eitaa logo
خانوم علیا‌ ؛
360 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
211 ویدیو
5 فایل
دانشجوی تبعیدی به علومج. «عجب حلاوتی‌ دارد مرگ، اگر انسان در راه آرمانی معتبر بمیرد‌.» . نادر ابراهیمی - https://daigo.ir/secret/mrsaliaa
مشاهده در ایتا
دانلود
دلم می‌خواد ایامِ نیمه‌ی شعبان رو زندگی کنم. خودم رو مشغولِ خوندن درباره‌ی حضرت کنم، تو کوچه خیابون‌هایی که آماده‌ی جشن می‌شن بگردم، برای همسایه‌ها شعله‌زرد و شیرینی ببرم، سرِ کوچه‌مون شیرینی و شربت پخش کنم، برای بچه‌ها هدیه بخرم، جشن‌های بزرگ بگیرم، توی پرورشگاه‌ها و آسایشگاه‌های سالمندان جشن بگیرم و شیرینی پخش کنم، کلی کار انجام بدم... خدایا هوای ماهایی که دلمون می‌خواد همچین کارهایی انجام بدیم تو مقیاس زیاد و بزرگ رو داشته باش. ما دلمون می‌خواد کارهای بزرگ کنیم.
https://daigo.ir/secret/41659071083 آیدی به‌خوان‌تون رو بذارید همو پیدا کنیم :>
از مجازی خسته شدم دیگه. بر می‌گردم به کتاب‌هام.
ایده‌ها در ذهنم می‌چرخند اما نمی‌ایستند. آن‌قدر می‌چرخند تا سردرد می‌گیرم. هیچ‌کدام به قدر کافی خوب نیستند. من به کم قانع نیستم. من به ساده قانع نیستم. من به چیزی که دیگران هم دارند و انجام می‌دهند قانع نیستم! من چیزی می‌خواهم که من باشد... خودِ من. آرمان و باور داشته باشد، از سرزمین رویاها باشد و به سرزمین رویاها برود. هیچ‌کدام از ایده‌ها به قدر کافی خوب نیستند و حتی من مهارتی ندارم...
این موضوع پریشونم می‌کنه این که به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسم ولی می‌خوام یه کاری کنم این موضوع حسابی منو عصبی و بهم‌ریخته می‌کنه
ویدیو مسیج از سخنرانی استادم رو دیدم و احساس می‌کنم قلبم با تمام شدتِ خودش داره می‌کوبه. توی قفسه‌ی سینه‌م و توی چشمام... من دلم برای استادم اندازه‌ی قلب یه مورچه تنگ و مچاله شده. دلم می‌خواد از غصه اونقدر گریه کنم که آب بشم. لبخندای استادمون و چشم‌هاش میان جلوی چشمام و از ته ته ته دلم، دلم می‌خواد استادمو بغل کنم و تو بغلش گریه کنم و بگم چقدر بهم سخت گذشت...
هدایت شده از خانوم علیا‌ ؛
کاش لحظات همون موقع که نشسته بودیم جلوی در آسانسور توی تاریک و روشنی، تو سر و صدا، یه حلقه‌ی کوچیک درست کرده بودیم و استاد برامون حرف می‌زد می‌ایستاد. اون چشم‌ها، اون نگاه‌ها، اون لبخندها، اون صدا، اون چشم‌ها، اون نگاه‌ها...
خدایا من زیر بار استرس خورد خاکشیر میشم مثل مورچه‌هایی که زیر پای سربازهای حضرت سلیمان میشکستن از منم مثل اون مورچه‌ها مراقبت کن و چیزی به نام استرس رو از زندگیم محو کن
خانوم علیا‌ ؛
می‌تونم تا ابد فخر بفروشم به عالم و آدم که رهبرمی آقا :))))))))))))