eitaa logo
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
787 دنبال‌کننده
5.7هزار عکس
4.2هزار ویدیو
6 فایل
فضیلت زنده نگه داشتن یاد و نام شهدا کمتر از شهادت نیست.امام خامنه‌ای 🌹🌹🌹 Admin: @daryaa_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
⏳#به_وقت_رمان ☕️☕️☕️☕️☕️ #چایت_را_من_شیرین_میڪنم 🖊به قلم :زهرا بلند دوست 💯قسمت_چهل_و_دو :🔻 💔د
☕️☕️☕️☕️☕️ 🖊به قلم :زهرا بلند دوست 💯قسمت_چهل_و_سه :🔻 📌نشستن در یک آن هم در کشوری که حاکمیتش شد بر ریشه ی زندگیمان٬ ناباورانه ترین٬ ممکنِ دنیا بود .. _بیچاره پدر که عمرش به و سلامِ بی جوابِ در دنیایِ سازمانی اش گذشت.. و نفهمید که در گیرو دار ِ روزمرگی کرده اند. _خیابان ها هر چند پر از دست اندازهای ماشین افکن اما بود.. پر از زندگی.. ِاز و .. که در ظاهرِ عجیبِ مردم و صفِ غریبِ نانوایی هایشان کاملا مشهود بود.. _حکایتی از کلاغ و بی فرجام برای طاووس شدن🦚.._ _چقدر داشت٬ حال این مردم.. در بی انتها زندانی شدیم.. دلهره ی مَلَس به وجودم چنگ میزد. پیرمردِ راننده سری تکان داد ( هی.. یادش بخیر..این آدرستون خیلی از گذشته رو برام زنده کرد.. چه روزایی بود.. الانمو نبین.. تو جوونی یه بودم واسه خودم.. اعلامیه میذاشتیم زیر لباسامو ده برو که رفتیم.. مامورای خودشونو میکشتن هم به گردِ پامم نمیرسیدن..) _آه کشید٬ بلند و پر حزن ( داداشم واسه این شد.. خیلی از رفیقام جون دادن زیر دست و پای اون های از خدا بی خبر.. به قول نوری گفتنی: ما برای آنکه ایران🇮🇷.. خانه ی خوبان شود.. رنج دوران برده ایم.. اما آخرش از کل انقلاب سهممون شد همین یه و کرایه اش که نون زن و بچه مونو باهاش میدیم.. ^اما بازم خدارو شکر.. راضیم.. امنیت باشه٬ ما به نونِ خشکم راضی هستیم..) _خدا.. خدا.. خدا.. بختکی که برای تمام زندگیم داشت.. و حالا از زبان این پیرمرد آتش 🔥میشد و سینه ام را میسوزاند.. باید میکرد.. خدا وِردِ زبانِ این جماعت ایرانی بود.. _بالاخره بعد از ساعتها سرسام آور اما پر از مردم شناسی به خانه 🏠رسیدیم.. _چشمان مادر دو دو میزد. پیرمرد چمدان ها را جلوی پایم گذاشت و خانه را با اسمهای جدیدش روی تکه کاغذی نوشت و به دستم داد ( اینو داشته باش که یه وقت به مشکل نخوری.. راستی٬ به هم خوشی اومدی باباجان.. ان شالله بخوری و بندازی.. اینجا یه تیکه نون میارزه به کل فرنگستون و آدماش) _چشمها و لبخنده 😊کنج لبش زیادی مهربان بود٬ درست مثلِ تمام .. _در کنار مادر٬ رو به روی خانه 🏠 ایستادم.. درش بزرگ بود و تیره رنگ.. 🔑 کلید را به طرف در برم.. اما نه.. این گشایش٬ حق مادر بود.. کلید را به دستش دادم.. در را باز کرد با صورتی خیس از اشک😭.. و زبانی که قصد شکستنِ طلسمش نبود.. _با باز شدن در٬ از گذشته بر مشام خزید.. در برگهای مرده ی زیر پایمان را فریاد میزدند.. خانه ایی .. درست شبیه همان فیلمهایِ 🎞ایرانی که گاه مادر در نبود پدر میدید.. _با حیاطی بزرگ و مدفون در برگهای🌿🍁 چندین ساله که محصولِ درختان بلند🌳 و تنومندِ باغچه ی حاشیه نشینِ دیوارش بود و بزرگ که از علائم حیاتی اش آبی به چشم میخورد.. و خانه ایی بزرگ که بی شباهت به محل نبود و میلی برای بازدیدِ داخلش سراغت را نمیگرفت‌.. _نمیدانستم حسم چیست؟؟ نفرت یا علاقه..؟؟ اما هر چه بود٬ عقل ماندن را تایید نمیکرد.. پس بی ورود از در خارج شدم.._ _پیرمرد کنار ماشین اش ایستاده بود و با دستمالی رنگ شیشه هایش را تمیز میکرد. (هتل).. پیرمرد ایستاد( میخواین برین هتل باباجان..) با سر تایید کردم.. _مادر دل کندن نداشت اما من هم قصدی برای ماندن نداشتم. با تند به سراغش رفتم. دستش را کشیدم. تکان نمیخورد. درست مانند لج باز. کنار گوشش زمزمه کردم( بیا بریم . این خونه الان قابل سکونت نیست) سرجایش ایستاد. کلافه شدم. ( اگه بیای بریم هتل. قول میدم خیلی زود کسی رو بیارم تا اینجا رو تمیز کنه.. بعد میتونیم اینجا بمونیم..) انگار راضی شد و با قدمهایی سست به سمت ماشین🚗 رفت.. ⬅️... 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌺🍃 برحاشیہ‌ے‌برگِ‌شقایق‌بنویسید گُــــل‌تاب‌ِفشارِدرودیـوارندارد..!💔 🌹کوچه‌های آسمانی🌱
🕊 میگفت -فاطمیھ -عزای خصوصیه هر کسی توفیق اومدن تو مراسم "حضرتِ‌زهراسلام‌الله‌‌علیها"رو نداره! محرم رو همه هستند اما فاطمیھ نه..💔!'
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
"زيارةفاطمةالزهراءعليهاالسلام"🖤 اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ نَبِىِّ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ حَبيبِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ خَليلِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ صَفىِّ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ اَمينِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ خَيْرِ خَلْقِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ اَفْضَلِ اَنْبِياءِ اللهِ وَرُسُلِهِ وَمَلائِكَتِهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ خَيْرِ الْبَرِّيَةِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا سِيِّدَةَ نِساءِ الْعالَمينَ مِنَ الاَْوَّلينَ وَالاْخِرينَ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا زَوْجَةَ وَلِيِّ اللهِ وَخَيْرِ الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا اُمَّ الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ سَيِّدَىْ شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَا الصِّدّيقَةُ الشَّهيدَةُ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَا الرَّضِيَّةُ الْمَرْضِيَّةُ ، اَلسـَّلامُ عـَلَيْكِ اَيَّتـُهَا الْفاضِلـَةُ الزَّكِيـَّةُ ، اَلسـَّلامُ عـَلَيْكِ اَيَّتـُهَا الْحَوْراءُ الاِْنْسِيَّة🥀 ‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌_یازهرا_
🖤💔 ‌‌ڪاش‌مَھدےبہ‌جھان‌چھره‌هويدامۍڪرد گره‌ازمشڪل‌پيچيده‌ےماوا‌مۍڪرد ڪاش‌مۍآمدوباآمدنش‌ازسرِمِھـر قبرِمخفۍ‌شده‌ےفـاطِمہ‌پيدامۍڪرد‌‌‌‌‌‌‌🥀
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🥀شهادت آغاز خوشبختی است خوشبختی که پایان ندارد شهید که بشوی خوشبختِ ابدی میشوی ... « خدایا ما را با شهادت خوشبخت کن » 💔🍃 _سلام روزتون و عاقبتتون شهدایی_🤚 🌹کوچه‌های آسمانی🌱
♥️وعده‌گاه عاشقان ... 💔جایی که عشق را کردند و به کشاندند و در تارک تاریخ به سپردند .... 🗓 ۱۰ آبان ۱۳۶۱ ، منطقه شرهانی ساعاتی مانده به عملیات محرم عکاس: سعید حاجی خانی 🌹کوچه‌های آسمانی🌱