🌹کوچههای آسمانی 🌱
#ببینید 🎥 فیلم | سخنان شهید مهدی زین الدین درباره خودسازی و مبارزه با نفس 🌿او خطاب به رزمنده ها م
🍃👆#درس_اخلاق
++سخن زین الدین #ترجمان همان کلام 🥀#شهید_چیتسازیان است که گفت:
((کسی می تواند از #سیم_خاردار_دشمن رد شود که از #سیم_خاردار_نفس خویش عبور کرده باشد...))
🌹کوچههای آسمانی 🌱
📄 فرازی از وصیت نامه شهید مهدی زینالدین👇🥀
🌺🍃
✍ اولین #شرط_لازم برای #پاسداری از اسلام، #اعتقاد_داشتن به #امام_حسین(ع) است.
_هیچ کس نمیتواند #پاسداری از اسلام کند در حالی که #ایمان و #یقین به اباعبداللهالحسین(ع) #نداشته باشد.
_اگر امروز ما در صحنههای #پیکار میرزمیم و اگر امروز ما #پاسدار انقلابمان هستیم و اگر امروز پاسدار خون🩸 شهدا هستیم و اگر #مشیت_الهی بر این قرار گرفته که به #دست شما رزمندگان و ملت ایران🇮🇷، اسلام در جهان🌍 پیاده شود و زمینه #ظهور حضرت امام زمان(عج) فراهم گردد،
(( به واسطه عشق♥️، #علاقه و #محبت به امام حسین(ع) است.))
+من #تکلیف میکنم شما «رزمندگان» را به #وظیفه عمل کردن و #حسینوار زندگی کردن.
+در زمان #غیبت_کبری به کسی «منتظر» گفته میشود و کسی میتواند زندگی کند که منتظر باشد، #منتظر_شهادت، #منتظر_ظهور امام زمان(عج). خداوند امروز از ما #همت، #اراده و #شهادتطلبی میخواهد.🥀🍃
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
هدایت شده از 🌹کوچههای آسمانی 🌱
☕️ #چایت_را_من_شیرین_میکنم
☕️☕️☕️☕️☕️
📚کتاب چایت را من شیرین میکنم اولین نوشتهی داستانی ،
"زهرا بلند دوست" است که در قالب آن،داستانی جذاب از زندگی #دختری ایرانی که از کودکی به همراه خانوادهاش در #آلمان زندگی میکند، به بیان زیباییهای #اسلام و ایمان و قدرت و #صلابت_ایران 🇮🇷و ایرانی و #پاسداران واقعی پرداخته شده است.
📍انتشارات #کتابستان_معرفت ،
کتاب چایت را من شیرین میکنم را منتشر کرده است.
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
⏳#به_وقت_رمان ☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️ #چایت_را_من_شیرین_میڪنم 🖊به قلم :زهرا بلند دوست 💯قسمت_هیجدهم
⏳#به_وقت_رمان
☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️
#چایت_را_من_شیرین_میڪنم
🖊به قلم :زهرا بلند دوست
💯قسمت_نوزدهم :🔻
🗣صدای آرام عثمان بلند شد (کمی صبرکن صوفی..)
و دو فنجان قهوه ی🍮🍮 داغ روی میزِ چوبی گذاشت
( بخورید.. سارا داری میلرزی..)
من به #لرزیدنهاعادت داشتم.. همیشه میلرزیدم..
وقتی پدر #مست به خانه می آمد..
وقتی #کمربند به دست مادرم را سیر از کتک میکرد..
وقتی دانیال🧑 مهربان بود و میبوسیدم..
وقتی #مسلمان شد.. وقتی #دیوانه شد.. وقتی #رفت..
_پس کی تمام میشد؟؟ حقم از دنیا، سهم چه کسی شد؟؟_
+صوفی زیبا بود..
مشکیِ موهای بلندِ بیرون زده از زیر #کلاه بافت و قهوه رنگش
چشم را میزد..
چشمان #سیاهش دلربایی میکرد اما نمی درخشید..
چرا چشمانش نور نداشت؟؟ شاید..
+صوفی با آرامشی #پُرتنش کلاه از سرش برداشت
و من #سردم شد.. فنجان قهوه🍮 را لابه لای انگشتانم فشردم..
گرمایش زود گم شد..
