سم لطفی داره تعریف میکنه که توی بار باهم آشنا شدن و صحبت کردن و بریتنی شمارهی سم لطفی رو خواست و یه شب بهش زنگ میزنه و میگه به کمکش نیاز داره و سم لطفیمیگفت که بریتنی خیلی وقته با پدرش ارتباط نداره
همون تایما بود که بریتنی آلبوم black out رو داد بیرون که داخلش دائما داشت راجب یه زنی میگفت که در حال فراره و همه دنبالشن و همش داره از دست این و اون فرار میکنه و کلی آدم بودن که میخواستن اذیتش کنن
و بله اون تایم بریتنی همش داشته از دست پاپاراتزیها فرار میکرده و یه بار داخل ماشینش بوده پاپاراتزی.ها دنبالش میکنن
بریتنی هی سرعتشو زیاد میکنه اما پاپاراتزیها دست بردار نبودن و همچنان دنبالش میکردن و خب بریتنی مجبور بوده واسه اینکه یه نفر راحت بکشه چراغ قرمزهارو رد کنه
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
و بله اون تایم بریتنی همش داشته از دست پاپاراتزیها فرار میکرده و یه بار داخل ماشینش بوده پاپاراتزی.
و فکر کنید چی؟ دقیقا فردای اون روز عکس بریتنی میره روی روزنامهها با تایتل این زن دیوونهست برای جامعه خطرناکه چراغ قرمزهارو رد کرده و سرعت غیر مجاز داشته
توی ژانویه ی سال ۲۰۰۸ پلیس میره به خونهی بریتنی و میبینه که خودشو داخل خونه زندانی کرده و بچههارو به بادیگارد کوین نمیده و بعد از اون بریتنی میره یه بیمارستان روانی و گفتن که تحت تاثیر دارو و مواد مخدر بوده در صورتیکه بریتنی میگفت هیچ چیزی مصرف نمیکنه و براش پاپوش دوختن
اول بگم که حضانت کامل بچهها به کوین رسید و چند روز بعد دوباره به بیمارستان روانی منتقل شد و تو اون تایم که همه میگفتن بریتنی دیوونهست و روانیه و مواد مصرف میکنه بابای فلان فلان شدهش از موقعیت سوءاستفاده کرد و رفت دادگاه و درخواست قیمومیت/ قیومیت بریتنی رو داد
اینجا دیگه بریتینی خودش ، زندگیش ، کارش پولش ، دست آورداش و همه چیزشو از دست داد
تو اون تایم یه گزارشگری رفت با بریتنی صحبت کنه و یه مصاحبهای داشته باشه
بادیگارها بهش گفتن که بریتنی خیلی دوست داره که باهات صحبت کنه اما نمیتونه چون که تحت قرارداد قیومیته
حالا قرار داد قیومیت یا قیمومیت چیه؟
یه پروسهی قانونی برای گرفتن توانایی تصمیمگیری فرد و دادن اون به شخص ثالث یا نگهبانه؛ قرار داد قیمومیت یعنی مرگ ، یعنی تو اجازهی زندگی نداری و شخصی که تحت این قرارداده حتی آزادی عمل برای درمان و مسائل مربوط به سلامتیشه رو نداره
ارتباط داشتن با بقیه و اینکه کیو ببینه و کیو نبینه ، کجا بره ، از خونه بیرون بره یا نره ، چقدر پول داشته باشه ، حساب بانکی داشته باشه یا نه و همون پولی هم که داره مال قبل هستش؛ اینکه بتونه به کسی زنگ بزنه یا نه یا به کی زنگ بزنه
برای همه چیز همه چیز باید اجازه بگیره حتی برای آب خوردن اگر اجازه دادن میتونه آب بخوره اگه اجازه ندادن نمیتونه آب بخوره
و اوضاع جالبتر میشه وقتی بدونید که وقتی بابای بریتنی تقاضای قیومیت داده بود ورشکسته شده بود
و رسما اینکارو کرد که پول بریتنی ، اسمش ، معروفیتش و همه چیز که متعلق به بریتنی بوده رو بگیره و کلی بیزنس واسه خودش راه بندازه
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
و اوضاع جالبتر میشه وقتی بدونید که وقتی بابای بریتنی تقاضای قیومیت داده بود ورشکسته شده بود و رسما
و گرفتن این قیومیت اونقدر چیز سادهای نیست
باید فرد خیلی بدبخت بیچاره باشه یا توانایی خرید غذا و پوشاک رو نداشته باشه یا خونهی درست حسابی نداشته باشه یه نفر میتونه اون فرد رو به قیومیت خودش در بیاره
ولی بریتنی اسپیرز همه چی داشت اوکی؟