eitaa logo
صندوقچه ابزار محتوا | طیب 🇮🇷
2.1هزار دنبال‌کننده
5.3هزار عکس
1.1هزار ویدیو
2.3هزار فایل
سلام نوش جان😊 🧡کانال اصلی 👇🏻 @MohsenTayeb جهت رزرو تبلیغات ebrahimian63@ 🛍🎁🖇💎
مشاهده در ایتا
دانلود
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨🌷برنامه زندگی🌷✨ 🏷 فضله پرندگان حرام گوشت مثل کلاغ نجسه؟ @Content_Toolbox
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📖🕊داستان راستان 🕊📖 📝✨ حکایت زاغ و مار زاغی بر درختی بلند آشیانه ساخته بود و در همان نزدیکی، ماری سیاه و خطرناک در سوراخی لانه داشت. هر بار که زاغ تخم می‌گذاشت و برای یافتن غذا از آشیانه دور می‌شد، مار خود را به لانه می‌رساند و تخم‌های او را می‌خورد. زاغ از این ماجرا بسیار اندوهگین بود. چند بار تلاش کرد با مار مقابله کند، اما می‌دانست که در برابر او قدرت چندانی ندارد. سرانجام نزد دوست خود، شغال، رفت و ماجرا را با او در میان گذاشت. شغال گفت: «اگر دشمنی از تو نیرومندتر است، با او از راه زور وارد نشو. برای هر مشکلی راهی وجود دارد که ممکن است با قدرت پیدا نشود، اما با اندیشه و تدبیر پیدا شود.» سپس نقشه‌ای به زاغ آموخت. زاغ به جایی رفت که گروهی از مردم و بزرگان شهر در کنار آب جمع شده بودند. در آنجا گردنبندی گران‌بها دید، آن را برداشت و در حالی که مردم او را تعقیب می‌کردند، به سوی لانه مار پرواز کرد. زاغ گردنبند را درست در سوراخ مار انداخت و خودش از آنجا دور شد. مردم که برای پس گرفتن گردنبند به دنبال زاغ آمده بودند، وقتی آن را در سوراخ مار دیدند، با چوب و سنگ به سراغ لانه رفتند. مار را بیرون کشیدند و کشتند و گردنبند را نیز برداشتند. به این ترتیب، زاغ بدون آنکه با مار درگیر شود، از شر دشمن خطرناک خود خلاص شد و از آن پس توانست با خیالی آسوده در آشیانه‌اش زندگی کند. 🌱 همیشه پیروزی از آنِ کسی نیست که زور بیشتری دارد بلکه از آن کسی است که عقل بیشتری دارد. @Content_Toolbox