نخل و نارنج ؛
چالش یک ماههی نوشتن، خاطرات دِی! هر روز درباره یکی از این موضوعها داستان یا خاطره یا حرف دلت رو ب
#Daymemori
شماره ۲۷ ؛
منظمِ منظم نه ولی شلخته هم خیلی وقته نیستم. تا یکی دو سال پیش واقعا آدم شلختهای بودم ولی عوض شدم. نمیدونم چطوری و چرا ولی الان نظمِ مورد پسند خودمو ترجیح میدم.
اومدم بگم آنهشرلی که میبینم حسِ همزادپنداریم خصوصا این آخرا که بزرگ شده بینهایت و غیر قابل توصیفه. امشب که نتیجهی آزمون یا به قولی کنکورشون اومد، عمیقا دلم خواست سال آخرم باشه و بشینم واقعا برای کنکور بخونم و وقتی با نتیجه دلخواهم قبول شدم، بزنم رو شونه خودم و بگم زحمت کشیدی... بعدم بشینم یه روز کامل گریه کنم. واقعا اگر به چیزی که میخوام برسم برای کنکور میشینم یه روز گریه میکنم. اون احساسِ خوبِ بعدِ قبولی و رهایی نسبی دانشجویی رو میخوام.
در دنیای سایهها
سرگردان و بیصدا
روز و شب میگردم تا
پیدا کنم ..
خورشیدم را .
حالا خواننده خیلی مهمهها ، این چیزا خیلی پسندم نیست ولی مثلا سامی یوسف ، ماهر زین ، قلیچ هم بد نیست ، حامد زمانی هم که دیگه :)))))