و پلیس از گشتن اتاق هایی که درشون بسته بوده خیلی میترسیدن اما وقتی در اتاق عشقمون اگاستا رو باز میکنن میبینن اتاق کاملا نرماله و فقط گرد و خاک روش نشسته چون سالهاست کسی داخلش نرفته
بعد اینکه اد رو دستگیر میکنن اد تا ۳۰ ساعت هیچ حرفی با پلیس نمیزنه اما بعدش میگه اگه یه تیکه پای سیب با پنیر چدار ویسکانسین روش بهم بدن حرف میزنم
بازجویی اد ۹ ساعت طول میکشه و ازش ازمون دروغ سنج هم میگیرن و این وسط اسم چندتا پرونده حل نشده که ممکن بوده کار اد باشه رو میارن ولی هیچ اطلاعاتی نمیگیرن چون ازمون دروغ سنج اد بی نتیجه بوده یعنی نه قبول شده و نه رد شده و پلیس هیچ اطلاعاتی نمیتونن بگیرن
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
بازجویی اد ۹ ساعت طول میکشه و ازش ازمون دروغ سنج هم میگیرن و این وسط اسم چندتا پرونده حل نشده که ممک
پلیسا فکر میکردن هرچیزی که توی خونه اد پیدا کردن مال مقتولهای اد باشه ولی خود اد تو بازجویی میگه سه تا قبرستون اینجا هست و من حداقل ۴۰ بار به این سه جا رفتم و خیلیوقتا وقتی میرفتم تو حال خودم نبودم و حداقل ۳۰ بار بعد اینکه رفتم اونجا بدون اینکه کاری بکنم برمیگشتم و بعد میگه اگه من یه قبر رو باز میکردم و میدیدم اون تو طلا و جواهرات و چیزای با ارزش هست بهشون اصلا دست نمیزدم و فقط اعضای بدن یا جسد رو برمیداشتم و میرفتم
بعدشم انگار عمه من بود از مغازه برنیس بدبخت پول برداشته بود اومده بگه مثلا من شرف دارم و فلان
توی بازجویی، اد اصلا متوجه اینکه کارش چقدر اشتباهه نبوده و مثل یه بچه رفتار میکرده و اصلا احساس پشیمونی نداشته چون اصلا فکر نمیکرده کارش اشتباه باشه و حس میکرده کارش عادیه و رفتارشم خیلی دوستانه بوده و همکاری خوبی با پلیس داشته و پلیس هم خیلی تعجب کرده بودن از این رفتار بچگونه اد و انتظار یه ادم با اعتماد به نفس و خیلی کاریزماتیک داشتن با توجه به اون چیزایی که تو خونش پیدا کرده بودن
ارت از دست اد خیلی عصبانی میشه و کله اد رو چندین بار محکم میکوبه تو دیوار و خب یه بازجو هیچوقت نباید این کارو بکنه