8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
...وَ کَفی بِاللّه حَسیبا...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
22.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👆#پست_ویژه
⁉️#عجایب_هفتگانه
👌جهت تغییر حال و ذائقه گروه
📹 خدایا عظمت تورو شکر...🤲
✍یک دنیا زیبایی ،در دل بیابان...
حتما ببینید
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
⏳#به_وقت_رمان ☕️☕️☕️☕️☕️ #چایت_را_من_شیرین_میڪنم 🖊به قلم :زهرا بلند دوست 💯قسمت_بیست_نهم :🔻 📍چ
⏳#به_وقت_رمان
☕️☕️☕️☕️☕️
#چایت_را_من_شیرین_میڪنم
🖊به قلم :زهرا بلند دوست
💯قسمت_سیام :🔻
📌انگار هزاران سوزن در #معده ام فرو میکردند.
باورم نمیشد چیزایی که میگفت، شرحِ حالِ دانیالِ #دل_نازک من باشد..
_(فرمانده یه جوون #فرانسوی بود که میگفت مسلمونه.. اما نبود.. یعنی من مطمئن بودم که نیست چون شبهایی که میومد سراغم، یه #زنجیر به گردنش داشت که یه #صلیب بزرگ و زیبا ازش آویزون بود.
_البته میتونم #قسم بخورم که اکثر اون مردها اصلا مسلمون نیستن چون بیشترشون، یا #نشان_داوود دارن یا #صلیبِ_مسیح..
و خیلی هاشون اصلا #عرب نیستن.
#مخصوصا فرمانده هاشون که #آمریکایی و #آلمانی و #فرانسوی وچچنی و برو تا الی آخر هستن..
عربهایی ام که اونجان معمولا اهل #عربستان سعودین.
_عربستان کمک #چشم_گیری بهشون میکنه.
از #اسلحه و تفنگ 🔫 گرفته تا #دخترای_خوشگل واسه هرزگی.. 😔
#ترکیه هم تا حد زیادی؛ این حیوونها رو تامین میکنه به خصوص که اجازه رفت و آمد از مرزهاش و #فروش_نفت رو به داعش میده..
_روی اکثر اسلحه ها و جعبه مهمات و اجناس خوراکی که میامد #مارک کشورهای عربستان و آمریکا و ترکیه ست..
اینایی که میگم، نشنیدماا.. با چشم دیدم.
_حالا بگذریم.. کجا بودم؟؟ آهان..
یکی از سربازها رفت سراغِ خواهر کوچیکه که بیهوش،
پخش زمین بود.
میخواست واسه #سلاخی بسپردش دستِ دانیال 🧔که فرمانده دستور ایست داد.
_رفت بالا سر دختره و با چشمای #کثیفش خوب براندازش کرد.
چهره اشو یادمه، دخترِ #لَوَندی بود.
بعد در کمالِ #گستاخی گفت: #حیفه چنین دختر زیبایی در خدمتِ #جهاد و مبارزین نباشه و #فرزندی شجاع و دلیر تقدیمِ این راه نکنه.. ببریدش برای #معالجه.
به خدا قسم که به خاطره جهاد از جانش گذشتم تا رسول الله در اون دنیا شفیعم باشه..
_خندید.. کوتاه و پر تمسخر_
( خدا.. خدایی که بی خیالِ همه شده.
دانیال دیگه #انسان نبود.. حالا عینِ یه #ماشین آدم کشی، سر میبرید و جون میگرفت.. یه کم که زیر نظر گرفتمش، فهمیدم تو ارودگاه و چند جای دیگه به بچه های کوچیک #آموزش میده.. بچه های کوچیک میدونی یعنی چی؟؟ یعنی از #دو ساله گرفته تا ده، دوازده ساله.. میدونی برادرت چی یادشون میده؟؟ اینکه چجوری سربِبُرَن.. دست #قطع کنن.. تیر خلاص بزنن.. #شکنجه بدن..)
_به معده ام #چنگ زدم.. دردش #امانم را بریده بود. عثمان با دهانی باز و گیج مانده رو به صوفی کرد( این بچه ها از کجا میان؟ آخه یه بچه ی دو ساله از جنگ و خونریزی چی میفهمه؟
_صوفی سری تکان داد ( شما از خیلی چیزا خبر ندارین.. این بچه ها یه تعدادشون از #پرورشگاههای کشورهای مختلف میان.. یه عدهشونم از همون #حرومزاده های متولد شده از #جهاد_نکاحن..
_فکر میکنی بچه هایی که از این به اصطلاح جهاد متولد میشن رو چیکار میکنن؟؟ میبرن شهربازی و براشون بستنی میخرن؟؟ نخیر.. این بچه ها با برنامه به دنیا میان و باید به #دردشون بخورن...
_تو هر اردوگاهی؛ مکانهای خاصی برای نگهداری و آموزش این بچه ها وجود داره.. این طفلی ها از یک سالگی با #اسلحه و چاقو🔪، بزرگ میشن.. با #تماشای مرگ و جون دادنِ آدمها #قد میکشن.. من به چشم دیدم که چجوری یه پسر بچه ی #شش ساله در کمال #نفرت و خشم، #تیر_خلاصی تو سر چهارتا مرد مسلمون خالی کرد..
(این بچه ها ابلیس مطلقن.. خوده خوده شیطان😈..)
_عصبی بود خیلی زیاد و با حرصی فرو خورده به چشمانم زل زد ( و برادر تو یکی از اون همون مربیاست که شیطان👹 تربیت میکنه.. دانیال یه #جانیِ _بالفطره ست.. )
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
👇👇👇
🌹کوچههای آسمانی 🌱
⏳#به_وقت_رمان ☕️☕️☕️☕️☕️ #چایت_را_من_شیرین_میڪنم 🖊به قلم :زهرا بلند دوست 💯قسمت_سیام :🔻 📌انگا
ادامه...☕ #رمان_چایت_را_من_شیرین_میڪنم
😔در خود جمع شدم.. درد بود و درد.. انگار با #تیغ به جانِ معده ام افتاده بودند.. نفس کشیدن برایم #مساوی بود با #چنگال گرگ رویِ تمام هستی ام.. دست مشت شده ام را روی #معده ام فشار دادم.
_صدای نگران عثمان #تمرکزم را بهم میزد ( سارا.. سارا جان.. چت شده آخه تو دختر.. بلند شو بریم پیش دکتر.. ) اما من نمیخواستم.. من فقط #گرسنه ی شنیدن بودم.. باید بیشتر میدانستم.
_دستم را بالا بردم ( خوبم عثمان.. خوبم.. ) کمی سرم را کج کردم ( صوفی ادامه بده..) عثمان #عصبی شد (سارا تمومش کن.. حالت خوب نیست.. بذار واسه یه وقت دیگه..) اما عثمان چه از حالم میدانست؟.
_تازه فهمیده بودم که بی خبری، عینِ خوش خبریست.._
( صوفی بگو..) عثمان دندانهایش را روی هم فشار داد و #نگاهی تند روانه ام کرد.
_صوفی بی خیال از همه چیز ادامه داد ( هیچی.. به اندازه ی یک #قطره از همه بارونهای💧 باریده؛ امید داشتم.. امید به اینکه شاید دانیال🧔 تظاهر میکنه و حالا پشیمونه.. اما نبود..
_اینو وقتی فهمیدم که واسه کشتنِ بچه های #شیعه و #مسیحی تو مناطق اشغال شده تو سوریه #داوطلب میشد و با #اشتیاق واسه اون سربازهای کوچیک از خون 🩸و خونریزی میگفت.
_ دانیال🧔 دیگه به دردِ #مُردن هم نمیخورد، چه برسه به #زندگی.. و من #دود شدم. برادرت حتی #انگیزه_مرگ رو از هم من گرفت..
⬅️#ادامہ_دارد...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
15.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☆💔☆
👆اون عکسها
فقط تصویر نیستن...
تکه هایی از روح پدرماند
که در لحظههای کودکانهام،
جاماندهاند؛
یادگاریهایی...
از مردی، که #جانش را داد
تا من و تمام دختران این سرزمین
با #آرامش زندگی کنیم...
🗣این صدای #زینب_هاشمی ،
دختر 🥀شهید_علی_هاشمی است که
میشنوید....
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
☆💔☆ 👆اون عکسها فقط تصویر نیستن... تکه هایی از روح پدرماند که در لحظههای کودکانهام، جاماندها
👆🎞
برش هایی از قسمت آخر
سریال #پسران_هور همراه
با تصاویری از سردار شهید علی
هاشمی برای #اولینبار
#حاج_علی
#سردار_هور
#سپهبد_شهید_علی_هاشمی
🏠
همین الان
جوری زندگی کنیم
که اگه امام زمان
در خونمون رو بزنه
بتونیم دَرو باز کنیم
و با رو سفیدی
از ایشون استقبال کنیم!؟
اگه اینطور هست
تبریک میگم ! شما علمدارِ
"مهدیِ فاطمهای" ..💔!'