هدایت شده از I'm living here ⦻
⚠️ هشدار!این کریپی پاستا حاوی مطالب ترسناک و خشـ.ونت آمیزه.
داستان Jeff the killer و برادرش لیو رو یادتونه؟
خب...لیو هنوز زندهاست!همسایه ها وقتی با شنیدن صدای جیغ و فریاد برای کمک وارد خونه میشن بدن زخمیی لیو رو پیدا میکنن و اون رو به بیمارستان میرسونن.
لیو بعد از مدتی توی بیمارستان به هوش میاد و جنایت برادرش رو به یاد میآره؛کسی که همیشه ازش حمایت میکرد و مراقبش بود حالا اینطور به خانوادهشون حمله کرده بود.
این باعث میشه لیو در یک دوراهی سخت بین تنفر از جف و بخشیدن اون گیر کنه؛ لیو هنوز برادرش رو دوست داره ولی جنبهی تاریکش به اسم سولی بی رحم و خشنه و به دنبال انتقام گرفتنه.
توی بیمارستان از لیو راجع به برادرش و اتفاقی که افتاده بود سوال کردن،یکی از پرستار ها جف رو هیولا خطاب کرد و گفت که جف موجود نفرت انگیز و خبیثیه.
این حرف لیو رو به شدت عصبانی کرد،اون هنوز برادرش رو دوست داشت و میخواست از او دفاع کنه؛ پس به پرستار حمله میکنه و اون رو به قـ.تل میرسونه.
بعد از اولین قـ.تلش از بیمارستان فرار میکنه تا به دنبال جف بگرده؛اون هنوز میخواد جف رو ببخشه و بهش کمک کنه،ولی سولی و زخم های روی بدنش که یاد آور جنایت جف هستن دنبال انتقام میگردن.
پایان داستان لیو مشخص نیست، چون مثل خیلی از کریپی پاستای های دیگه داستان واحد و منسجمی نداره و نسخه های مختلفی ازش وجود داره.
#کریپیپاستا