"ماوا"
هرچی فکر میکنم من همه اینکارارو برا رفیقم کردم غذا براش پختم موهاش سشوار کشیدم کفشو وسایلش برداشت رو
الان میفهمم وقتی همکلاسیام میگن همینجوری کل کلاسو گردن گرفته یعنی چی😂
"ماوا"
هرچی فکر میکنم من همه اینکارارو برا رفیقم کردم غذا براش پختم موهاش سشوار کشیدم کفشو وسایلش برداشت رو
من
ولی انقدر که برای هرکسی انجامش دادم لیاقت نداشته که گاردم شدیدا بالاست
"ماوا"
در داستانت با کدام تاریکی جنگیدی و بر آن غلبه کردی؟ https://daigo.ir/secret/31776695666 کوه ه
برای زندگی خودم احتمالا دوست نداشته شدن
تمام کارکتر های داستان های من با دوست نداشته شدن جنگیدن و من هم کنارشون جنگیدم
آدم هایی رو براشون و کنارشون ساختم که خودم هیچوقت نداشتم
من با حس ناکافی بودن جنگیدم و یاد گرفتم خودم رو دوست داشته باشم همونطور که دخترای من یاد گرفتن چطور خودشون رو دوست داشته باشن
📪 پیام جدید
الان که بهش فکر میکنم اکثر سال های تحصیلم
دوستایی نداشتم که واقعا احساس راحتی رو باهاشون داشته باشم اما الان چند سال که امیدوارم دوست هایی رو پیدا کنم که این حس رو بهم بدن ، گفتم که بگم شاید اگر لیاقت رو نداشتن ادمای درست زندگیت رو هنوز ندیدی
⋆ :))))))👌
من خیلی کینه ایم وقتی یکی یه چیزی میگه تا سال ها تو ذهنم میمونه و کینه ای بودن در کنار اعتقاد داشتن به جمله ادما وقتی عصبین واقعی ترین حرفا و حرفای که تو دلشونه ارو میزنن خیلی دردناکه چون خودم عذاب میکشم