🌹کوچههای آسمانی 🌱
🌺🍃هنرمندی که به دنبال #سیمرغ نبود... مردی که نه تنها خوش_رکاب ، بلکه #خوش_حساب هم بود... ◾️روحش شاد
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽نماهنگ/خوش غیرتی که در بیش از ۷۰ سال عمرش، با به یادگار گذاشتن حدود ۷۰ فیلم و سریال زیبا و ارزشمند برای مردم ایران 🇮🇷، سفرش را به پایان رساند...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
📽نماهنگ/خوش غیرتی که در بیش از ۷۰ سال عمرش، با به یادگار گذاشتن حدود ۷۰ فیلم و سریال زیبا و ارزشمند
👆◾️
+خدایش بیامرزد🤲
+شادی روحش، الفاتحه مع الصلوات🌴
🌿الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم🌱
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷 امام خامنهای: اگر #مقاومت کردید قلّهای⛰ فتح میشود که از بعد از ⏳زمان رسول خدا تا الان انجام نگرفته...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 قرائت قرآن کریم📕 توسط
#خبرنگار_صالح_الجعفراوی،
که پس از #آتش_بس غزه #ترور شد!
▪️میشنوید صدای تیرو گلوله
را به همراه #ترتیل زیبای شهید!
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
📹 قرائت قرآن کریم📕 توسط #خبرنگار_صالح_الجعفراوی، که پس از #آتش_بس غزه #ترور شد! ▪️میشنوید صدای ت
👆📕
✅ وَلا تَهِنوا فِي ابتِغاءِ القَومِ إِن تَكونوا تَألَمونَ فَإِنَّهُم يَألَمونَ كَما تَألَمونَ وَتَرجونَ مِنَ اللَّهِ ما لا يَرجونَ وَكانَ اللَّهُ عَليمًا حَكيمًا
✅ و در #تعقیب و جستجوی دشمن #سستی نکنید. اگر شما (هنگام رویاروی با دشمن) متحمّل درد و رنج می شوید، آنان نیز همانند شما درد و رنج می کشند؛ ولی شما از الله #امیدی دارید که آنها ندارند و الله دانای حکیم است
النساء(آيه: 104)
صفحه : 95
🌹کوچههای آسمانی 🌱
👆📕 ✅ وَلا تَهِنوا فِي ابتِغاءِ القَومِ إِن تَكونوا تَألَمونَ فَإِنَّهُم يَألَمونَ كَما تَألَمونَ
👆✅🌺
...و این مقاومت ها ست که آرام آرام به سمت قله نزدیک میشود...
هدایت شده از 🌹کوچههای آسمانی 🌱
سلاااااام...🤚
شب همگی بخیر...🌙
عزیزانی که به تازگی به جمع دوستان در کانال،
🌹کوچههای آسمانی🌱
ملحق شدید ،خوش آمدید
حضور سبزتان گرامی باد✅
✍#Darya_39
هدایت شده از 🌹کوچههای آسمانی 🌱
☕️ #چایت_را_من_شیرین_میکنم
☕️☕️☕️☕️☕️
📚کتاب چایت را من شیرین میکنم اولین نوشتهی داستانی ،
"زهرا بلند دوست" است که در قالب آن،داستانی جذاب از زندگی #دختری ایرانی که از کودکی به همراه خانوادهاش در #آلمان زندگی میکند، به بیان زیباییهای #اسلام و ایمان و قدرت و #صلابت_ایران 🇮🇷و ایرانی و #پاسداران واقعی پرداخته شده است.
📍انتشارات #کتابستان_معرفت ،
کتاب چایت را من شیرین میکنم را منتشر کرده است.
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
⏳#به_وقت_رمان ☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️ #چایت_را_من_شیرین_میڪنم 🖊به قلم :زهرا بلند دوست 💯قسمت_بیست_د
⏳#به_وقت_رمان
☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️☕️
#چایت_را_من_شیرین_میڪنم
🖊به قلم :زهرا بلند دوست
💯قسمت_بیست_سوم :🔻
📌با انگشتانم روی میز ضرب گرفتم،
نرم و آرام
(اشتباه میکنی.. اگرم درست باشه اصلا برام مهم نیست
گفتی یه شب عروسیه دوتا از افراد داعش با هم..
خب منتظرم بقیه اشو بشنوم..)
_دست به سینه به صندلیش🪑 تکیه داد.
چند ثانیه ایی نگاهم کردم
( میدونی چقدر #التماسم کرد تا حاضر شدم از ترکیه بیام اینجا؟؟)
_چقدر تماشای باران⛈ از پشت شیشه، حسِ ملسی داشت._
(خوب کاری میکنی..
هیچ وقت واسه علاقه یِ یه مسلمون #ارزش قائل نشو..
عشقشون مثه #کرم_خاکی، زمین گیرت میکنه.
اونا عروس شونو با دوستاشون #شریک میشن..
عین دانیال🧔 که #وجودمو با #همرزماش تقسیم کرد..)
_باز دانیال.. #حریصانه نگاهش کردم
(منتظرم تا بقیه ماجرا رو بشنوم..)
عثمان رسید، با یک سینی قهوه🍮..
فنجانهای قهوه ایی رنگ را روی میز چید..
من، صوفیه و خودش..
_کاش حرفهای صوفی در مورد عثمان راست نباشد..
روی صندلی 🪑سوم نشست..
نگاه پر لبخندش را بی جواب رد کردم.
_صوفی نفسش #عمیق بود
(با یه گروه از دخترها به یه منطقه ی جدید تو سوریه رفتیم..
تازه تصرفش کرده بودن..
به همین خاطر قرار شد #مراسم_عروسی دو تا از سربازا رو همونجا برگزار کنن..
_میدونستم شب خوبی نداریم
چون اکثرا #مست بودن و باید چند برابر شبهای قبل #سرویس میدادیم.🙁
_مراسم شروع شد..
#رقص و پایکوبی و انواع 🍱غذاها..
عروس👰♀🧑⚖ و داماد رو یه مبل دونفره
درست رو خرابه های یه خونه نشستن.
عاقد #خطبه رو خوند.
_اما عروس برای گفتنِ بله، یه #شرط داشتن و اون #بریدن سر یه شیعه بود. خیلی ترسیدم.
_ این زن، #عروسِ_مرگ بود._
_یه جوون ۲۱-۲۲ ساله رو آوردن.
جلوی پای عروس👰♀ به زانو درآوردنش
و خواستن که به علی (ع) #توهین کنه.
اما خیلی #کله_شق و #مغرور بود با صدای بلند داد زد
((لبیک یا علی)).
_خونِ همه به جوش اومد. اما من فقط لرزیدم.
داماد بلند شد و چاقو 🔪 رو گذاشت رو گردنش
و مثه #حیوون سرشو برید.
همه کف زدن، کِل کشیدن
و عروس با #وقاحت پا روی خونش🩸 گذاشت و #بله رو گفت
_نمیتونی حالمو درک کنی..
حسِ بدیه وقتی تو اوجِ وحشت، کسی رو نداشته باشی
تا بغلت کنه..) و زیر لب #نجوا کرد (( دانیالِ عوضی.. لعنتی..))
_سرش را به سمت #عثمان چرخاند، #عصبی و #هیستیریک
( وقتی داشتن سرِ اون پسر رو میبرین، خدات کجا بود؟)
_صدای ساییده شدنِ #دندانهای عثمان را رو هم دیگر می شنیدم
از زیر میز دست مشت 👊 شده روی زانویش را #فشردم. #داغ بود..
نگاهم کرد. #پلکهایش را بست..
_صوفی باید می ماند.. و عثمان این را میدانست،
پس #ترسو_وار ساکت ماند..
پیروزیِ پر شکست صوفی..
_گردنش را سمت من چرخاند
( شب #وحشتناکی بود.. #جهنم واقعی رو تجربه کردیم،
من و بقیه دخترا.. صدای فریاد و درگیریِ مردها سر نوبتوشون واسه #هرزه_گی؛ از پشت در اتاقها شنیده میشد..
نمیفهمی چه #حسِ_کثیفیه، وقتی با رفتن هر مرد
منتظر بعدی باشی..
_بین #مشتریهای اون شبم، یکیشون #آشناترین نامرد زندگیم بود..
برادر تو.. دانیال🧔 ...
⬅️#ادامہ_دارد...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
63.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥...بزم عاشقانه...
...هزار جور میشود که قصه را نگاه کرد...
#باز_نشر به مناسبت ۷ اکتبر (۱۵مهرماه) سالگرد عملیات "طوفان الاقصی"
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید