بازهم شهریور، skin one، موهاتو فر کن، مقبرهی خالی، چشمبند وارونه، میتونم خطاطی کنم؟، اگزما، دستبند ستارهای، تو بامعنیای، مهندس جودکی، کراپکت سبز، این بهترین ویدئومسیجت بود، رعد و برق، یاور همیشه مؤمن، دوربینو برام بیار، تامی شلبی، درخت انجیر و فرشتگان غمگین.
کم مینویسم. بریده بریده و نامفهوم. با کلماتی که سعی در کلمه شدن دارند. امیدوارم هرگز بیواژه نشی.
دقیقا زمانی که چشمبندها رو گذاشتم و تصمیم به خواب گرفتم آلارم بابا باید شروع میکرد؟