در برخی موقعیت‌های تاریخی، جامعه به جای سر دادن شعار صلح، بر استمرار مقاومت تأکید می‌کند. در سطح ظاهری، صلح همواره ارزشی مطلوب تلقی می‌شود؛ اما در سطح عمیق‌تر، صلح زمانی معنادار است که به معنای تثبیت یک نظم عادلانه و قابل‌پذیرش برای وجدان جمعی باشد. هنگامی که صلح به معنای پذیرش نظم تحمیلی یا انحلال هویت تاریخی یک جامعه تلقی شود، آنگاه مطالبه صلح در ادراک جمعی جای خود را به مطالبه حفظ امکان بودن می‌دهد. در چنین شرایطی، استمرار مبارزه نه صرفا به عنوان یک واکنش سیاسی، بلکه به مثابه تلاشی برای صیانت از امکان تعریف مستقل خیر مشترک و شیوه زیست جمعی فهم می‌شود. 📌 بدین‌سان، نزاع بر سر چنین شعارهایی در نهایت نزاعی بر سر معنای زندگی مشترک و امکان‌های آینده جهان انسانی است. آنچه در قالب یک شعار کوتاه بیان می‌شود، در حقیقت انعکاس کشاکشی عمیق بر سر حق جوامع برای تعیین افق‌های هنجاری خویش و حفظ امکان ظهور صورت‌های بدیل از زیست انسانی در تاریخ است؛ به امید پیروزی جبهه مقاومت! ✍️🏻محمدطاهر صفرزاده؛ دانشجوی حقوق عمومی دانشگاه شیراز
سیاست لحظهٔ تقوّم انسان است 📌قسمت اول ۹ اوت ۱۹۱۹ توافق‌نامه‌ای میان وزیر مختار انگلستان و نخست‌وزیر وقت ایران بسته شد. دو بخش مهم از مفاد این توافق هفت ماده‌ای متضمن این بود که امور نظامی و مالیهٔ کشور، زین‌پس، تحت نظارت مستشاران انگلیسی اداره شود. البته این موافقت‌نامه دست انگلستان را نیز برای دور نگه داشتن تعرض دیگران از ایران گشوده‌تر می‌ساخت. شکلی از سیاست در جریان بود که بیش‌از‌پیش موقعیت ایران را به وضع یک سرزمین حائل برای حفظ هندوستان فرومی‌کاست. آنچنان که انتظار می‌رفت کار بالا گرفت و از گوشه و کنار پایتخت، از ملا گرفته تا مکلا، زبان به اعتراض گشودند. متعاقب آن نیز تجمعاتی علیه دولت وقت در سراسر کشور به راه افتاد. در سیاههٔ معترضان و مخالفان این کردار دولت، نام آیت‌اللهِ شهید، سید حسن مدرس اصفهانی، به چشم می‌خورد. مرحوم مدرس با پیوستن به گفتار «خیانت» علیه توافق، به وثوق متذکر شد که در هر صورت ارتکاب چنین عملی از سوی او منجر به کدر شدن نامش در میان سطور تاریخ معاصر ایران خواهد شد. با این همه وثوق نیز حرف‌هایی برای گفتن داشت. وثوق معتقد بود اگر انگلیسی‌ها را به بستن چنین توافقی راضی نکرده بود، اشغال ایران قطعی بود. به هر ترتیبی که بود با مخالفت مدرس و دیگران توافق مزبور در مجلس وقت به تصویب نرسید. ایام گذشت و سال‌ها بعد میرزا حسن وثوق موفق شد به کرسی نمایندگی مجلس دست پیدا کند. از جنجال بر سر تصویب اعتبارنامهٔ او که بگذریم، به عنوان وزیر دادگستری نیز از سوی مستشارالملک به مجلس معرفی شد. زمزمه‌ها بر سر سابقهٔ خائنانهٔ او دوباره همه‌گیر شد. محمد مصدق از جدی‌ترین مخالفان استقرار او در کابینهٔ جدید بود. با این حال مرحوم مدرس گفتار دیگری را دنبال می‌کرد. مدرس گویی با عدول از گفتار یک دههٔ اخیر خود، این‌بار بر اقتضایی بودن تصمیم وثوق و وزیر امور خارجهٔ او، نصرت‌الدولهٔ فیروز پافشاری می‌کند تا شاید فرصتی برای احیای چهرهٔ آن‌ها در صحنهٔ سیاست ایران مهیا کند. سخن مدرس این است که گفتگوها بر سر توافق ۱۹۱۹ صرفاً نوعی اختلاف سیاسی بود که هر کدام از طرفین بنابر درک متفاوت خود از صحنه، مشی متفاوتی را تجویز می‌نمود. فارغ از این که چرا مدرس به چنین تغییر گفتاری دست برد، که البته بحث از آن در جای خود مهم است، باید امروز یک‌بار به موقعیتی که «جمهوری اسلامی ایران» برای به هم ریختن این شیوهٔ سیاست و معادلات آن عرضه کرد ذیل رنجمان از جنگ و سروصدای مبلغ و مدافع آتش‌بس، تأمل کنیم. البته ممکن است مرحوم مدرس آن روز به خاطر قحط‌الرجال و بگیر و ببند سال‌های بعد از کودتای سوم اسفند و استقرار پهلوی، چاره‌ای جز حفظ اندک چهره‌های موجود در صحنه نمی‌دید یا حتی تصویر او از صحنه نیز دچار اغتشاش شده بود، که موضوع سخن ما نیست. ✍️🏻 مهدی براتی احمد آبادی
سیاست لحظهٔ تقوّم انسان است 📌قسمت دوم آنچه برای ما مهم است این است که با جمهوری اسلامی ایران، امروز، گفتار «اقتضایی بودن سیاست» دیگر نمی‌تواند بدون پشتوانهٔ طرحی قدرت‌مند از «سیاست» و «انسان» به حیات خود ادامه دهد. به همین سبب مواجههٔ با تاریخ معاصر در سایهٔ معماریِ جدیدِ سیاستِ برآمده از جمهوری اسلامی، نه نوعی زمان‌پریشی، که گامی از آماده‌سازی برای ورود به عرصهٔ سیاست است. با درنگی، از چشم‌انداز جمهوری اسلامی ایران، بر سر توافق ۱۹۱۹ و کاری که کابینهٔ وثوق در ایران به انجام رساند روشن‌ می‌شود که چرا با امام خمینی، سیاست دیگر نه یک امر فنی مربوط به محاسبهٔ امکاناتِ موجودِ صحنه و به کارگیری آن توسط سیاستمداران در پشت درهای بسته است، که اگر چنین باشد مرز میان خیانت و وفاداری بی‌معنا می‌شود؛ چنان که شد. سیاستِ عصر جمهوری اسلامی ایران، سیاستِ آمادگی برای شکوفایی و تولیدِ امکاناتِ به هم زنندهٔ وضعِ ظالمانهٔ مستقر است. این مهم جز با این گفتار صریح و بی‌پردهٔ امام خمینی انجام نمی‌پذیرد: «سیاست برای این است که یک ملت انسان بشود.» چنانچه یک ملت انسان شد، «زیر بار زور نمی‌رود؛ منافع مملکتش را به خارج نمی‌دهد... یک همچو موجودی امکان ندارد که برای اجانب خدمت بکند و به ضد کشور خودش قیام بکند ... اجانب از چنین انسانی می‌ترسند.» کمی در این عبارات ریزبین که بشویم متوجه می‌شویم چرا این گفتارِ تمام‌عیار، معیارهای دیروزِ داوریِ ما درباب سیاست را زیر و زبر می‌کند. سیاستمدار باید آمادگی این دشواری را داشته باشد که از صحنه، امکان تولید کند. وگرنه تعقیب منافع ملی برای او به دنائتی می‌رسد که «از هر راهی بشود»، ولو با اتلاف مهم‌ترین جوهرهٔ ملی، یعنی استقلال کشور، آن را سودا می‌کند. باید در نظر داشت که در چشم‌انداز جمهوری اسلامی ایران، سیاست امری نادر و به‌غایت دشوار خواهد شد. هر انسانی نه سیاستمدار و هر مراوده‌ای نه سیاست خواهد بود. اما انسانی که خود را به این معنای جدید از سیاست نزدیک می‌کند و می‌آزماید یک‌باره از داشته‌های عصر خود پا را فراتر می‌گذارد. بر این اساس سیاست در جمهوری اسلامی ایران نه یک تصویرِ خیالیِ ناکجاآبادی، که یک آمادگی برای به کارگیری جوهرهٔ ملی از میان طوایف ملت است. در غیر این صورت ملت و قدرت آن امری عدمی خواهد بود و تنها اسمی بدون مسمی از آن میان مناسبات اندر میان خواهد بود. بدین لحاظ است که با ظهور امام خمینی سیاست با انسان گره می‌خورد و اساس عالَم، زین‌پس با «تربیتِ انسان» استوار خواهد شد. در اخبار آمده بود که رئیسِ جمهوریِ تروریستی آمریکا گفته است من با مذهب رهبر آیندهٔ ایران کاری ندارم. مهم این است که او رفتار مناسبی با ما و اسرائیل داشته باشد. پیش‌تر نیز راهبرد خود در سیاست جهانی را «صلح از طریق اعمال زور» اعلام کرده بود که فقراتی از آن در تهاجم نظامی به ونزوئلا نمایش داده شد. شاید دیر باشد، ولی با این حساب باید همین امروز و در میانهٔ جنگمان، بپرسیم که سوای خائنانه بودن یا وفادارانه بودنِ عملِ کابینهٔ وثوق، چیزی به اسم «سیاست» و «انسان» در گفتاری که برای پرهیز از اشغال، تسلیم کشور را تجویز می‌کند یافت می‌شود؟ ✍️🏻 مهدی براتی احمد آبادی
صالح بعد صالح 🇮🇷
🔰مجمع فرهنگی دانشگاهیان فارس با همکاری مرکز مطالعات حکمرانی اساسی پژوهشکده حکمرانی دانشگاه شیراز و پژوهشکده محراب اندیشه برگزار می‌کند: 🔸نشست مجازی «جنگ رمضان، هویت ایرانی و مواجهه با نیهیلیسم معاصر جهان» با حضور: دکتر بیژن عبدالکریمی استاد و نظریه پرداز برجسته اندیشه معاصر دبیر نشست: دکتر سید سعید موسوی اصل عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز 🕢 پنج‌شنبه ۲۸ اسفندماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۳۰ در بستر مجازی اسکای روم: https://skyroom.online/ch/majmafars404/1st ⭕️ شرکت برای عموم آزاد است ⭕️ 🆔 راه‌های ارتباط با «مرکز مطالعات حکمرانی اساسی دانشگاه شیراز در بله و ایتا» https://ble.ir/ConstitutionalGovernance https://eitaa.com/ConstitutionalGovernance
از مرداد ۱۳۳۲ تا تحولات ۱۴۰۴: تداوم الگوی مداخله خارجی و نقش انسجام ملی در ایران ✍️🏻 زهرا منفرد (پژوهشگر مرکز مطالعات حکمرانی اساسی و دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی) تاریخ ایران همواره صحنه‌ی تقابل اراده‌ی ملی با قدرت‌های مداخله‌گر خارجی، در مسیر حفظ و صیانت از استقلال این سرزمین بوده است. کوشش ملت ایران برای حفظ استقلال و اقتدار خویش گاه به واسطه‌ی فریب دشمن با ناکامی روبرو گشته و گاه با هوشیاری نتیجه‌بخش بوده است. ایران امروز یادآور حوادث تلخ مرداد ۱۳۳۲ است، حوادثی که پس از ملی شدن صنعت نفت و پیروزی ملت استقلال طلب ایران کام ایشان را تلخ کرد و استعمار غرب همچنان در تلاش است با همان سناریو قدیمی استقلال ایران را به بند کشد. ملی شدن صنعت نفت در ۲۹ اسفندماه ۱۳۲۹ نماد اراده ملی برای خروج از چرخه استعمار بود. سازمان جاسوسی MI6 انگلستان با همراهی سازمان سیا آمریکا طرحی موسوم به «عملیات آژاکس» را طراحی و به اجرا درآوردند. طبق این طرح در ابتدا فشار اقتصادی از طریق تحریم نفت و بستن کانال‌های مالی به کشور متحمل شد؛ در ادامه نیز به واسطه تظاهراتی ساختگی با بهره‌گیری از عناصر اوباش و خودفروخته و همراهی دربار پهلوی، صنعت نفت ملی و دولت مصدق قربانی منافع استعماری شد. اگرچه تلاش‌های اولیه برای کودتا در ۲۵ مرداد به دلیل حضور مردم شکست خورد، اما در ۲۸ مرداد با دخالت عوامل نفوذی، اشغال رادیو و مراکز حساس و از دست رفتن انسجام مردمی، طرح ملی شدن صنعت نفت عملاً به کنسرسیومی بین‌المللی تبدیل شد. اما در ایران امروز، شواهد تاریخی بار دیگر تکرار شد و این‌بار در دی ماه ۱۴۰۴ یعنی هفت ماه پس از اتحاد مردم در جنگ ۱۲ روزه در مقابل متجاوزان. همان‌گونه که در جریان نهضت ملی‌شدن صنعت نفت، تحریم نفتی و اقتصادی نخستین ابزار برای تحت فشار قرار دادن دولت و جامعه‌ی ایران بود، در دهه‌های اخیر نیز همین الگو با دامنه‌ای بسیار گسترده‌تر علیه ایران به کار گرفته شد. تحریم‌های وسیع نفتی، مالی و بانکی با هدف محدود کردن منابع اقتصادی کشور و افزایش فشار معیشتی بر مردم ایران طراحی شد تا زمینه‌ نارضایتی اجتماعی و تضعیف ثبات داخلی فراهم آید. در واقع، فشار اقتصادی همچنان نخستین مرحله از همان راهبردی بود که پیش‌تر در کودتای ۱۳۳۲ آزموده شده بود؛ با این تفاوت که در شرایط کنونی گستره و پیچیدگی این تحریم‌ها به مراتب وسیع‌تر گردیده است. از طرف دیگر رژیم صهیونیستی و آمریکا با هدف ایجاد شکاف در امنیت ملی و فرسایش قدرت بازدارندگی ایران در جنگ ۱۲ روزه دست به ترور فرماندهان نظامی و حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران زدند. پس از پذیرش آتش‌بس، دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی با بهره‌گیری از تجربه کودتا ۲۸ مرداد، تلاشی برای ایجاد فتنه داخلی در ایران کردند و با آموزش، تسلیح و تأمین مالی عوامل داخلی به تخریب مراکز انتظامی، اماکن مذهبی و زیرساختی کشور پرداختند تا با تکرار سناریو ۲۸ مرداد و ایجاد هرج‌ومرج، بار دیگر استقلال ایران را مورد هدف قرار دهند. چنانکه رهبر شهید انقلاب نیز در ۱۲ بهمن‌ ماه، حوادث دی ماه را ادامه خط توطئه علیه ملت ایران دانستند و بیان کردند آتش این شبه کودتا که در خارج از ایران با هدف از بین بردن امنیت کشور و با توسل به خشونت طراحی شده بود، توسط مردم خاموش و به خاکستر تبديل شد. با‌این‌حال رژیم صهیونیستی و آمریکا با حمله مستقیم نظامی و آغاز جنگ رمضان، به ادامه شرارت‌های خود پرداخته و نهایتا رهبر معظم انقلاب اسلامی همراه با جمعی از فرماندهان نظامی را ترور کردند؛ اما این بار برخلاف ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با سد مستحکم مردمی مواجه شدند که سر در گرو آموزه‌های رهبر شهیدشان داشتند. درواقع ملت ایران با اتکا به تجربه‌ی تاریخی خود از کودتای ۲۸ مرداد که شکاف‌ها و تفرقه‌ اجتماعی راه را برای موفقیت کودتا هموار ساخت، این‌بار اجازه‌ تکرار آن سناریو را نداده و با حفظ انسجام اجتماعی و وحدت کلمه پیرامون اصل مفهوم ولایت (علی‌رغم به‌شهادت رسیدن مصداق ولی فقیه) به همبستگی ملی هرچه بیشتر اصرار ورزیده و با حضور آگاهانه‌ خود در صحنه، مانع از تحقق اهداف بازیگران متخاصم در جنگ رمضان شدند. درواقع اگرچه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تجربه‌ای تلخ برای مقطعی از تاریخ معاصر ایرانیان به شمار می‌رود اما در یک افق دید بلندنظرانه‌تر به‌مثابه مرحله‌ای برای ایشان عمل کرده و نشان داد که تجربه‌ تاریخی ملت ایران می‌تواند به سدی در برابر تکرار سناریوهای مداخله‌جویانه تبدیل شود.
