eitaa logo
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
783 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
4.2هزار ویدیو
6 فایل
فضیلت زنده نگه داشتن یاد و نام شهدا کمتر از شهادت نیست.امام خامنه‌ای 🌹🌹🌹 Admin: @daryaa_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃بنام خالق امواج عشق♥️، که داستان، فسانه است. 🌺به مناسبت سالروز 📅تاریخ تولد : ۲ بهمن ۱۳۴۱ 📅تاریخ شهادت : ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ 🌹مزار شهیده : بهشت زهرا 👇🥀
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
🍃بنام خالق امواج عشق♥️، که داستان، فسانه #عاشقی است. 🌺به مناسبت سالروز #شهادت #شهیده #محبوبه_دانش_آ
🍃عشق♥️، کلمه پر عمقیست. نداییست در شبانه🌙. هجی میشود، بخش میشود و نوای حرکت پیچک وار قلم 🖋را، در شیارهای ذهنمان ثبت میکند. 🍃سه حرف، سه حرکت، سه گام پرطنین، سه گام تا تجلی ؛ گاه لابلای مخلوقان خاک و گاه به خالق افلاک. بودند کسانی، که نامشان با دواتی از جنس همین سه حرف کرد.🍃 ‏سبکبالانی که همچو ، محبوب کردگار بارگاه عشق💖 بودند. ‏محبوبه ای که خونش🩸، آب روانی شد بر غسل خیابانها و شد پیشوند و حافظ نامش.🍃 ‏شهیدة‍، براستی این تآی تأنیث در جوار شهد عاشقی💔، نصیب چه کسانی میشود...؟؟؟ 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
🍃بنام خالق امواج عشق♥️، که داستان، فسانه #عاشقی است. 🌺به مناسبت سالروز #شهادت #شهیده #محبوبه_دانش_آ
👆🥀 محبوبه مجموعه اي از و از هايي است كه اين روزها كمتر مي بينيم. زندگي ، ، به مشكلات ديگران چيزي است كه شهداي🥀 ما از جمله جانشان را فدا كردند كه اينگونه نباشد. 🌿دانش آموزي از مدرسه رفاه 📆شهيده محبوبه دانش آشتياني يكي از شهداي سرخ 🥀هفده شهريور خونين🩸 سال 1357 است. +او در سنين ، به عنوان يك دختر و به صفوف فشرده مردم مسلمان ايران پيوست و در پر شكوه عليه رژيم شاه به شهادت🥀 رسيد. +محبوبه در يك خانواده و متولد شد. پدرش روحاني بود و در انفجار حزب جمهوري اسلامي به شهادت🥀 رسيد. شهيد آشتياني علاقه خاصي داشت كه فرزندانش از تربيت اسلامي برخوردار باشند؛ به همين دليل آنها را به مي فرستاد كه جو آنها و مبارزاتي بود. يكي از اين مدارس، بود كه محبوبه دوره و را در آنجا گذراند. +مدرسه رفاه يكي از هاي مبارزاتي شهيد ، شهيد و آقاي هاشمي بود و لذا سعي مي شد از معلمين مبارز استفاده شود تا اهداف مورد نظر آنان تأمين شود.
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
👆🥀 محبوبه #نماد مجموعه اي از #ايثارها و از #خودگذشتگي هايي است كه اين روزها كمتر مي بينيم. زندگي #مص
رفتنش مثل زندگي اش باور كردني نبود 🔻يكي از دوستانش در ويژگي هاي اخلاقي او مي گفت، «رفتنش مثل زندگي اش باور نكردني است. و تفكر او با همه فرق داشت. +مسائل را به قدري و خوب و تحليل مي كرد كه انسان در همان برخورد اول متوجه مي شد كه با يك دختر انسان معمولي 16، 17 ساله روبرو نيست. در او كمترين و كوته فكري و سنين جواني به چشم نمي خورد. حرف هايش را مي زد و جز چيز ديگري را نمي ديد و نمي خواست و هيچ وقت را فداي نكرد."✅👌
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
رفتنش مثل زندگي اش باور كردني نبود 🔻يكي از دوستانش در #توصيف ويژگي هاي اخلاقي او مي گفت، «رفتنش مثل
👆🍃محبوبه سمبل جوان هاي آن دوره 📍مسعود برادر محبوبه آشتياني در توصيف خواهرش مي گويد: "اگر بخواهم محبوبه را در چند كلمه معرفي كنم، كلمه اول است. سريع قانع نمي شد، براي پيدا كردن ، بود. به نظر من محبوبه سمبل جوان هاي آن دوره است. آنها احساس مي كردند مي توانند و بايد دنيا🌎 را عوض كنند. آنها تصور مي كردند مجموعه بشري در يك جمع شده و ما حالا مي رويم و در آن را باز مي كنيم و همگي خوشبخت مي شويم. به دليل همين تفكر هم دچار هايي كه فعلي مي شود، نمي شدند. +اين باور هاي آن موقع بود كه در عين حال كه مي شد انسان همه هايش را روي متمركز كند، وقتي هم كه به هدف مي رسيد و مي ديد آن طور كه او مي كرده، جامع و مانع نبوده، سرخورده مي شد. واقعاً تفسير جهان به اين سادگي ها نيست. محبوبه هم دقيقاً مثل هم نسل هايش بود و احساس مي كرد همه چيز را مي داند يا دست كم مي تواند بداند." ⏳شهيده محبوبه از همان هفت هشت سالگي، خيلي مي كرد و درباره و مذهب. بسيار بود. او با عده اي از دوستانش هفته اي دوبار جلسات خصوصي و بحث و گفتگو داشتند، البلاغه مي خواندند و در مورد اسلام تحقيق مي كردند. محبوبه بعضي از روزها بعد از تعطيل شدن مدرسه، به شهر مي رفت و با بچه هاي آنجا انس و الفتي پيدا كرده بود. پاي درد دلشان❤️‍🩹 مي نشست و غروب، غمزده 🥺به خانه برمي گشت. +گاهي مي گفت، «مادر! اين چه زندگي اي است كه عده اي زندگي داشته باشند و مردم بي نواي شهر، نان🍞 براي خوردن نداشته باشند. بايد كاري كنيم.» چنين ويژگي هايي، طبيعتاً چنان فرجام غبطه برانگيزي در پي دارد.
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
👆🍃محبوبه سمبل جوان هاي آن دوره 📍مسعود برادر محبوبه آشتياني در توصيف خواهرش مي گويد: "اگر بخواهم محب
📍دانش‌آشتیانی همیشه در درس بود و با آنکه ۱۷سال بیشتر نداشت، معارف اسلامی را خوب می‌شناخت. 📚قرآن، نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه را بسیار مطالعه می کرد و با تفاسیر هم آشنا بود. 👌نظم، مهربانی، صداقت، راستگویی، وفای به عهد، وقت‌شناسی، استقلال فکری و پیگیری مستمر کارهاو ذهن بسیار خلاق از جمله و او بود. ✊با آغاز حرکت‌های انقلابی مردم علیه حکومت شاهنشاهی به جمع پیوست. به طور مستمر در شرکت داشت و در پخش اعلامیه و دیوارنویسی🗞 مشارکت می کرد. با آنکه نامزد💍 کرد و قصد داشت، اما از فعالیت های انقلابی خود بازنمانده بود. 📆تا اینکه در روز ۱۷ شهریورماه ۱۳۵۷ در میدان (ژاله سابق) در حالیکه دانش‌آموزی ۱۷ ساله بود به شهادت🥀 رسید و نامش به عنوان شهید زن ثبت شد. ⏳چند سال بعد از شهادتش، او (شهید حسن اجاره‌دار) و بزرگوارش (شهید غلامرضا دانش) نیز در هفتم تیرماه ۱۳۶۰ به شهادت🥀 رسیدند. 🥀شهیده محبوبه دانش‌آشتیانی از سوی به عنوان شهید سال در بسیج دانش‌آموزی معرفی شد. 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
📍دانش‌آشتیانی همیشه در درس #ممتاز بود و با آنکه ۱۷سال بیشتر نداشت، معارف اسلامی را خوب می‌شناخت. 📚قر
👆🥀 😳خواب عجيب مادر؛ گل سرخ 🌹من در بهشت زهرا ⏳چند روز قبل از محبوبه خواب 😴ديدم براي به كلاسي رفته ام تا ثبت نام كنم. +خانمي كه مسئول اين كار بود، از ثبت نام من مي كرد و هر چه اصرار مي كردم، كمتر داشت. +سرانجام پس از بسيار من، دري را گشود و گفت،«نگاه كن!» 😳 حيرتزده نگاه كردم و ديدم باغي است بي نهايت بزرگ و تا جايي كه چشم كار مي كند، غرق در بوته هاي گل سرخ🌹 است، آن هم گل هايي آتشين و تر و تازه. 🗓آن روزي كه به رفتم، آن باغ گل سرخ🌹 را ديدم. گل هاي سرخ مادران ديگر، در كنار گل سرخ من آرميده بودند.🥺
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
📍دانش‌آشتیانی همیشه در درس #ممتاز بود و با آنکه ۱۷سال بیشتر نداشت، معارف اسلامی را خوب می‌شناخت. 📚قر
📆صبح روز 17 شهريور, نگاهش را لرزاند، انگار با من كرد 🕧صبح روز 17 شهريور، حدود ساعت شش بود كه يك آبي گشاد و شلوار لي👖 پوشيد و اش را سر كرد و را روي سرش انداخت و آمد و گفت : «مادر! دارم مي روم كه با دوستانم در تظاهرات شركت كنم.» گفتم، «چيزي نمي خوري؟» گفت، «ميل ندارم» بعد صورت مرا بوسيد و با لحني مهربان و در عين حال جدي گفت، «مادر! اگر شهيد شدم، غصه نخوريد.» +وقتي داشت از در خانه🏡 بيرون مي رفت، برگشت و نگاهم كرد. در نگاهش چيزي بود كه را لرزاند. انگار با آن نگاه با من كرد. 😭جسد را تحويل نمي دادند _مأموران مسلح در اطراف مي چرخيدند و مي گفتند كه جسد به كسي تحويل داده نمي شود. به خانه رفتم و با و زن مرده شوي را راضي كردم كه دخترم را به من نشان بدهد. او دلش به رحم آمد و گفت، «بيا ببين. شايد اين دختر تو باشد.» _همراه او رفتم و آنچه را كه نبايد ببينم، ديدم. محبوبه‌ی من بود كه و خفته بود. گلوله درست به قلبش اصابت كرده بود.💘😭
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا