eitaa logo
دُموعْ .
93 دنبال‌کننده
9 عکس
0 ویدیو
0 فایل
قسم به قداستِ حروف، چشم‌ها، و حروفِ چشم‌ها، که هرگز خوانده نشدند. « اشک‌ها » ؛ تنِ نازکِ کاغذ واژه‌هایم را تاب نیاورد؛ به مَجاز پناه آوردم.
مشاهده در ایتا
دانلود
" دوست داشتم نویسنده‌ی ساده‌ای باشم در کتابخانه، خطاط کم‌صحبتی در انبوه نوشته‌ها، عکاسی چهارخانه‌پوش میان عکس‌های ظاهر نشده یا نقاشی قلموبه‌دست پشت بوم نقاشی. حتی نه. دوست داشتم نامه‌ی عاشقانه‌ای باشم در دست نویسنده، نوشته‌ی ناتمامی زیر دست خطاط، عکس ظاهر نشده‌ای میان عکس‌های عکاس یا بوم سفیدی خیره به چشمان نقاش. حتی ساده‌تر. باید کبوتر رؤیارنگ و آزادی بودم در آسمانِ خدا، شکوفه‌ای روی درخت پرتقال، موجی در خلیجِ همیشه فارس یا حریری روی تنِ دخترکی رقصان. باید هرچه می‌بودم جز انسان، که رنج انسان بودن بسیار است.
-
دُموعْ .
اردیبهشتِ عزیزم، امیدوارم مثل اسمت آبی باشی و نیلگون، کبود باشی و یاس‌مانند، و یشمی باشی و خزه‌رنگ. بپیچی دور قلبم، شاخه‌هات رو تا چشم‌هام برسونی و در آغوشم بگیری. امیدوارم بهشت باشی عزیزم.
تنِ ظریفش که آغوش می‌شود برای تنِ خسته‌ی من، زندگی کمی قلبم را لمس می‌کند. خداوند به صورتم لبخند می‌زند و نور نرم‌نرمک روی تنم می‌رقصد. کاش دهخدا در لغتنامه، معادل آغوش نوشته بود: «حیاتی بس کوتاه و روح‌افزا.»
- تا ابد صدای بارون موردعلاقه‌ترین موزیک بی‌کلامم باقی می‌مونه./
اما عزیزِ من ؛ اگر روزی کلماتِ میانِ ما تمام شد، به چشمانم خیره شو . چشم‌های من تا به ابد، برای تو مَگوترین حرف‌ها، طولانی‌ترین آغوش‌ها و سر به مُهرترین رازها را دارد .
به گرفتارِ رهائی نتوان گفت آزاد .
« ستاره مُرد، اما سپیده‌ای هم سر نزد. »