هیچوقت دروغ نگو - فریدا مک فادن
این رمانْ داستان زن و شوهری به نام پاتریشیا و ایتن را به تصویر میکشد که در ششمین ماه ازدواج خود هستند که بهدنبال خانهی رؤیاهای خود و به پیشنهاد مشاور املاکشان، راهی جاده شدهاند. در جاده برف سنگنی میبارد و سیگنال مکانیاب آنها از کار افتاده است. تریشیا اصرار دارد برگردند و قید بازدید از خانه را بزنند، اما ایتن تا کارش را به انجام نرساند، دستبردار نیست. بالاخره خانه را پیدا میکنند، یکی از چراغهای آن بهطرز مشکوکی روشن است، اما کسی در خانه نیست و هیچ ماشینی در اطراف خانه دیده نمیشود. تریشیا با دیدن خانه حس بدی پیدا میکند. او احساس میکند که اتفاق وحشتناکی در این خانه رخ داده است.
پاتریشیا و ایتن به خانه وارد میشوند. در کمال تعجب، اسباب و اثاثیهی خانه کامل است، اما مشخص است مدت زمان زیادی هیچکس در خانه زندگی نکرده. کتابخانهی بزرگی توجه تریشیا را جلب میکند. تا زمانی که کولاک متوقف شود و مشاور املاک سربرسد، تریشیا ترجیح میدهد با کتابی خودش را سرگرم کند. پرترهی آویختهشده به دیوار و چند کتاب روانشناسی در قفسهی کتابخانه از روانشناسی به نام دکتر ادرین هیل، تریشیا و ایتن را به این فکر فرو میبرد که این خانه متعلق به دکتر هیل بوده است؛ روانشناسی که مدتی پیش خبر ناپدید شدن و قتل او در صدر اخبار قرار گرفته بود و در نهایت نیز نتوانسته بودند قاتل او و جنازهاش را پیدا کنند.
دوستدار - فریدا مک فادن
کوین مردی است که سیدنی او را از یک سایت دوستیابی پیدا کرده است. آن دو نفر با هم بر سر قرار میروند.
سیدنی از گرچن، کسی که فعلاً دوست سیدنی است، خواسته است تا بیست دقیقه پس از آغاز قرارش با کوین، با سیدنی تماس بگیرد تا اگر از کوین خوشش نیامد یا در خطر بود بتواند از «دوستم تماس گرفته و به کمک من نیاز دارد» استفاده کند و از محل قرار خارج شود، اما گرچن خیلی دیر با سیدنی تماس میگیرد؛ همین تأخیر چند دقیقهای زندگی سیدنی را دگرگون میکند. کوین حالا از مرز خود فراتر رفته و به سیدنی حمله کرده است. سیدنی از همان ابتدای قرار حدس زده بود که این مرد فرد مناسبی نیست، اما نمیدانست با یک متجاوز بر سر میز نشسته است! فریدا مکفادن برای او یک فرشتهی نجات می فرستد؛ مردی خوشپوش بهنام «تام».
او تمام ویژگیهای یک مرد خوب را دارد و میخواهد با سیدنی قرار بگذارد! از نظر سیدنی این اتفاق شبیه به باز شدن دروازههای خوشبختی است و نباید چنین فرصتی را از دست بدهد؛ اما مثل اینکه ورود تام برای سیدنی بدشانسی آورده. بهمحض ورود تام به خانه و زندگی او، دوست سیدنی بهنام «بانی» بهقتل میرسد. او تنها کسی بود که به سیدنی یادآوری میکرد: «این شهر پر از متجاوز و آدم بدذات است!» اما این جنایت تنها قتل داستان دوستدار نیست. رندی نیز که با گرچن در رابطه است، کمی بعد از بانی کشته میشود! فریدا مکفادن از این لحظه ما را با نامزد سابق سیدنی که پلیس است و باید قاتل بانی و رندی را به دام اندازد آشنا میکند؛ فردی موقر و محتاط بهنام «جیک».
خانهٔ پوشالی - کریستال ساترلند
گم شدن گری یکی از سه خواهران هالو، ایریس و ویوی، دو خواهر دیگه در گیر پیدا کردن خواهر گم شدهشون میشن. داشتان گم شدن گری زمانی ترسناک میشه که مردی با سری گاو و بدنی انسان وار به دنبال ایریس و ویوی برای کشتنشون میافته، در این بین، ایریس و ویوی برای پیدا کردن گری مجبورن برگردن به راز حل نشدن بچگیشون و...
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ببینید کیا اینجان...برادران آذر
𝕯𝖆𝖌𝖌𝖊𝖗𝖘' 𝕷𝖎𝖇𝖗𝖆𝖗𝖞📚
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عه.. شاهزاده کای⚔
𝕯𝖆𝖌𝖌𝖊𝖗𝖘' 𝕷𝖎𝖇𝖗𝖆𝖗𝖞📚
سریر شیشه ای - سارا جی ماس
تبدیل شدن به هراس انگیزترین قاتل در «آدارلان»، شهرت نامرسومی است که دختری هفده ساله به نام «سلینا» آن را یک افتخار در نظر می گیرد، اگرچه این شهرت باعث شده او اکنون در یک اردوگاه کار اجباری زندانی شود که هیچکس از آن جان سالم به در نبرده است. بعد از گذشت یک سال از دوران محکومیت او، ولیعهد از قصد خود برای حمایت از «سلینا» در رقابتی با 23 خلافکار و قاتل دیگر سخن می گوید—رقابتی که پیروزی در آن به معنای آزادی «سلینا» خواهد بود. اما نه آزادی کامل؛ او باید چهار سال به عنوان قاتل شخصی پادشاه خدمت کند، همان پادشاه سنگدلی که او را به زندان انداخت. جهان «سلینا» که به سبک فانتزی های «تالکین» خلق شده، دنیایی است که در آن، جادو غیرقانونی است و قدرت از طریق طمع و کشتار به دست می آید.
کتابخانه✯خنجرداران📚🗡️
چرا انقدر جلد دارع🗿🎀
کلا هشت تاس ولی باژ میخواد سانسور نکنه چند جلدیش میکنه..🙃