🌹کوچههای آسمانی 🌱
#شهدا_حاضر_و_ناظرند...🥀 👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید 👇
💯🎞 این فیلم چند میلیون بازدید داشته ؟!
اگه ۱۰۰۰بار دیدید بازهم ببینید
ارزش دیدن داره...✅
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
هدایت شده از 🌹کوچههای آسمانی 🌱
چند دقیقه راز و نیاز ،
به درگاه خداوند بی نیاز...
♥️☺️📿🕌
@forghaun آقاتی1_14778872748.mp3
زمان:
حجم:
7.4M
#نگاه_رویایی 👀🍃
خدایا...
دراین وقت اذان📿🌿
بضاعت من به قدرےست
ڪه نمےدانم🌿📿
درحق دوستانم چه دعایےڪنم🌿🤲
اما میدانم...
ڪه تو از حال آنان آگاهے🌿☺️
🌿پس بهترینهارابرایشان مقدرڪن🤲
التماس دعا
🌸🍃💫
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
#نگاه_رویایی 👀🍃 خدایا... دراین وقت اذان📿🌿 بضاعت من به قدرےست ڪه نمےدانم🌿📿 درحق دوستانم چه دعایےڪنم🌿
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥...بَغَل...؟؟؟!!!🤔👇
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🎥...بَغَل...؟؟؟!!!🤔👇 👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🗣"میشه شما رو بغل کنم؟!"🥹
#بغل فقط این بغل...👆☺️🍃👌
🔹به بهانه 21 ژانویه روز جهانی بغل کردن :)
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
💞 محبوب من، به آرزویش رسید | شهید محمدرضا زاهدی در کلام خواهر گرامیشان 🗣 گفتوگوی خانم #زهرا_مصلح
💞 محبوب من، به آرزویش رسید | شهید محمدرضا زاهدی در کلام خواهر گرامیشان
2⃣ #قسمت_دوم
«پدری زحمت کش و با محبت»☺️
📷 تصویری از شهید زاهدی در کنار پدر گرامیشان، در جمع رزمندگان دفاع مقدس
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
💞 محبوب من، به آرزویش رسید | شهید محمدرضا زاهدی در کلام خواهر گرامیشان 2⃣ #قسمت_دوم «پدری زحمت کش
💞 محبوب من، به آرزویش رسید
2⃣ #قسمت_دوم
«پدری زحمت کش و با محبت»
📝 در مدرسه راهنمایی به ما گفته بودند که بعضی از سورههای کوچک را حفظ کنیم تا به ما جایزه بدهند. این را به آقا جانم گفتم و فکر کردم خوشحال میشود، ولی ایشان به من گفت هیچ وقت قرآن را به خاطر جایزه نخوانید.
❤️ خانواده مان سرشار از مهر و محبت بود اما ما را لوس نمی کردند. پدر با این که روحانی بود، شاغل هم بود. مغازهای در میدان امام (ره) اصفهان داشت و پاتیلهای پولکی سازی را با دست درست میکرد که کار بسیار سختی بود. در ایران شاید فقط پدرم و یک نفر دیگر این کار را انجام میدادند. یک بار از یک مجله فرانسوی برای مصاحبه با پدرم آمده بودند. در آخر از ایشان خواستند که لباس روحانیتشان را در محل کار بپوشد تا عکس بگیرند. ایشان قبول نکرد.👌
👈 گفت: «روزی که ملبس شدم، استادم گفتند که حرمت این لباس را نگهدار.»
دلیل دیگری که برای نپوشیدن لباس گفت این بود که برای طلبه های دیگر بد میشود و به آنها خرده میگیرند که چرا شما کار نمیکنید.
🤲🏻 آشنایی با دعای جوشن کبیر:
در دوران مدرسه یکی از معلمان داداش به عنوان تکلیف، از بچهها خواسته بود تا چند اسم خداوند را بنویسند. داداش علی یک دفتر نو برداشته بود و در آن چند دایره با سکههای دو ریالی کشیده بود و چندین نام خدا را نوشته بود. چون من از سن کم، پیش خانمی قرآن را آموزش دیده بودم، صدایم کرد و گفت:
«بیا ببین این اسمها درست است؟»
تا موضوع تکلیفشان را فهمیدم گفتم: «اسامی خدا در دعایی در مفاتیح هست.»
اسم دعا را نمی دانستم. با هم رفتیم و مفاتیح را آوردیم، دعای جوشن کبیر را پیدا کردم و گذاشتم جلویش.
خیلی خوشحال شد و شروع کرد به نوشتن اسامی خداوند. تقریبا یک سوم آنها را نوشت که حدود نیمی از دفتر را پر کرد.
🎁 فردا که از مدرسه برگشت با این که هیچ وقت از خودش تعریف نمیکرد، اما از تشویق معلم خیلی خوشحال بود. گویا خود معلم هم شناختی نسبت به این دعا نداشت و از طریق او آشنا شده بود.
در شب آخر زندگی اش هم که شب قدر بود، این دعا را در حرم امام رضا با حال خاصی تلاوت کرده بود.
⏮ ادامه دارد ...
✍🏻 برگفته از #ماهنامه_فکه
🎙 راوی: خواهر گرامی شهید
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
📽مثنوی شهادت...😔 🎙#حاج_صادق_آهنگران #روایت_فتح 👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
💔🍃😔👆
سبکباران خرامیدند و رفتند
مرا بیچاره نامیدند و رفتند،
سواران لحظه ای تمکین نکردند
ترحم بر من مسکین نکردند،😔
سواران از سر نعشم گذشتند
فغان ها کردم، اما برنگشتند،
اسیر و زخمی و بی دست و پا من
رفیقان، این چه سودا بود با من؟
رفیقان، رسم هم دردی کجا رفت؟
جوان مردان، جوان مردی کجا رفت؟
مرا این پشت، مگذارید بی پاک
گناهم چیست، پایم بود در خاک،
اگر دیر آمدم مجروح بودم
اسیر قبض و بست روح بودم،
در باغ شهادت را نبندید
به ما بیچارگان زان سو نخندید،
رفیقانم دعا کردند و رفتند
مرا زخمی رها کردند و رفتند.
✍و اما در باغ شهادت همچنان باز است...🛤🍃❤️🩹
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید