eitaa logo
دفتر خاطرات خانوم علیا‌ -
333 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
199 ویدیو
5 فایل
دانشجوی تبعیدی به علومج. «عجب حلاوتی‌ دارد مرگ، اگر انسان در راه آرمانی معتبر بمیرد‌.» . نادر ابراهیمی - https://eitaa.com/nashenasa_app/app?startapp=wSZvGLbdWyFExByj&btn=پیام.ناشناس.
مشاهده در ایتا
دانلود
شبکه‌ی چهار، امروز ساعت ۴ تکرار دیروزه.
اونقدر کم گذاشتیم که باید حلالیت بگیریم، نه رزق نوکری...
تو مثل من سر کویت هزارها داری ولی بدان که گدایت فقط تو را دارد
عینک نزدم کسی رو نمی‌شناسم تو هیئت بقیه نکنه فکر کنن بهشون بی‌محلی می‌کنم =)
زیارت عاشورا آغاز می‌شود. هر کسی بلند می‌شود تا گوشه‌ای از سیاهی‌ها را جمع کند. غصه، قلبم را پُر می‌کند و اشک، چشمم را. ما به این سیاهی‌ها خو کرده بودیم. هیئت خانه‌ی ما بود در این دو ماه... هروقت دلمان می‌گرفت، به خودمان دلداری می‌دادیم که تا شب صبر کن، یک‌جایی از این شهر یک هیئت پیدا می‌کنی و گوشه‌ای می‌نشینی و به ارباب پناه می‌بری نوکرِ خسته. ما قلبمان برای این که هر روز و هر روز پیراهن سیاه نوکری‌مان را تن کنیم، می‌تپید. حالا که سیاهی‌ها جمع می‌شود، حالا که بساط مجلس عزا جمع می‌شود، چطور روزهایمان را شب کنیم و شب‌هایمان را روز؟ تا محرم سال بعد... تا محرم سال بعد، چه کسی می‌ماند تا دوباره برای حسین نفس بزند؟ چه کسی می‌داند؟ دیوارها که لخت و عریان می‌شوند، دلم می‌ریزد و بغضم می‌ترکد. من از همین حالا دلتنگ هیئت‌های محرمم ارباب. دلتنگ هر شب و هر روز روضه شنیدن و هر شب و هر روز اشک ریختن برای عزای تو. کاش با جدا شدن سیاهی‌ها از در و دیوار شهر، نگذاری خودم هم از تو جدا شوم. اینجا بدون تو، نمی‌شود نفس کشید. / / به وقت شامِ شهادت علی بن موسی الرضا (علیه السلام)
آخرین سالی بود که محرم و صفر، گریه‌کنِ هیئت عشاق المهدی بودم. خدایا، کم بودم، خیلی کم بودم، اما ازم قبول کن...
جدی جدی، خداحافظ قشنگ‌ترین هیئتِ نوجوونیام؟ :)
حتی اگر بتونم به یک نفر مسیرش رو نشون بدم، خوشحال می‌شم.