3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی گرفتار خودمان هستیم ...
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هیچی حیف نیست جز نبود تو ...
کاش میشد بگم که چی شده
بگم کجا رفتم
بگم چی کار کردم
بگم دارم شاید یکم موفق میشم ...
من غریبه نیستماااا
اگر ازم بپرسن دلت برای کی تنگ میشه، میگم برای خودم. برای دخترکِ ۱۵ سالهی وجودم که اکثر روزهای هفتهش توی مسجد و به نماز جماعت و کار جهادی میگذشت، توی کیفش همیشه مفاتیحِ یادگاریش و جانماز چریکیش رو داشت، نسبت به نوعِ پوششش سختگیرتر بود، بیشتر حواسش به چشمهاش و گوشهاش بود، دعای توسل پایهی ثابت سهشنبههاش بود، چهل روز دعای عهد میخوند بدون این که یک بار قضا بشه، بیشتر حوصلهی کتاب خوندن داشت، بیشتر مینوشت حتی اگر نوشتههاش خوب نبودن، دوستهای بیشتری داشت، کلاسهای بیشتری وقت میکرد بره، رابطهی بهتری با شهدا و امام زمانش داشت، آدمِ به درد بخورتری بود! دلم برای فاطمهی ۱۵ ساله و شلوار شیشجیب پوشیدنش و وصلِ شهدا بودنش تنگ شده. برای فاطمهی ۱۵ ساله و دفتر خودسازیش. اگر فاطمهی ۱۵ ساله ازم بپرسه به کجا رسیدی، فعلا جوابی براش ندارم. اما قول میدم خیلی زود دوباره بغلش کنم و شرمندهش نباشم.
دفتر خاطرات خانوم علیا -
اگر ازم بپرسن دلت برای کی تنگ میشه، میگم برای خودم. برای دخترکِ ۱۵ سالهی وجودم که اکثر روزهای هفت
در کنارِ همهی اینا، اگر ازم بپرسن به کدوم دورهی زندگیت دیگه دلت نمیخواد برگردی قطعا جوابم ۱۴ - ۱۵ سالگیه. اشتباههای اون تایم از زندگیم هم واقعا لِوِل عجیبی داشتن. تجربههای عجیبی که داشتم واقعا برای کوچیک بودنم خیلی زیاد و سخت بودن. اتفاقهایی که دوستام رو ازم گرفتن خیلی ناراحتکننده بودن. خیلی کوچیک بودم واسهی اون تجربهها و غصهها...
مرور خاطراتی که میفهمی مالِ ۵ ، ۶ سال پیشن خیلی عجیبه. یه طوریه که باورت نمیشه اونا رو خودت زندگی کردی و از طرفی خیلی به نظر نزدیک میان. به قول خانم جعفری - دبیر فلسفه و بابا زندگی به چشم بهم زدنی میگذره.