eitaa logo
بیگانه.
222 دنبال‌کننده
43 عکس
4 ویدیو
0 فایل
« سرب‌گون » صندوقچه ی نامه های پر مهر شما:📬 «https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_qk6p7h&btn=شاپرک »
مشاهده در ایتا
دانلود
بنگر. ابرها هم ز غریبی‌‌ات می‌گریند، وطن!
بهمن دزدِ کوچولو
شجریان دگرگون میکنه
«وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد. آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد.»
کنج خیابان ایستاده ام؟ از دهان منحوسم، زهر سیاهی که با مطرودی درهم آمیخته می چکد. پوزخند مضحکی بر لب دارم. بنگر. به دهان خیس زهرم بنگر. به چشمان سوخته ی غریبم بنگر. به تن فانی و بر باد رفته ام بنگر. بر دستان خالی ام بنگر. به خلأ خاکستری درونم بنگر و پرنده ی زخمی امید را بیاب. یافتی؟ توانستی امید را در من جستجو کنی؟ نه. امید دیدنی نیست. گویی چیزی خمره مانند، پرندهٔ امیدم را اسیر کرده و من هر چه دست و پا میزنم نمیتوانم رهایی اش دهم. ( دست و پایی زدم؟) اما ملال چه؟ ملال را در من میبینی نه؟ در پاهای رو به زوالم ملال را یافتی؟ در لبخند بر لب خشک شده ام ملال را یافتی؟ در نجوای قلبم ملال را یافتی؟ از پلک های بر هم نبسته ام ملال را یافتی؟ آه، من پرنده ی ملال را یافته ام؛ در سینهٔ سنگین ز تاریکی‌ام. برای خودش خانه و کاشانه ای ساخته که بیا و ببین. گویی حالا حالا نمیخواهد زحمتش را کم کند. شوربختانه پرنده، مگس نیست که من آن را با دستانم شکار کنم و پرتش کنم به گوشه ی دیوار تا برای خودش بمیرد. اما مگر، پرنده مردنی نیست؟ شاید هم روزی از شاخه های برهم تنیده ام( آخر گویی من، یک درختم) پرواز کند و برود. برود در آسمان تیره چرخی بزند و بعد، بر دشت دلهای آدمیان فرود آید و لانه کند. کجایی ای پرنده ی امید من؟ نکند که مرده ای؟ من فقط انتظار تو یکی را نکشیده بودم که حالا کشیدم و جان به لبم کردی. "
گر پرنده ی امیدم را نیابم خود را نیز پیدا نخواهم کرد.
"