اما به یک باره ستاره های چشمانش خاموش شد
خودم دیدم!باور نمیکنی؟
وقتی بهش گفتم ستاره هایش خاموش شده فقط میخندید و میگفت:چرند نگو من فقط خوابم میاد.» دروغ میگفت چون او بیدار ماندن و چای خوردن و صحبت کردن با مارا عمیقا دوست داشت و بابتش شکر گذاری میکرد.
شخصیت ما یه چیز ثابت نیست، بیشتر شبیه یک طیفه که بسته به محیط، آدمها و سطح امنیت روانیمون تغییر میکنه! همهی ما چند نسخه از خودمون داریم، نسخهای که تو آرامش ظاهر میشه، نسخهای که تو تنش آسیب پذیر میشه، نسخهای که کنار یه آدم امن میدرخشه، و نسخهای که کنار آدم اشتباه بدترین خودش و نشون میده!
"ماوا"
شخصیت ما یه چیز ثابت نیست، بیشتر شبیه یک طیفه که بسته به محیط، آدمها و سطح امنیت روانیمون تغییر میک
برای همین قضاوت کردن خودت در بدترین محیطها بیانصافیه! وقتی توی یک فضای پرتنش، پرانتقاد، ناامن یا کنترلگر هستی، ذهن میره روی حالت بقا، اونجا دیگه نه خلاقیت هست، نه مهربونی، نه اعتمادبنفس، فقط تلاش برای زنده موندنه! و این ربطی به شخصیت واقعیت نداره، این واکنش طبیعی روانته. آدمها فقط در محیطی که براشون امن باشه، خود اصیلشون رو نشون میدن. پس وقتی از خودت تو یک محیط بد ناامید میشی، یادت باشه اون رفتار تو نیستی! اون نسخهای از توعه که مجبور شده فقط دووم بیاره! خودت رو در محیط درست قضاوت کن نه وسط طوفان.
"ماوا"
برای همین قضاوت کردن خودت در بدترین محیطها بیانصافیه! وقتی توی یک فضای پرتنش، پرانتقاد، ناامن یا ک
اوه ممنون بابت این جمله ...
من یکی حالم خیلی خوب شد