🥀شهید آوینی:
این سفرهها نماد #قناعت بود
و شبیه به سفرههایی که #کشاورزان
سَرِ زمینهای #زراعت خود پهن میکردند!
+حالا #رزمندگان به آن #سفره_حضرت_زَهـۜرا
میگفتند و بعداز #قرائت دعای فرج،
میگفتند:
اَللَّهُمَّ ارْزُقنا رِزْقاً حَلاَلاً طَیِّباً... 🤲
+وبعد دست به نانهای داخل سفره میبُردند..
#زندگی_در_جنگ
#مردان_بی_ادعا
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🥀شهید آوینی: این سفرهها نماد #قناعت بود و شبیه به سفرههایی که #کشاورزان سَرِ زمینهای #زراعت خود
...بله نون تو این لباسه...
لباس سپاه پاسداران انقلاب...
😔🥺😳
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👆...شادی وصف ناپذیر...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
👆...شادی وصف ناپذیر... 👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🎥👆میان #سیل جمعیت #عزیزش را میبیند و #ذوقزده در آغوش میکشد،
😅خوشحالی که فقط یک #جنگزده اهل غزه که به #اجبار کوچ کرده و از #خانواده جدا مانده میفهمد،
⏳ این همان لحظهای است که دو سال #بیاطلاعی و #انتظار تمام میشود
هدایت شده از 🌹کوچههای آسمانی 🌱
سلاااااام...🤚
شب همگی بخیر...🌙
عزیزانی که به تازگی به جمع دوستان در کانال،
🌹کوچههای آسمانی🌱
ملحق شدید ،خوش آمدید
حضور سبزتان گرامی باد✅
✍#Darya_39
هدایت شده از 🌹کوچههای آسمانی 🌱
☕️ #چایت_را_من_شیرین_میکنم
☕️☕️☕️☕️☕️
📚کتاب چایت را من شیرین میکنم اولین نوشتهی داستانی ،
"زهرا بلند دوست" است که در قالب آن،داستانی جذاب از زندگی #دختری ایرانی که از کودکی به همراه خانوادهاش در #آلمان زندگی میکند، به بیان زیباییهای #اسلام و ایمان و قدرت و #صلابت_ایران 🇮🇷و ایرانی و #پاسداران واقعی پرداخته شده است.
📍انتشارات #کتابستان_معرفت ،
کتاب چایت را من شیرین میکنم را منتشر کرده است.
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
⏳#به_وقت_رمان ☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️ #چایت_را_من_شیرین_میڪنم 🖊به قلم :زهرا بلند دوست 💯قسمت_نوزدهم
⏳#به_وقت_رمان
☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️
#چایت_را_من_شیرین_میڪنم
🖊به قلم :زهرا بلند دوست
💯قسمت_بیست :🔻
📍 دانیال🧑 را گم کردم.. حتی در داستان سرایهای های این دختر..
و باز #چشمانِ به ذات نگرانِ عثمان که حالم را جستجو میکرد..
و #گرمی دستانش که میجنگید با #سرمای انگشتانم..
_و باز نفس گیری صوفی، محض #خیالبافی_هایش
( طلاق غیابی.. دنیا روی سرم خراب شد..
نمیتونستم باور کنم دانیال، بدون اطلاع خودم، #ولم کرده بود..
تا اینکه دوباره شروع به گفتن #اراجیف کردن که شوهرت مرد خداست و نمیتونه تو بند باشه
و اون ماموره #رستگاریت بوده از طرف خدا و ..
و باز #خام شدم.
_اون روز تازه فهمیدم که زنهای زیادی مثل من هستن
و باز گفتم میمونم و #مبارزه میکنم.. اما چه مبارزه ای؟
حتی #اسلوبش را نمیدونستم..
_چند روزی گذشت و یکی از زنها اومد سراغم که برو #فرمانده کارت داره..
اولش #ذوق زده شدم، فکر کردم حتما خبری از دانیال🧔 داره..
اما نه.. فرمانده بعد از یه ربع گفتن⏳ #چرندیات خواست
که منو به #صیغه خودش دربیاره..
_و من هاج و واج😧 مونده بودم خیره
به چشمایی که تازه #نجاست و #هیزی رو توشون دیده بود
_یه چیزایی از اسلام سرم میشد، گفتم زن بعد از طلاق باید چهار ماه #عده نگهداره، نمیتونه ازدواج💍 کنه..
_اما اون شروع کرد به گفتن #احکامی_عجیب ،که منه بیسواد هیچ جوابی براشون نداشتم..
گفت تو از #طرف_خدا واسه این #جهاد انتخاب شدی..
اما باز قبول نکردم و رفتم به اتاقِ زشت و نیمه خرابه ام.
_ده دقیقه بعد چند زن به سراغم اومدن
و شروع کردن به داستان سرایی.. و باز نرم شدم
و باز خودم را #انتخاب شده از طرف #خدا دیدم..
_بعد چند شبی به #صیغهی اون فرمانده #کریه و #شکم_گنده دراومدم..
بعد از چند روز پیشنهاد #صیغه از طرف مردهای مختلف مطرح شد و من مانده بودم حیرون😕 که اینجا چه خبره؟؟ مگه میشه؟؟
من چند روز پیش #هم_بالین فرمانده ی مسلمونشون بودم..
_و باز زنها دورم رو گرفتن و از #جهاد_نکاح گفتن..
و احکامی که هیچ #قاعده و قانونی نداشت و اجازه #چهار_صیغه در هفته رو، #وسط_میدون جنگ صادر میکرد. تازه فهمیدم زنهای زیادی مثل من هستند و من اینجا #محکومم.. همین..
🗓بعد از اون، هفته ای #چهار_بار به #صیغه مردهای مختلف درمیومدم
و این تبدیل شده بود به #عذاب و #شکنجه..
_و تنها یک ذکر زیر لبم #زمزمه میشد.. لعنت به تو دانیال..لعنت.._
_حالم از خودم بهم میخورد..
حس یه #هرزهی #روسپی رو داشتن از لحظه شماری برای مرگ
هم بدتره..
_هفته ای چهار بار به صیغه های #شبی چندبار تبدیل شد
و گاهی #درگیری بین مردان برای بهم خوردن نوبتشون
تو صفِ پشتِ درِ اتاق..
_دیگه از لحاظ #جسمی هیچ توانایی تو وجودم نبودم
و این رو نمی فهمیدن، اون سربازان #شهوت..😔
_مدام به همراه زنان و دختران جدید الورود از منطقه ای
به منطقه ی دیگه انتقالمون میدادن..
_حس وحشتناکی بود._
_تازه فهمیدم اون #اردودگاه حکم #تبلیغات رو داشته
و زیادن دخترانی مثل من، که #زنانگی_شون #هدیه شده بود
از طرف #شوهرانشون به #سربازان_داعش..
_شاید باور کردنی نباشه اما خیلی از مردهایی که واسه #نکاح میومدن اصلا #مسلمون یا #عرب_نبودن.
"مسیحی".. "یهودی".. #بودایی#..و از کشورهای #فرانسه#..#آمریکا#.. "آلمان"..و.و.و بودن، حتی خیلی از #دخترهایی که واسه جهاد نکاح اومده بودن هم همینطور..
_یادمه یه شب جشن عروسی دوتا از مبارزین با هم بود، که..)
⬅️#ادامہ_دارد...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙ای راهیان کربلا وقت پیکار است...
📺 نوحه قدیمی و دلنشین حاج صادق آهنگران در میان رزمندگان ۸ سال دفاع مقدس
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ انتقام سخت #سبزپوشان_سپاه ، برای خون رفیق و یارشان #شهیدصیاد،
به روایت #شهیدحاجیزاده
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞هیچ وقت و هیچ کس گمان نکند...؟؟؟!!!
📌امامخمینی ره مردی جلوتر از زمان...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید