- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
مایکل 14 ساله میگه که من نمیخوام اینجا بمیرم مایکل تا اینجا هم خیلی بزرگسالانه رفتار کرده بوده یعنی
و میره به اد میگه ما باید هرچه سریعتر از اینجا بریم بیرون و تنها راه خروج اون حفره روی سقفه و باید یه جوری از اونجا بریم بیرون و اد اینطوریه که خب ما اگه از اینجا بریم اون بیرون بازم به احتمال 99.9% اون سه تا اون بیرونن و کافیه ببینن ما داریم تلاش میکنیم که فرار کنیم تا بهمون شلیک کنن
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
و میره به اد میگه ما باید هرچه سریعتر از اینجا بریم بیرون و تنها راه خروج اون حفره روی سقفه و باید ی
ولی مایک اینطوریه که من اگه قرار باشه بمیرم ترجیح میدم ریسک کنم و تو هوای آزاد بمیرم نه این زیر
اینجاست که هر 27 نفر دست به دست هم میدن تا از تنها راه موجود فرار کنن؛ همه تشکای توی تریلر رو جمع میکنن و میذارن روی هم تا بتونن برن روی تشک ها و به حفره روی سقف دسترسی پیدا کنن و بچهها تا جایی که اون تشکا میتونستن وزنشونو ساپورت کنن میرفتن روی سقف و فشار وارد میکردن به اون حفره
و بقیه بچه ها میرفتن روی شونه بچههای دیگه
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
[ جودیهفینگتون ] *
مثلاً جودی یکی از دخترایی بوده که هم قدبلند بوده هم استخون بندی درشتتری داشته و هم قویتر بوده و نصف بچهها میرفتن روی شونههای جودی تا بتونن به سقف دسترسی پیدا کنن
اد و مایکل هم پایههای ثابت بودن [ یعنی حتی استراحت هم نمیکردن ]
ساعت ها روی اون تشک ها وایمیستن و اون صفحه اهنی رو هل میدن و این درحالیه که حتی نمیدونن دارن چیکار میکنن نمیدونستن که حفره قفله؟ چه چیزی روشه؟ جوش کاریش کردن و چسبوندنش به حفره؟ اصلاً نمیدونستن دارن چیکار میکنن فقط داشتن هل میدادن
و اونقدر هل میدن که موفق میشن به اندازهای که یه دست از اون بین رد بشه اون صفحه آهنی رو بزنن کنار
مایکل دستشو از اون بخش رد میکنه تا ببینه چی روی اون صفحه آهنیه و میگه اوکی اینا یه وزنهای چیزی گذاشتن روی حفره
نمیتونسته حدس بزنه چی ولی میدونسته یه چیزی اونجا هست و همین باعث میشه متوجه شن که صفحه قفل نیست و صرفا یه چیزی روشه و به هل دادن ادامه میدن و انقدر اینو هل میدن که موفق میشن کامل این صفحه آهنی رو از روی حفره کنار بزنن
اینا نه تنها روی حفره یه صفحه آهنی گذاشته بودن و روش دوتا باتری گذاشته بودن، بلکه روش اومده بودن یه باکس چوبی گذاشته بودن روی اون و روش خاک ریخته بودن و این باکس چوبی در حدی بوده که مایکل فقط میتونسته توش وایسه یعنی اندازه یه آدم جا داشته
و مایکل اینجوری بوده که ما اینهمه تلاش کردیم تا اون صفحه کوفتی رو بدیم از روی حفره کنار و من الان توی یه تله دیگه افتادم ؟
ولی مایکل به معنای واقعی کلمه هیچجوره تسلیم نشد و میگه من به هر قیمتی که شده باید این باکس رو هم تکون بدم و از اینجا برم بیرون