محبوب گمشده ✍🏻 فاطمه مافی (پژوهشگر مرکز مطالعات حکمرانی اساسی و دانشجوی دکترای حقوق عمومی دانشگاه شیراز) دانشکدگان حقوق در ایران، تقریباً، در بهترین حالت، اگر بخواهند کمی بار نام و رسم خود را بکشند، از و از حق داشتن صحبت خواهند کرد. شهروندی در موضع اینان رابطه‌ی یک طرفه‌ای است که به صرفِ بودن و نفس کشیدن برقرار خواهد شد. به شهروند باید غذا داد، برایش کار درست کرد و فراهم آورد. شهروند انسانِ پیشاپیش کاملی است و همواره کامل می‌ماند. برای شهروند هیچ دیوار سخت واقعیتی وجود ندارد. شهروند همواره محق است. محق است هر واقعیتی را منکر شود. زیرا او شهروند است. شهروند انسان نیست؛ الهه‌ی شهر است. حتی شاید از الهه‌ نیز بالاتر؛ که اگر الهه نیز هیچ نقصی نمی‌داشت، الهه‌«ها»ی دیگری هم وجود نداشتند. این (نا)انسان الهه‌ای همواره بر فرازِ واقعیت است. برای او هیچ حدودی معنا ندارد. هر چیزی می‌تواند بگوید، هر چیزی می‌تواند بخواهد و هر چیزی را می‌تواند طلب داشته باشد. موجودی عجیب که همزمان همه جا هست و در هیچ جا نیست. چرا که زمینی زیر پای او نیست. او در فضا معلق است. در خلأ غوطه می‌خورد و بار هیچ چیزی را بر دوش ندارد. زمین انسانی‌ترین داشته‌ی ما موجودات دو پا است. ما از خاک خلق شده‌ایم. از گلی متعفن و بعد از مرگ نیز پیکرهایمان را به خاک می‌سپاریم. ما بر زمین می‌ایستیم، بر آن تکیه می‌کنیم و حال می‌توانیم نظاره کنیم و سخن بگوییم. اکنون انسان هستیم -و نه الهه-. ما انسان‌ها فقیریم. هر طور که نگاه کنیم، فقیر هستیم. چون فقیریم انسان هستیم. چون فقیر هستیم، می‌توانیم سخن بگوییم و فکر کنیم و چون فقیریم، محق هستیم. زمین یادآور هر لحظه‌ی فقر ما است. فقیر است که می‌تواند بخواهد که بایستد، طلب کند و اراده کند و موقف ما برای ایستادن و اراده کردن جهت برپاداشتن زندگی زمین است. زمین از آن است. هر روایتی از انسان که در آن زمین به دست فراموشی سپرده شود، روایتی _درباره‌ی_ انسان نیست. هر روایتی که و بار انسان بودن را با رؤیای بهشتِ تحققِ همه‌ی امکان‌ها به محاق ببرد، خیانتی است به انسان. ما با این خیانت غریبه نیستیم. ما سال‌ها در طلب «دنیای قشنگ نو» به زمین زیر پای خود پشت کردیم و در فضا معلق شدیم و هر وقت دلتنگ شدیم به زمین بازگشتیم، تکه‌ای از آن را کندیم، در آغوش کشیدیم و دوباره به خانه‌ی دروغین خود رفتیم. این جنگ می‌تواند آخرین فرصت برای همه‌ی ما فراموش‌کنندگان زمین باشد تا به خانه بازگردیم و با فقر خود رو به رو شویم. آن را فریاد بزنیم و انسان بشویم. جنگی که انسان بودن را به ما یادآور شود، جنگ مقدسی است. به سوی این جنگ، «پرواز باید کرد.» کانال ایتا مرکز مطالعات حکمرانی اساسی: https://eitaa.com/ConstitutionalGovernance کانال بله مرکز مطالعات حکمرانی اساسی: https://ble.ir/ConstitutionalGovernance
«مکتب شهید خامنه‌ای» ✍️🏻محمد زارع بیدکی (دانشجوی دکتری حقوق عمومی دانشگاه شیراز و پژوهشگر مرکز مطالعات حکمرانی اساسی) قسمت اول: هر چند نوشتن در این زمان که جمعی از هم وطنان ما ناجوانمردانه به شهادت رسیده‌اند و باز هر روز شاهد شهادت تعدادی انسانی بی‌گناه هستیم، سخت و دشوار است، اما نوشتن خود مرهمی است بر زخم جان ما. ایران عزیز ما، مشکلات بسیار بر خود کم ندیده و تجربه نکرده است، از حمله مغول گرفته تا دو جنگ جهانی اول و دوم و جنگ هشت ساله با عراق، اما در این میان، این ایران است که بر ریشه استوار فرهنگ و تمدن خود تکیه داد و باز برخاست و درخشید. تحلیل و بررسی علل و عوامل جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل بر ایران، نیاز به مطالعات وسیع و بازخوانی سیاست های چندین دهه جمهوری اسلامی دارد، اما در این نوشتار قصد بر آن است که، در میانه این جنگ مهم و سرنوشت ساز، به گوشه‌ای از آن اشاره گردد. اصولا برای تحولات هر کشوری در ابتدا باید به عوامل داخلی توجه نمود و عوامل خارجی را بر اساس مسائل داخلی بررسی نمود. به نظر می‌رسد جنگ رمضان، یک «ضرورت تاریخی» برای انقلاب اسلامی ایران بود. (البته تعمدا از انقلاب اسلامی نام می‌برم و نه جمهوری اسلامی، چراکه جمهوری اسلامی را یکی از مصادیق پیاده سازی انقلاب اسلامی می‌دانم.) درباره ماهیت و هدف انقلاب اسلامی ایران، نظرات مختلفی وجود دارد، اما آنچه که در سالیان جمهوری اسلامی ایران، به عنوان یک تحلیل عمیق از انقلاب درخشید و شدت گرفت، انقلاب اسلامی ایران را نهضتی برای مبارزه با دنیای غرب به حیث وجودی و نیز اندیشه‌های برآمده از آن به‌عنوان کار ویژه انقلاب اسلامی برای برپایی تمدن نوین اسلامی قلمداد می‌نماید. لذا به عقیده نگارنده بررسی این جنگ مهم بدون توجه به این ماهیت از انقلاب اسلامی، ره به ترکستان خواهد برد. علی رغم آنکه حکومت پهلوی، غرب را در ظاهر و در مظاهر تکنولوژی ترویج می نمود، اما به صورت شگفت انگیزی و زیر پوست آن حکومت، کسانی همچون سید حسین نصر و احسان نراقی که رابطه نزدیک با دربار داشتند و تریبون‌دار در صداوسیمای پهلوی بودند، غرب را از اساس نقد می‌کردند. ایشان که به شدت منتقد غرب بودند، تمنای دنیایی را داشتند که نه غربی باشد و نه شرقی، بلکه یک جهان معنوی ایرانی-اسلامی را خواستار بودند. انقلاب اسلامی ایران، هم به صورت مستقیم و هم غیرمستقیم از اندیشه کسانی مانند احسان نراقی و سید حسین نصر و فرد دیگری به نام سید احمد فردید که یکی از شاگردان او، به نام سید مرتضی آوینی، بعداً در جمهوری اسلامی، به شهرت و حتی شهادت رسید، تغذیه فکری نمود. دکتر رضا داوری اردکانی هم که تعلق به این جریان فکری دارد، سالیان سال عضو دائم شورای عالی انقلاب فرهنگی بود. امتزاج فکری این افراد با اندیشه رهبران انقلاب ایران مانند مرحوم امام خمینی که در کتاب کشف الاسرار (کتابی که در ایام جوانی نگاشته بودند و به شدت تمدن غرب را در ضمن آن نقد نمودند)، شهید مطهری که تعامل علمی با دکتر نصر داشت و قائل به برتری فلسفه اسلامی بود و شهید بهشتی و حتی دکتر شریعتی، افق تمدن سازی را در مقابل چشمان انقلابیون قرار داد. این افراد سرشناس و تأثیرگذار، غرب ستیزی را صورت بندی مفهومی نمودند و ماهیت تمدنی از انقلاب اسلامی را تقویت کردند. در راستای این جریان فکری، حوزه علمیه نیز وارد معرکه شد. فرهنگستان علوم اسلامی قم با ریاست سید منیر الدین حسینی الهاشمی و بعداً سید محمد مهدی میرباقری، بحث‌های تمدنی و نقد مبنایی دنیا غرب را به صورت جدی پی گرفتند و در سالیان اخیر، تأثیر وافری بر، نه تنها جامعه دانشگاهی و حوزوی، بلکه بر جامعه ایرانی گذاشته‌اند. درواقع باید به ایم مطلب اذعان نمود که انقلاب اسلامی ایران حاصل مبارزه چندین خط فکری است که انشقاق آنها پس از بهمن ماه سال ۱۳۵۷ شروع شد، اما خط فکری غرب ستیزی و تمنای «دنیایی متفاوت» از آنچه در جهان جاری است، روح‌ این انقلاب باقی ماند. روح «دنیای متفاوت» که در انقلاب سال ۱۳۵۷، اجمالا وجود داشت، در سالیان جمهوری اسلامی ایران به تفصیل در آمد. فعالیت‌های مطبوعاتی و سینمایی شهید سید مرتضی آوینی در این میان قابل توجه است. دکتر داوری اردکانی نیز با نگاشتن مقالات و کتب متعدد از جهت فلسفی، این جریان را راهبری نمود. سید مهدی میرباقری نیز با بررسی‌های تحلیلی در مورد علوم انسانی اسلامی، قدم مهمی در این راه برداشت. هر چند سیاست های اقتصادی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران، تماما در این جهت نبود و دولت ها و دوره های گوناگون مجلس شورای اسلامی متفاوت از این جریان می اندیشیدند، اما سیاست های کلی نظام و جهت گیری اصلی آن در این راستا بود. کانال ایتا مرکز مطالعات حکمرانی اساسی: https://eitaa.com/ConstitutionalGovernance ‌ کانال بله مرکز مطالعات حکمرانی اساسی: https://ble.ir/ConstitutionalGovernance
«مکتب شهید خامنه‌ای» ✍️🏻محمد زارع بیدکی (دانشجوی دکتری حقوق عمومی دانشگاه شیراز و پژوهشگر مرکز مطالعات حکمرانی اساسی) قسمت دوم: اشخاصی که در قسمت قبل نام برده شدند، هرچند دارای مبنای واحد در نقد مدرنیته و غرب نبودند (به عنوان مثال: سید حسین نصر از منظر سنت گرایی غرب را نقد می‌کند، احمد فردید و شاگردانش نگاهی هایدگری به بحث دارند، شهید مطهری و رضا داوری اردکانی از جهت فلسفی مبانی غرب را نشانه رفته‌اند و یا جریان فرهنگستان علوم اسلامی قم که از منظر ولایت الهیه اتخاذ نظر می‌کنند) اما همگی در نقد مدرنیته و ناکارآمدی آن اتفاق نظر داشتند. اما ماهیت تمدنی انقلاب اسلامی، صرفا در داخل ایران فعالیت نمی‌کرد، بلکه این جریان، علاوه بر کرسی های نظری، سنگرهای سیاسی و نظامی را در منطقه خاورمیانه فتح نمود. سنگرهایی در فلسطین و عراق و لبنان و یمن. شکل گیری جبهه مقاومت و طرفداری صریح جمهوری اسلامی از گروه‌های مسلحی مانند حشدالشعبی عراق، حزب الله لبنان و حماس در غزه و انصار الله در یمن، در ادامه این جریان فکری است. از آنجا که غرب تشان داده است قصد سلطه فرهنگی و اقتصادی و سیاسی بر جهان اسلام دارد، جبهه مقاومت، نیز قصد مقاومت در برابر این استکبار و سلطه جهانی غرب که ذاتی تمدن آن است را دارد. جایگاه رهبر شهیدمان در این جریان منحصر به فرد است. رهبر شهید انقلاب اسلامی، در طول سالیان دراز زعامت خود، نخ تسبیح رهبری امت را بر این اساس قرار داده‌ بودند: «سیاست ما ایستادگی در مقابل جنایت‌های نظام سلطه است، این [مطلب]، اینها را عصبانی می‌کند... ظرفیّت‌های دنیای اسلام برای متوقّف کردن استکبار و سپس عقب راندن دنیای استکبار و سلطه ظرفیّت‌های بسیار خوبی است؛ هم ظرفیّت‌های نرم‌افزاری، هم ظرفیّت‌های سخت‌افزاری.» (۱۴۰۱/۶/۱۲) در نگاه این جریان تمدن ساز، رژیم غاصب صهیونیستی، علمدار ایجاد تمدن غرب در منطقه خاورمیانه و حافظ منافع غرب است، به همین جهت است که تأمین امنیت اسرائیل، خط قرمز تمام تمدن غرب است، اعم از اروپا، آمریکا و حتی به نوعی روسیه و چین. (توجه شود که روسیه و چین به حیث منافع ملی و مادی با آمریکا و اروپای غربی مقابله می‌کنند نه به حیث روح حکام بر تمدن غرب.) از منظر ایشان اسرائیل باید در دل دنیای اسلام باقی بماند تا تمدنی دیگر در مقابل غرب ایجاد نگردد و جبهه مقاومت یا همان امتداد انقلاب اسلامی ایران با رهبری جمهوری اسلامی قصد برهم زدن این برنامه را دارد. نابودی اسرائیل، یعنی نابودی این برنامه‌‌ و دفاع از فلسطین که به بیان امام خمینی «ره» پاره تن اسلام است، یعنی دفاع از تمدن اسلامی. رهبر شهید انقلاب، به صراحت از زوال تمدن غرب سخن می‌راندند و به عنوان مثال بیان می‌کردند: «امروز دنیای غرب در بن‌بست فکری و بن‌بست تئوریک است؛ خیلی از مسائل دنیا برایشان غیر قابل توجیه است، غیر قابل فهم است... امّا برای ما نه، برای ما همه چیز قابل حل است. نقش انسان، نقش اراده‌ انسان، نقش توکّل به خدا، نقش حرکت تاریخ، مسئله‌ مهدویّت و آینده‌ قطعی اسلام، یک چیزهایی است که برای ما روشن است.» (۱۴۰۱/۶/۱۲) و در جای دیگر، هدف جمهوری اسلامی ایران را ایجاد تمدن اسلامی دانستند: «آرمان نظام جمهوری اسلامی نیز که تابعی از حکومت حضرت حجت (عج) است، در یک جمله کوتاه ایجاد تمدن نوین اسلامی است.» (۱۳۹۲/۶/۱۴) این بیانات و مواضع نشان دهنده ماهیت تمدنی انقلاب اسلامی و جبهه مقاومت در منطقه خاورمیانه است. جنگی که ما در آن قرار گرفتیم، نه جنگ ایران و آمریکا و اسرائیل بلکه جنگ تمدن غرب با تمدنی است که انقلاب اسلامی ایران تمنای به‌وجود آوردن آن را دارد. پیروزی انقلاب اسلامی در این جنگ، نه تنها موازنه قدرت را در خاورمیانه، بلکه در کل جهان تغییر خواهد داد. به همین جهت، این جنگ، یک ضرورت تاریخی برای اسلام است تا گفتمان خود را در جهان تثبیت نماید. گفتمانی که نظام سیاسی خود را بر پایه امامت و امت نه دموکراسی، نظام اقتصادی خود را بر پایه ایثار و زهد، نه تکاثر و نظام فرهنگی خود را بر پایه رشد و مسئولیت، نه آزادی می‌گذارد. کانال ایتا مرکز مطالعات حکمرانی اساسی: https://eitaa.com/ConstitutionalGovernance ‌ کانال بله مرکز مطالعات حکمرانی اساسی: https://ble.ir/ConstitutionalGovernance
🔰 جلسه دفاع از رساله دکتری با موضوع: "تأثیرات تحول از ساختار دانشی فقه جزایی به ساختار دانشی حقوق کیفری مدرن بر هویت سنتی فقه جزایی" ✅️ با ارائه: خانم زهرا صارم پور پژوهشگر دکتری حقوق جزا و جرم شناسی و پژوهشگر مرکز حکمرانی اساسی پژوهشکده حکمرانی دانشگاه شیراز 🔶️اساتید راهنما: دکتر محمدهادی صادقی دکتر سید سعید موسوی اصل 🔷️استاد مشاور: دکتر فضل الله فروغی 🔺️اساتید داور: دکتر فیروز محمودی جانکی دکتر شهرام ابراهیمی 🕓 زمان و مکان: شنبه 12 اردیبهشت ماه، ساعت 16 الی 18 دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشکده، سالن دادگاه(اتاق220) 🔴 لینک جهت شرکت مجازی: 🔴 http://vroom.shirazu.ac.ir/law2 کانال ایتا مرکز مطالعات حکمرانی اساسی: https://eitaa.com/ConstitutionalGovernance ‌ کانال بله مرکز مطالعات حکمرانی اساسی: https://ble.ir/ConstitutionalGovernance