و اون همونطور که باردار بود و یه بچه بغلش بودو پاپاراتزیها دنبالش میکردن و احساس امنیت نمیکرده میره سمت یه مغازهای میگه لطفا منو راه بده بزار یه چند دقیقه استراحت کنم پاپاراتزیها دنبالمن لطفا راهشون نده
مغازه دار قبول میکنه ولی فکر میکنید تو زندگی این دختر بیچاره اتفاق خوبی هم افتاده؟ خیر باید بگم اون مغازه دار دلقک از پاپاراتزیها پول میگیره و میگه بیاید تو برید عکستونو بگیرید
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
حالا بیاید بگم عدنان قلیب کی بود
عدنان قلیب یه پاپاراتزی بود که ملیت افغانستانی داشت و داخل تمام عکس و فیلمهایی که پاپاراتزیها از بریتنی میگرفتن این بوده و خیلی اوقات به بریتنی کمک میکرده مثلا یه بار زنگ میزنن بهش میگن بریتنی توی پمپ بنزینه و برو عکس بگیر ازش عدنان میره اونجا به بریتنی کمک میکنه بنزین بزنه چون یه مشکلی پیش اومده بود برای ماشینش و بعد از اینکه کمکش کرد چندتا عکس میگیره ازش.
عدنان به شدت هیت میگرفته و خب طبیعیه هرکسی با یه سلب به بزرگی بریتنی بره تو رابطه همینقدر مردم بهش هیت میدن چون میگن لیاقت بریتنی رو نداره و خب مخصوصا که عدنان افغانستانی بود و نژادپرستی هم به هیت دادناشون اضافه شده بود
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
عدنان به شدت هیت میگرفته و خب طبیعیه هرکسی با یه سلب به بزرگی بریتنی بره تو رابطه همینقدر مردم بهش
بعد از اینکه اینا وارد رابطه شدن یهو بریتنی اومد صدر اخبار بخاطر اخبار طلاقش که کِوین شوهر سابقش حضانت بچه هارو به طور کامل میخواست و وکیلش میگفت که در حق کوین خیلی ظلم شده و مردم کوین رو اذیت میکردن و میگفتن که کوین بریتنی رو اذیت کرده و از کوین یه هیولا ساختن
یه همچین چیزی رو عدنان هم گفته بود که میگفت من یه آدم افغانستانی بودم که فقیر بودم ، کار خاصی تو زندگیم نکردم قیافهی خاصی نداشتم ولی طرف مقابلم بریتنی اسپیرز بود
در نهایت اونی که لیاقت بریتنی رو نداشت من بودم اونی که اذیت میشد من بودم اونی که مردم معتقد بودن که اصلا در حد بریتنی نیست من بودم
سال ۲۰۰۷ رابطه ی بریتنی با خانوادهش شکرآب شد و ارتباطی نداشتن
تو اون تایم افراد نزدیک بریتنی میگفتن که اون همیشه ترس اینو داشته که داخل این دادگاه بازیها سر حضانت بچهها خانوادهش مخصوصا پدرش دخالت کنن و میگفت اونا میخوان زندگیمو نابود کنن
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
حالا سم لطفی کیه؟
سم لطفی منیجر بریتنی بود که خانوادهش به شدت مخالف بودن و اونو مقصر نابود شدن بریتنی میدونستن و توی مدارکی که از دادگاه طلاق بریتنی موجوده میگه که سم شبیه دوستشه و گاهی ازم تعریف میکنه، ولی کم کم این آدم به یک تصمیم گیرنده تبدیل میشه .
سم لطفی داره تعریف میکنه که توی بار باهم آشنا شدن و صحبت کردن و بریتنی شمارهی سم لطفی رو خواست و یه شب بهش زنگ میزنه و میگه به کمکش نیاز داره و سم لطفیمیگفت که بریتنی خیلی وقته با پدرش ارتباط نداره
همون تایما بود که بریتنی آلبوم black out رو داد بیرون که داخلش دائما داشت راجب یه زنی میگفت که در حال فراره و همه دنبالشن و همش داره از دست این و اون فرار میکنه و کلی آدم بودن که میخواستن اذیتش کنن