eitaa logo
دفتر خاطرات خانوم علیا‌ -
333 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
199 ویدیو
5 فایل
دانشجوی تبعیدی به علومج. «عجب حلاوتی‌ دارد مرگ، اگر انسان در راه آرمانی معتبر بمیرد‌.» . نادر ابراهیمی - https://eitaa.com/nashenasa_app/app?startapp=wSZvGLbdWyFExByj&btn=پیام.ناشناس.
مشاهده در ایتا
دانلود
نیاز دارم هر روزم ۴۸ ساعت باشه تا به همه‌ی کارام برسم. زمان در بی‌برکتی محصوره.
بچه‌های مشهدی، به کمک‌تون نیاز دارم. کسی هست که بتونه از طرف من یه سر به پست مرکزی مشهد بزنه و یه چیزی رو تحویل بگیره؟ اگر می‌تونید ممنون میشم بیاید پی‌ویم. @MrsAlia
امشب فهمیدم بچه‌های فامیل چقدر بزرگ شدن. همه‌چی چقدر عوض شده و همون حرفِ چکامه که «روندِ پیری در طولِ زمان، اصلا تغییراتی که اتفاق میوفته، همش قلبِ آدمو بدرد میاره و نمیخوای بپذیریش». یکی‌شون سه هفته دیگه به سن تکلیف می‌رسه، یکی دیگه‌شون وقتی بهش گفتم می‌خوام درس بخونم گفت می‌خوای درس بخونی؟ بعدش یه خنده‌ی نمکی کرد و یواش از اتاق رفت بیرون و در رو بست، یکی دیگه‌شون قدش شده نصف من و قیافه‌ش داره واقعا شبیه پسرها میشه دیگه، یکی دیگه شون که گمون می‌کردم نهایتا چهار ماهش باشه، پونزدهم همین ماه شیش ماهش تموم میشه و منم و ناباوری! چطوری، تو چه فاصله‌ی زمانی‌ای اینقدر فامیل پر از بچه شد و همه‌شون دارن بزرگ می‌شن؟ یعنی بابابزرگ و عزیز الان چند سالشونه که من به عنوان نوه‌ی اول‌شون دارم ازدواج می‌کنم؟ چقدر همه‌چیز غیرقابل باور به نظر میاد...
دفتر خاطرات خانوم علیا‌ -
آهنگ جدید حامد زمانی رو بعد از این همه سال گوش بدید و همه‌ی خاطره‌هاتون براتون زنده بشه. هنوز هم صداش >>>>>>>>>
مامانم یه خاطره‌ای تعریف کرد بامزه بود. گفت وقتی خیلی کوچیک بودم تقریبا ۲ ساله بودم، رفته بودیم عروسی یکی از اقوام، همه آرایش کرده بودن به جز مامان من. من بغل هیچ‌کس نمی‌رفتم و با هیچ‌کس حرف نمی‌زدم مامانمو فقط بغل کرده بودم و بهش می‌گفتم مامان اینا خیلی ترسناکن من ازشون می‌ترسم تو از همه خوشگل‌تری😭😂🎀
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای تنها آدمِ امنِ زندگیِ خیلیامون واسه درد دل گفتن ای آقای مهربون‌تر از پدر و مادرهامون ای پناه لحظه‌های بی‌پناهی و استیصال ای رئوف‌ترین و لطیف‌ترین سلطان ای همه‌کس و کار مردم ایران تو همه‌ی امیدِ ناامیدهایی هستی که دلشون گرفته :) پس بیا و این کبوترهای خسته از پرپر زدن رو خودت بغل کن و مرهم باش...
درسته خیلی وقتا آرزو کردم کاش تو نجف زندگی میکردم، کاش به کربلا نزدیک بودم، کاش تو سوریه میتونستم هر هفته برم حرم حضرت زینب، و خیلی کاش‌های دیگه... ولی در نهایت، فهمیدم وقتی استادم میگه مشهد یه چیز دیگه‌ست یعنی چی :)))))) در نهایت منم و تمنای تقدیر که اجازه بده تو مشهد بمونم و تو مشهد بمیرم ... پیش امام رضا که تنها پناه منه . اولین و آخرین پناهِ من .
من از خودم خسته شدم آقای امام رضا... منو به خودم برگردون.
در خاکی‌ترین حالتِ ممکن...