فکر میکنم رسالت گلها اینه که یه عاشق اونها رو به دست معشوقش برسونه و چشمهای معشوق از ذوق برق بزنه. اگر این اتفاق بیوفته میتونن با آرامش خشک بشن و تبدیل به یک خاطره بشن. دستکم اگر من یه گل بودم، چنین حسی میداشتم.
با کلاس اصول فقه باز یادم اومد چقدر درسها و فضای طلبگی رو دوست دارم :))))))))))))))))
دفتر خاطرات خانوم علیا -
تابستون میخوام به عنوان یک موجود شبزی به زندگیم ادامه بدم و روزها زیر کولر و فقط و فقط در خونه زند
برنامهم برای تابستون، ایضاً امسال هم همینطور.
دفتر خاطرات خانوم علیا -
ترکیب پرتکرار و پرخاطرهی روزهای دوازدهم✨ #منوعلومج
دلم واسه غذاهای عجیبمزهی سلف و اون نور آفتاب که میوفته روی میزها تنگ شده.
یادم میوفته دلم برای کربلا و امام حسین -ع- تنگ شده و وسطِ حالِ صورتی یاسیِ خوشحالم، غصهی عالم آوار میشه روی سرم. روی سرِ قلبم.
هدایت شده از دفتر خاطرات خانوم علیا -
لطفا دمپایی پوشیدن تو تابستون رو عادیسازی و فرهنگسازی کنید. دیگه کفش نمیتونم.
هدایت شده از بیسیمچی مدیا 🎬
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پدر و مادری نیست که برای سه پسر خود عزاداری کنند ، این خانواده همگی با هم به شهادت رسیدند …
@BisimchiMedia
دفتر خاطرات خانوم علیا -
پدر و مادری نیست که برای سه پسر خود عزاداری کنند ، این خانواده همگی با هم به شهادت رسیدند … @Bis
خدایا، اشک ریختم و نهایتا، ازت خواهش میکنم پایان زندگیم این شکلی باشه. دقیقا همین شکلی... با همهی غصه و اشکهام، ما رأیت الا جمیلا...
هدایت شده از مرامپ
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یادتونه وقتی این فیلم پخش شد چقدر همه خون گریه کردیم؟
بفرمایید خدمت شما
دفتر خاطرات خانوم علیا -
یادتونه وقتی این فیلم پخش شد چقدر همه خون گریه کردیم؟ بفرمایید خدمت شما
منتظرم یکیتون بیاد و بگه یادشه این فیلم یکی از اولین پستهای نخل و نارنجِ اول بود. سال ۱۴۰۰. و این اواخر داشتم خیلی به پیدا کردنش فکر میکردم. میروم گریه کنم.