eitaa logo
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
778 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
4.2هزار ویدیو
6 فایل
فضیلت زنده نگه داشتن یاد و نام شهدا کمتر از شهادت نیست.امام خامنه‌ای 🌹🌹🌹 Admin: @daryaa_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
🚩 فریادهای بی‌مرز...
📌برلین| آلمان 🔹 بیش از ۱۰۰٬۰۰۰ نفر در این تجمع شرکت کردند و خواستار پایان حمایت‌های نظامی آلمان از اسرائیل و توقف جنگ در غزه شدند. این تظاهرات با شعارهایی مانند «فلسطین آزاد» و «نه به نسل‌کشی در غزه» همراه بود. 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
☕️ ☕️☕️☕️☕️☕️ 📚کتاب چایت را من شیرین میکنم اولین نوشته‌ی داستانی ، "زهرا بلند دوست" است که در قالب آن،داستانی جذاب از زندگی ایرانی که از کودکی به همراه خانواده‌اش در زندگی می‌کند، به بیان زیبایی‌های و ایمان و قدرت و 🇮🇷و ایرانی و واقعی پرداخته شده است. 📍انتشارات ، کتاب چایت را من شیرین میکنم را منتشر کرده است. 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
⏳#به_وقت_رمان ☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️ #چایت_را_من_شیرین_میڪنم 🖊به قلم :زهرا بلند دوست 💯قسمت_چهارم_
☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️ 🖊به قلم :زهرا بلند دوست 💯قسمت_ششم :🔻 _همه چیز به هم ریخته بود انگار هیچگاه، دنیا🌍 قصد خوش رقصی برای من را نداشت. منی که حاضر بودم تمام سکه های را خرج کنم تا لحظه ایی سازِ دنیا، کوک شود حالادیگر دانیال🧑 را هم نداشتم. من بودم و تنهایی.. _بیچاره خانه مان🏠 که از وقتی ما را به خود دیده بود چیزی از سرمای شوروی برایش کم نگذاشته بودیم. 📆 روزهایم بود اما حالا رنگش به میزد. رفتار های دانیال بزرگ از را برایم ایجاد میکردند. چه شده بود؟؟ ⁉️این و چه چیزی از زندگیمان میخواستند؟؟ _مگر کم بود که خدا اهالی این کلبه‌ی🏠 وحشت زده را رها نمیکرد؟ مادر🧕 یک .. پدر👨‍🦱 یک مسلمان سازمان زده.. و حالا تنها برادرم، مسلمانی مذهبی که از حول حلیم، دیگ را به میکشید. _کمتر با دانیال🧔 برخورد میکردم اما تمام رفتارهایش را زیر نظر داشتم. چهره ی که برای خود ساخته بود. و برخوردهای عجیبترش، را بیشتر میکرد و در بین چیزی که مانند ، جانِ ذهنیاتم را میخورد، اختلاف عقاید و کنشهایش با مادر مسلمانم بودم هر دو مسلمان.. اما اختلاف؟؟؟ _پس مسلمانها دو دسته اند.. مانند مادر🧕، مهربان و قابل ترحمند.. جسورهایش میشوند دانیال🧑 دانیالی که نمیدانستم کیست؟؟ بد یا خوب؟؟؟ راستی پدرم👨‍🦱 از کدام گروه بود؟؟ نه.. اون فقط یک بود. .همین و بس.. دیگر طاقتم تمام شد _باید سر درمیاوردم، از طوفانی که آرامش اندکم را دزدید.. باید آن را پیدا میکردم و های زندگیمان را به رویش میبستم دلم♥️ فقط را میخواستم دانیال زیبای خودم.. بدون ریش.. با موهای طلایی🧑 و کوتاهش.. _پس همه چیز شروع شد. هر جا که میرفت، بدون اینکه بفهمد، تعقیبش میکردم در کوچه و خیابان.. اما چیز زیادی دستگیرم نمیشد هر بار با تعدادی جوان در مکانهای مختلف ملاقات میکرد. جوانهایی با شمایلی مسلمان نما، که هیچ کدامشان ،آن دوست مسلمان نبودند. راستی آنها هم خواهر داشتند؟؟ و چقدر در این دنیا بود.. _از این همه تعقیب چیزی سر درنمی آوردم.. فقط .. چند دقیقه صحبت⏳.. و بعد از مدتی ، ورود به خانه های🏘 مهاجر نشین، که من نزدیک شدن به آنها را نداشتم گاهی ساعتها⏳ کنج دیواری، زیر باران منتظر میمانم.. اما دریغ… _پس کجا بود این ، که فقط عکسش را در حافظه ام مانند گنجی گران حفظ میکردم، برای .. ⌛️روزی بعد از ساعتها و های بی دلیل دانیال سرانجام کردم و خسته😩 و راهی خانه🏠 شدم.. هنوز به سبک خانواده های ایرانی، کفشهایم🥿 را درنیاورده بودم که… ⬅️... 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
⏳#به_وقت_رمان ☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️ #چایت_را_من_شیرین_میڪنم 🖊به قلم :زهرا بلند دوست 💯قسمت_ششم :🔻
☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️ 🖊به قلم :زهرا بلند دوست 💯قسمت_هفتم :🔻 📍هنوز کفشهایم 🥿را از پایم درنیاورده بودم که صدای و سپس از جنس دانیالِ مسلمان 🧔به وجودم حمله ور شد. همان که هیچ وقت اجازه نداد زیر کتک های پدر بروم... _حالا بی مهابایش، اجازه نفس کشیدن را هم میگرفت. و چقدر خوردم.. و چقدر ها و التماس های مادر، حالم را بهم میزد.. و چقدر دانیال، خوب مسلمان شده بود.. یک وحشیِ بی زنجیر.. _و من زیر دست و پایش مانده بودم که چه شد؟؟ کی را از دست دادم؟؟ این همان بود؟؟ و چقدر دلم برایِ دستهایش تنگ شده بوده.. چه تضاد عجیبی.. روزی نوازش.. روزی کتک. _یعنی فراموش کرده بود که محرمم؟؟ الحق که رسم را خوب به جا آورد و درست مثل میزند.. سَبکش کاملا بود.. و مادر که از کل دنیا فقط گریه😭 و التماس را روی نوشته بودند.. _دانیال با صدایی که هیچگاه از اش نشنیده بودم؛ عربده میزد که (منو تعقیب میکنی؟؟ غلط کردی دختره ی .. فقط یه بار دیگه دور و برم بپلکی روزگارتو واسه همیشه سیاه کنم) _و من بی حال اما مانده.. نه، حتما اشتباه شده.. این مرد اصلا برادر من نیست.. نه صدا.. نه ظااهر.. این مرد که بود..؟؟؟ به تو ای دوست مسلمان، برادرم را مسلمان کردی.. ⏳از آن لحظه به بعد دیگر ندیدمش، منظورم یک بود.. از این مرد بودم اما دانیالِ خودم نه.. فقط گاهی مثل یک از کنارم درست وسط خیابان خانه🏠 و آشپزخانه مان رد میشد.. بی هیچ و رنگی.. و این یعنی .. _حالا دیگر هیچ صدایی جز پدر👨‍🦱 در خانه نمیپیچید.. و جایی،شبیه آخر دنیا🌏… ⏳مدتی گذشت و من دیگر بداخلاقِ خانه مان را ندیدم، مادر 😒نگران بود و من .. این مسلمان وحشی کجا بود؟؟ دلم💔 بی تابیش را میکرد. هر جا که به ذهنم میرسید به جستجویش رفتم اما دریغ از یک نشانی.. مدام با تماس میگرفتم، اما خاموش.. به تمام که روزی تعقیبش میکردم سر زدم اما خبری نبود.. حتی صمیمی ترین دوستانش بی اطلاع بودند.. من گم شده بودم یا او؟؟؟ _هروز به امید شناسایی که در دستم بود در بین افراد مختلف سراغش را میگرفتم، به خودم امید میدادم که بالاخره فردی میشناسدش. اما نه.. خبری نبود.. _و عجیب اینکه در این مدت با های زیادی روبه رو شدم که آنها هم داشتند. تعدادی تازه .. تعدادی .. تعدادی .. _مدت زیادی در گذشت و من در این بین با آشنا شدم برادری مسلمان با سه خواهر. بودند و اهل . میگفت کشورش است و در واقع کرده که اگر مجبور نبود، می ماند و هوای وطن به می کشید که انگار در ذاتشان بود. و حالا باید به دنبال کوچکترین هانیه که ۲۲ سال داشت ، خیابانها و شهرها را زیرو رو میکرد.. ⬅️... 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
✍این هفته کانال را متبرک می کنیم‌با این تصویر فوق‌العاده زیبا و جذّاب... ☺️🥰 ، هر روزتون بخیر. 🌺🍃😍 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
✍این هفته کانال را متبرک می کنیم‌با این تصویر فوق‌العاده زیبا و جذّاب... ☺️🥰 #نورِ_چشمانم، هر روزتون
👆♥️ از عشق تو رهبرا نمردن ظلم است در گوشه ‌خانه‌ جان‌ سپردن‌ ظلم ‌است مـن مـــقلـــد "فاطــــمه زهـــرایــم" در راه ‌تو یک ‌سیلی ‌نخوردن‌ ظلم‌ است ♥️سربازتیم‌_آقاجانم 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🔴 کاروان جهانی صمود، صدای غزه 🔻أسطول الصمود العالمي صوت الغزة 🔻global sumud flotilla the voice Gaza 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
سلاااااام...🤚 شب همگی بخیر...🌙 عزیزانی که به تازگی به جمع دوستان در کانال، 🌹کوچه‌های آسمانی🌱 ملحق شدید ،خوش آمدید حضور سبزتان گرامی باد✅ ✍
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👆داستان زیبا و عجیبِ رسیدن انگشتری منسوب به نایب امام زمان عثمان بن سعید عمری ، به ، تا رسیدن به دست، ، و نحوه‌ی خطاب به ✍این یعنی عاشقی💞، یعنی ولایتمداری... 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔆 روایت دیدار سید حسن نصرالله و رهبر معظم انقلاب در زمان کرونا ‼️ ...تو هم ماسکتو بردار...؟! ✍روایت یک عشق...♥️؟؟!! 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید