eitaa logo
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
191 دنبال‌کننده
481 عکس
101 ویدیو
0 فایل
کلی فکت، تحقیق و مطالب راجع‌به موضوعاتی که جالب وخفن، بروز و عجیب بنظر بیان👺. چرا اینجارو زدیم؟ بیکار بودیم با یه مشت اطلاعات که داشت توی طبقه‌ٔ ذهنمون خاك میخورد. توهم اگه بیکاری‌ی کلی پرونده انتظارتو میکشه☝️🏽 کپی؟ فور بزن . +13 🚫
مشاهده در ایتا
دانلود
و مایکل اینجوری بوده که ما اینهمه تلاش کردیم تا اون صفحه کوفتی رو بدیم از روی حفره کنار و من الان توی یه تله دیگه افتادم ؟ ولی مایکل به معنای واقعی کلمه هیچ‌جوره تسلیم نشد و میگه من به هر قیمتی که شده باید این باکس رو هم تکون بدم و از اینجا برم بیرون
اما برعکس مایکل، اد دیگه کاملاً تسلیم شده بود و مرگ رو پذیرفته بود
مایکل شروع میکنه به نقطه نقطه باکس مشت زدن داشته به همه جا مشت و ضربه و چنگ میزده و سقف رو هل میداده و میدونسته اگه باکس رو بشکنه همه اون خاکا میریزن و بالاخره بقیه میتونن به بیرون دسترسی داشته باشن و انقدر به اینکار ادامه میده که یه بخش کوچیکی روی سقف سوراخ میشه و اون لحظه‌ست که خاک میریزه داخل باکس و بعد نور و به همراهش یه کوچولو اکسیژن وارد میشه .
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
لری میگه اون روزنه نوری که تابید داخل تریلر باعث شد اون ذرات خاکی که توی هوا بودن به چشم من شبیه ستاره بیان و من واقعا احساس میکردم که این یه قصه پریانه و ما دیگه نجات پیدا کردیم :)
و مایکل انقدر مشت و لگد میزنه که موفق میشه کامل باکس رو بشکونه
و حالا تنها مانعی که بین بچه‌ها، اد و فرار بود ترسشون از پیدا کردن گروگانگیرها بیرون تریلر بود و میگفتن خب اگه رفتیم بیرون و اون سه نفر منتظرمون بودن چی و مایکل این ریسک رو میپذیره و اولین نفر از تریلر میره بیرون و سطح زمینو نگاه میکنه و میبینه هیچکس اونجا نیست بعد برمیگرده داد میزنه که این بیرون هیچ خطری نیست و اون لحظه‌ست که همشون میدونستن که نجات پیدا کردن :))
جودی و اد و بچه‌های بزرگتر شروع میکنن بچه‌های کوچیکتر رو دادن دست مایکل و مایکل بچه‌هارو میگرفته و دونه دونه میذاشته روی سطح زمین؛
- 𝙞𝙙𝙚𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣
جودی و اد و بچه‌های بزرگتر شروع میکنن بچه‌های کوچیکتر رو دادن دست مایکل و مایکل بچه‌هارو میگرفته و د
وقتی همه از تریلر میان بیرون و دوروبرشونو نگاه میکنن متوجه میشن که وسط یه زمین خشک و خالی‌ان و دورشون پر ماشین‌آلات و سروصدای ساخت‌وساز و اینجور چیزاست و بعد چندتا مرد میان سمتشون و بچه‌ها نمیدونستن اینا همون گروگانگیرها هستن یا نه واسه همین تا این چند نفر میان نزدیک همشون گارد میگیرن و میرن عقب ولی وقتی این چند نفر نزدیک‌تر میشن بقیه متوجه میشن که اینا کارگرها و کارکنان اونجان و کلاه ایمنی سرشونه و اون کارگرا هم همونقدر از دیدن این 27 نفر تعجب کرده بودن یعنی فکر کنین سرکار بودن یهو 27 نفر یکی یکی با سر و وضع خاکی از زیر زمین اومده بودن بیرون و 26 نفرشونم بچه بودن
اد براشون توضیح میده که ما از چوچیلا اومدیم سه‌نفر مارو گروگان گرفتن و فلان و این کارگرا تا اسم چوچیلا رو میشنون چون همشون اخبارو شنیده بودن (یعنی توی کل آمریکا یه نفر هم وجود نداشته که خبر دزدیده شدن اون 27 نفر توی چوچیلا رو نشنیده باشه ) دوزاریشون میوفته که قضیه از چه‌قراره ...
همون لحظه به پلیس زنگ میزنن و پلیس همون لحظه سرصحنه حاضر میشن و وقتی میبینن که اینا ظاهرا سالمن خبر پیدا شدنشون توی کل کشور پخش میشه و پلیس با اتوبوس میره دنبال بچه‌ها و اون بیچاره‌ها انقدر اذیت شدن حتی دلشون نمی‌خواست سوار اتوبوس بشن و بعد اینارو میبرن نزدیک‌ترین زندان اونجا چون نمیدونستن این 27 نفرو کجا ببرن