5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☺️ لحظهی دیدارِ معشوق...؟!
♥️🍃😍
🗓ثبت تاریخ:دوشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۴
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
16.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 پست ویژه 13 آبان
✌️ تسخیر لانه جاسوسی
🎙 کلام حضرت امامخمینی (ره) و مقام معظم رهبری
#روز_دانش_آموز،#سیزده_آبان🇮🇷
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✊ فیلم دیدنی "مرگ بر آمریکا" گفتن حضرت آقا با مشتهای گرهکرده
♦️ وزیر شعار:
تا آقای #رییس_جمهور مشتها رو گره نکنه، مزه نمیده...😊
| کنگره شعر شاهد، ۶۵/۱۱/۱۴ |
🌹کوچههای آسمانی🌱
🌹کوچههای آسمانی 🌱
⏳#به_وقت_رمان ☕️☕️☕️☕️☕️ #چایت_را_من_شیرین_میڪنم 🖊به قلم :زهرا بلند دوست 💯قسمت_چهل_و_دو :🔻 💔د
⏳#به_وقت_رمان
☕️☕️☕️☕️☕️
#چایت_را_من_شیرین_میڪنم
🖊به قلم :زهرا بلند دوست
💯قسمت_چهل_و_سه :🔻
📌نشستن در یک #تاکسی_زرد آن هم در کشوری که #کابوسِ حاکمیتش #تیشه شد بر ریشه ی زندگیمان٬ ناباورانه ترین٬ ممکنِ دنیا بود ..
_بیچاره پدر که عمرش به #مستی و سلامِ بی جوابِ #هیلتری در دنیایِ سازمانی اش گذشت.. و نفهمید که #خلق_ایران در گیرو دار ِ روزمرگی #فراموششان کرده اند.
_خیابان ها هر چند پر از دست اندازهای ماشین افکن اما #زیبا بود.. پر از #هجوم زندگی.. #ریتمی ِاز #هالیوود_زدهگی و #سنتگرایی.. که در ظاهرِ عجیبِ مردم و صفِ غریبِ نانوایی هایشان کاملا مشهود بود..
_حکایتی از کلاغ و #تلاش بی فرجام برای طاووس شدن🦚.._
_چقدر #تاسف داشت٬ حال این مردم..
در #ترافیکی بی انتها زندانی شدیم.. دلهره ی مَلَس به وجودم چنگ میزد. پیرمردِ راننده سری تکان داد ( هی.. یادش بخیر..این آدرستون خیلی از #خاطرات گذشته رو برام زنده کرد.. چه روزایی بود.. الانمو نبین.. تو جوونی یه #یلی بودم واسه خودم.. اعلامیه میذاشتیم زیر لباسامو ده برو که رفتیم.. مامورای #ساواک خودشونو میکشتن هم به گردِ پامم نمیرسیدن..)
_آه کشید٬ بلند و پر حزن ( داداشم واسه این #انقلاب #شهید شد.. خیلی از رفیقام جون دادن زیر دست و پای اون #ساواکی های از خدا بی خبر.. به قول نوری گفتنی: ما برای آنکه ایران🇮🇷.. خانه ی خوبان شود.. رنج دوران برده ایم.. اما آخرش از کل انقلاب سهممون شد همین یه #ماشین و کرایه اش که نون زن و بچه مونو باهاش میدیم..
^اما بازم خدارو شکر.. راضیم.. امنیت باشه٬ ما به نونِ خشکم راضی هستیم..)
_خدا.. خدا.. خدا.. بختکی که برای تمام زندگیم #نقشه داشت.. و حالا از زبان این پیرمرد آتش 🔥میشد و سینه ام را میسوزاند.. باید #عادت میکرد.. خدا وِردِ زبانِ این جماعت ایرانی بود..
_بالاخره بعد از ساعتها #ترافیکِ سرسام آور اما پر از مردم شناسی به خانه 🏠رسیدیم..
_چشمان مادر دو دو میزد. پیرمرد چمدان ها را جلوی پایم گذاشت و #آدرس خانه را با اسمهای جدیدش روی تکه کاغذی نوشت و به دستم داد ( اینو داشته باش که یه وقت به مشکل نخوری.. راستی٬ به #ایرون هم خوشی اومدی باباجان.. ان شالله #کنگر بخوری و #لنگر بندازی.. اینجا یه تیکه نون #بربریش میارزه به کل فرنگستون و آدماش)
_چشمها و لبخنده 😊کنج لبش زیادی مهربان بود٬ درست مثلِ تمام #مسلمانان_ترسو..
_در کنار مادر٬ رو به روی خانه 🏠 ایستادم..
درش بزرگ بود و تیره رنگ..
🔑 کلید را به طرف در برم.. اما نه.. این گشایش٬ حق مادر بود..
کلید را به دستش دادم..
در را باز کرد با صورتی خیس از اشک😭..
و زبانی که قصد شکستنِ طلسمش نبود..
_با باز شدن در٬ #عطری از گذشته بر مشام خزید.. #کهنهگی در برگهای مرده ی زیر پایمان #هویتشان را فریاد میزدند.. خانه ایی #عجیب.. درست شبیه همان فیلمهایِ 🎞ایرانی که گاه مادر در نبود پدر میدید..
_با حیاطی بزرگ و مدفون در برگهای🌿🍁 چندین ساله که محصولِ درختان بلند🌳 و تنومندِ باغچه ی حاشیه نشینِ دیوارش بود و #حوضی بزرگ که از علائم حیاتی اش آبی #لجن_بسته به چشم میخورد.. و خانه ایی بزرگ که بی شباهت به محل #تجمع_ارواح نبود و میلی برای بازدیدِ داخلش سراغت را نمیگرفت..
_نمیدانستم حسم چیست؟؟ نفرت یا علاقه..؟؟
اما هر چه بود٬ عقل ماندن را تایید نمیکرد..
پس بی ورود از در خارج شدم.._
_پیرمرد کنار ماشین اش ایستاده بود و با دستمالی #قرمز رنگ شیشه هایش را تمیز میکرد.
(هتل)..
پیرمرد ایستاد( میخواین برین هتل باباجان..) با سر تایید کردم..
_مادر #قصد دل کندن نداشت اما من هم قصدی برای ماندن نداشتم.
با #گامهایی تند به سراغش رفتم. دستش را کشیدم. تکان نمیخورد. درست مانند #کودکی لج باز. کنار گوشش زمزمه کردم( بیا بریم #هتل. این خونه الان قابل سکونت نیست) #مسرانه سرجایش ایستاد. کلافه شدم. ( اگه بیای بریم هتل. قول میدم خیلی زود کسی رو بیارم تا اینجا رو تمیز کنه.. بعد میتونیم اینجا بمونیم..) انگار راضی شد و با قدمهایی سست به سمت ماشین🚗 رفت..
⬅️#ادامہ_دارد...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌺🍃
برحاشیہےبرگِشقایقبنویسید
گُــــلتابِفشارِدرودیـوارندارد..!💔
🌹کوچههای آسمانی🌱
🕊
میگفت -فاطمیھ -عزای خصوصیه
هر کسی توفیق اومدن تو مراسم
"حضرتِزهراسلاماللهعلیها"رو نداره!
محرم رو همه هستند اما فاطمیھ نه..💔!'