و خدا را شکر که بازیگوشیِ قطرات بارون💧 روی شیشه بخار گرفته ی کنارم، بود..
+و باز #صوفی ،صبح🌤 وقتی از اتاقم زدم بیرون
تازه فهمیدم تو چه #جهنمی گیر افتادم..
فقط #خرابه و خرابه.. جایی #شبیه_ته_دنیا..
_ترسیدم..
منطقه کاملا #جنگی بود..
اینو میشد از مردایی که با #لباسها و #ریشهای_بلند
و تیرو تفنگ🔫 به دست با نگاههایی #هرزه وکثیف از کنارت رد میشدن ، فهمید..
_اولش #ترسیدم فکر کردم تنها زن اونجام.. اما نبودم..
تعداد زیادی زن اونجا زندگی میکردن
که یا دونسته و ندونسته با #شوهراشون اومده بودند
یا #تنها و داطلب.. یکی از #فرمانده های داعش هم اونجا بود
+رفتم سراغش و جریانو بهش گفتم
خیلی #مهربون و #باوقار #مجابم کرد
که این یه مبارزه واسه #انسانیته
و دانیال🧔 فعلا درگیره یه ماموریته اما بهم #قول داد تا بعد از #ماموریت بیاد و بهم سر بزنه..
+حرفهاش #قشنگ و #پر_اطمینان بود
+منو به #زنهای دیگه #معرفی کردو خواست که #هوامو داشته باشن.. اولش همه چی خوب بود..
یه دست #لباس بلند و تیره رنگ با #پوشیه تحویلم دادن
تا بپوشم که زیادم بد نبود..
+هرروز تعدادی از زنها با صلابت از #آرمان و #آزادی میگفتن
و من یه حسی #قلقلکم میداد که شاید راست بگن
و این یه #موهبت که، برای این #مبارزه انتخاب شدم..
+کم کم یه حس #غرور ذره ذره وجودمو گرفت..
#افتخار میکردم که همسر دانیال🧔، یه #مرد_خدا هستم..
+از #صبح تا شب 🌙 همراه بقیه زنها #غذا می پختیم
و و #لباس رزمنده ها رو #میدوختیم و #میشستیم..
_دقیقا کارهایی که هیچ وقت تو خونه🏠 پدرم انجام ندادم
رو حالا با عشق♥️ و فکر به #ثواب و #رضایت خدا انجام میدادم
+اونجا مدام تو #گوشمون میخوندن که #جهاد_شما کمتر از #جهاد_مردانتون نیست و من #ساده_لوحانه باور میکردم..
_و جز چشمهای #کثیف این مثلا رزمنده ها، چیزی #ناراحتم نمیکرد..
+هروز بعد از اتمام کارها به سراغ #فرمانده میرفتم
تا خبری از #برادرت بگیرم تا اینکه بعد دو هفته بهم گفت که به صورت غیابی طلاقت داده.. )
⬅️#ادامہ_دارد...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
📆یک جمعه ؛
گریههای تو را درک میکنیم
عَجّل ، امامِ منتقمِ کربلای ما...
لأَندُبَنَّكَ صَباحا و مَساءً
و لأَبكِيَنَّ عَلَيكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَما
#العالم_بانتظارک_یامهدی🍃
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج🤲
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
📆یک جمعه ؛ گریههای تو را درک میکنیم عَجّل ، امامِ منتقمِ کربلای ما... لأَندُبَنَّكَ صَباحا و مَساء
👆💔
حاضر میشود
یک روز سرِ قرار ؛
یک ظهر جمعه تکیه زده بر کعبه
با پرچم یا لثارات الحسین
و با ندای: أنا بقیةالله
اگر بمانیم ماهم سرِ قرارمان
و به انتظار #فرج ؛
منتظر وار ، عاشقانه💞
مثل شهدا 🥀زندگی کنیم...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🍁♥️🍂
در پاییز
فصلِ عشق
در مهر
ماهِ عشق
در جمعه
روزِ عشق
در غروب جمعه
ساعتِ عشق
عاشقت شدم
یاصاحبالزمان عج💔!'
📆شنبـــه ؛
صبح دیگریست🌤
اگر با شما آغاز شود ...🥀
و گــــرنه
انـدوه ملال آورِ😔
تکرارِ تمام روزهاست ...
#صبح_بخیر
#مردان_بی_ادعا
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید