تیم کرومی هم میپرسه خب چه نوع ارتباطی دنیس هم میگه من دیگه به هیچ سوالی جواب نمیدم
میگه چون بنظر میرسه شما اکالیفتونو خوب انجام دادین بعد میگه که کل زندگیم توی این 20 سال کاملا یه مزخرفی بوده بخاطر اشتباهی که توی اون سال انجام دادم
بعد تیم کرومی بهش میگه پس احتمالا وقتی جنیفر رو ببینی قراره خیلی بهش افتخار کنی و دنیس میزنه زیر گریه
بعد یجا بین گریه میگه که نمیدونین چقد برای اینکه زنده باشه دعا کردم چون دنیس بعد از یه مدت وقتی دیده بوده خبرش پخش شده رفته بوده یه شهر دیگه و دیگه اخبار دیکینسون رو دنبال نمیکرده و تمام این مدت داشته با این تفکر که جنیفر مرده به زندگی ادامه میداده
دنیس اعتراف میکنه که اول تلاش کرده بوده گردن جنیفر رو بشکنه ولی موفق نشده بوده پس اخر با چاقو گردنشو بریده بوده و یهجا میگه میخواستم بمیره تا بتونم راحتتر بتونم هرکار که میخوام باهاش بکنم
و بچه ها دقت کنین که هیچ جا توی اعترافاش اسم جنیفر رو نمیاره همش میگه اون دختر کوچولو اون دختره
یجور که اگه وانمود کنه جنیفر هویت نداره خیلی راحتتره و یچیز دیگه هم که میگه این بوده وقتی دیده عکسش پخش شده سبیلش رو زده بوده و بعد از این کل این بیست سال دیگه سبیل نذاشته بوده و میگه که حملهای که به جنیفر کرد کاملا رندوم بوده و صرفاً داشته از اونجا میگذشته یهو دیده بوده یه بچه تنها تو اتاقش خوابیده و پنجره هم نیمه بازه
دنیس میگه بعد از کاری که با اون دختر کردم خیلی احساس بدی داشتم واسه همین سعی کردم خودمو بکشم بعد میره اسلحه باباشو برمیداره و سعی میکنه به خودش شلیک کنه ولی یهو میترسه میگه حالا الان زوده من هنوز جوونم واسه همین تیرش خطا میره
دنیس رو میبرن بیمارستانی که جنیفر توش بستری بوده یعنی این دونفر همزمان تو یه بیمارستان بودن
حالا بعد از اینکه به همهچی اعتراف میکنه برش میگردونن تگزاس و میندازنش زندان تا یهمدت بمونه اونجا تا زمان دادگاهش برسه بعد به جنیفر خبر میدن و جنیفر خیلی خوشحال میشه شامم میرن با جاناتان و تیم کرومی بیرون