بابایپونیو☫ⸯⸯ
یه حال نشو ای داره .
شاید اون معلمی که اومد مدرسه و کشیدن یادمون داد رو قدرت های ماورایی ما حساب باز کرده بود چون این که من میبینم انگار هیچ وقت یه صورت نمیشه
بابایپونیو☫ⸯⸯ
تا همین جا واسه امشب بسه ۱۳"۲:۲
میدونید بچه ها تو این جور نقاشی ها همه چیز جزئیاتِ و من تو جزئیات افتضاح ام :")
فکر میکنی فراموش کردی
"اون جزوی از گذشته ست "
تا اینکه به خودت میای و میبینی ساعت هاست که داری آرزو میکنی دقیقا همون جا گوشه همون در باهاش روبه رو شی .
یکی از کتابام نیست :))
حتی یادم نمیاد قرض دادم یا نه :))
الان سکته میکنم سال سی رو بهم برگردونید :))
بابایپونیو☫ⸯⸯ
برنامه ام برا دیجیتالی کشیدنش از امروز شروع شد:))
یکم شبیه اش شد 😭
ولی میترسم بقیه اش و بکشم خراب شه 😭