هدایت شده از عمارت کریستالی°•.🕯️
میشه یکم اینجارو به دوستاتون معرفی کنید یه کوچولو زیاد بشیم؟🥺
من از مدرسه متنفر نیستم بخاطر درسای پیچیدهش ، معلمای سختگیرش و امتحانات گاه و بیگاهش...
من از مدرسه متنفرم چون دوستام رو ازم میگیره.چون هیچکس به اون جنبهی آزاد و شاد و بیخیالش اهمیت نمیده و میندازتش دور...
درسته این تابستون خوب نبود ولی با آدم های فوق العادهای آشنا شدم ..🫂
از 𝑺𝒕𝒂𝒓𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕𝒄𝒂𝒄𝒆𝒅 که به سیلسیا ، موژان ، نئو ، ریوکا ، لیلیث و خاندان مشنگعلیان و بقیه رسیدم..💫
از اژدها سواران کتابخوان که با سیلوانا ( اژدها سواری که همسر جک اسپاروعه⛵️ ) آشنا شدم و از اونجا به ایستگاه 34🌌 پرواز کردم و با مامان سولی ( عمارت کریستالی اتاق خوابشه 🛏) و خاله آدرین ( همه چیز در حضورش رنده 💯) آشنا گشتم.بعد از طریق پورتال زمان به کافه کتاب پرتاب شدم اونجا کتابخون قاتل🩸 ( همکار عالیهایه . کنترل مغز هم بلده🧠 ) رو یافتم.
و دنیایی در برابر سایه ها که جناب سباستین مک کویین متاسفانه تنهامون گذاشت🌃
از مادر سرگردان و فرزندانش هم یه نامی ببریم چون به حمایت کوچولو کردن که همون هم با ارزش بود🌹
از بچه های داستان نویسی و ترجمه که از ایده هام خوششون اومد و همراهی کردن ( همینطور ادامه بدید من تا حد امکان کنارتونم )💗
عذر میخواهم از اونهایی که نتونستم به درخواست هاشون رسیدگی کنم..😔🙏🏻
من توی تابستون ۱۴۰۴ ، با جمعی از افراد کتابخوان و باحال آشنا شدم که همه جوره من رو حمایت کردن.🤝
اگه تونستم حتما بهتون سر میزنم🌱
تنها خواهشی که ازتون دارم اینه که با درسا مثل قصه ها رفتار کنید. بهتره وقتی بر میگردم اینجا باشید و گرنه همون بلایی رو به سرتون میارم که پیدین سر ادریک آورد..🔪
- پیشاپیش پاییزتون مبارک 🍁
| از تمام وجود دوستون دارم و ممنونم❤️🔥
• به قول آدنا این یه خداحافظی نیست..
~ آدلینا✍🏻
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رفتن تو هپروت😔...
𝕯𝖆𝖌𝖌𝖊𝖗𝖘' 𝕷𝖎𝖇𝖗𝖆𝖗𝖞📚
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حالا آرون وارنر...
𝕯𝖆𝖌𝖌𝖊𝖗𝖘' 𝕷𝖎𝖇𝖗𝖆𝖗𝖞📚
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مغازه خودکشیییی
𝕯𝖆𝖌𝖌𝖊𝖗𝖘' 𝕷𝖎𝖇𝖗𝖆𝖗𝖞📚
مجموعه عصیانگران - مریسا مایر
پس از هرج و مرج «عصر آشوب»—زمانی که تعدادی از انسان ها، ابرقدرت های خود را کشف کردند و آن را برای نابودی جهان به کار گرفتند—گروهی از ابرقهرمانان به قدرت رسیدند. آن ها که خود را «عصیانگران» می نامند، نظم و قانون را در جهانی آشوبناک برقرار ساخته اند. با این حال، برخی از انسان ها در مقابل حکمرانی «عصیانگران» مقاومت می کنند، از جمله «نووا»، نوجوانی با قدرت های مختص به خودش که دل خوشی از «عصیانگران» ندارد چون آن ها در گذشته نتوانستند خانواده اش را نجات دهند. «نووا» با فکر انتقام، تصمیم می گیرد به «عصیانگران» بپیوندد و آن ها را از درون نابود کند.