🌹کوچههای آسمانی 🌱
⏳#به_وقت_رمان ☕️☕️☕️☕️☕️ #چایت_را_من_شیرین_میڪنم 🖊به قلم :زهرا بلند دوست 💯قسمت_چهل_و_هشت :🔻 ♦
#ادامه...☕️
⏳چند روز گذشت و من لحظه به لحظه اش را با تنی بی حس، چشم به در، انتظارِ آوازه قرآنِ📕 #دشمنم را میکشیدم و یافتن #پاسخی از زبانش برای #سوالاتم. اما باز هم نیامد.. حالا حکم #معتادی را داشتم که از فرط درد از خود میپچید و نیازش را #طلب میکرد و من جز سه وعده #اذان از #مُسکن اصلیم محروم بودم.
_این جماعت ایدئولوژی شان محتاج کردن بود._
_بعد از مدتی #حکم آزادیم از بیمارستان 🚑 صادر شد. و من با تنی #نحیف بی خبر از همه جا و همه کس #آویزان به پروین راهی خانه🏠 شدم.
_او با قربان صدقه های #مادرانهاش مرا به اتاقم برد. به محض جا گیری روی تخت و خروج پروین از اتاق با دستانی لرزان گوشی📞 را از روی میز قرض گرفتم. باید با #یان یا #عثمان حرف میزدم. تماس گرفتم اول با #عثمان. یک بار.. دو بار.. سه بار.. جواب نمیداد و این موضوع #عصبیم میکرد..
_شماره ی #یان را گرفتم.. بعد از چندین بار جواب داد ( سلام دختر ایرانی🇮🇷..) صدایم #ضعیف بود ( بگو جریان چیه؟ تو کی هستی؟ ) #لحنش #عجیب شد ( من یانم.. دوست سارا.. ) دوست داشتم #فریاد بزنم و زدم، هرچند کوتاه ( خفه شو.. من هیچ دوستی ندارم.. من اصلا کسی رو تو این دنیا🌎 ندارم..).
_آرام بود ( داری.. تو دانیالو داری..)_
_نشسته رویِتخت با پنجه ی پایم گلِ قرمز رنگ قالی را هدف گرفتم ( داشتم.. دیگه ندارم.. یه #آشغال مثه عثمان ، اونو ازم گرفت.. توام یه #عوضی هستی مثه دوستت و همه ی هم کیشاش.. اصلا نکنه توام مسلمونی؟).
_جدی بود ( سارا آرام باش.. هیچ چیز اونی که تو فکر میکنی نیست.. از وضعیت لحظه به لحظه ات باخبرم. میدونم چه شرایطی رو از سر گذروندی. پس فعلا یه کم استراحت کن). از #کوره در رفتم ( با خبری؟؟ چجوری؟؟ یان بیشتر از این #دیوونم نکن.. این دوستی که تو ایران داری کیه؟ کسی که منو به اون #آموزشگاه معرفی کرد کیه؟؟ کسی که پروینو آورد تو این خونه کیه؟؟ اسمش چیه؟؟ #حسام؟؟ یان دارین باهام #بازی میکنید.. اما چرا؟؟ )
_گرمم بود زیاد.. به سمت #پنجره رفتم تا بازش کنم.. چشمم که به تصویر خودم در شیشه افتاد #میخکوبِ زمین شدم..
_این من بودم؟؟ همان دختر #مو_بور با #چشمان_رنگی.. این #مردهی_متحرک شباهتی به من نداشت.. صدای الو الو گفتنهای یان را میشنیدم.. اما #زبانم نمیچرخید.. گوشی از دستم افتاد. به سمت #آینه رفتم.. دیگر چیزی از آن دختر چند ماه پیش باقی نمانده بود جز چشمانی آبی رنگ. وحشت😱 کردم.. "سری بی مو".. "چشمی بی مژه".. "صورتی بی ابرو"...
_ جیغ زدم.. بلند.. دوست نداشتم خودم را ببینم.. پس آینه #محکوم شد شکستن.. پروین هراسان 😨 به اتاقم آمد. با فریاد این زنِ تپل و مهربان را به بیرون #هُل دادم. تا جاییکه از دستم برمیآمد #شکستم و پاره کردم و در بین این زدنها، #گریه پروین پشت در اتاق قصد قطع شدن نداشت. صدایش را میشنیدم. ( آقا حسام، مادر.. تو رو خدا خودتو زود برسون.. این دختره #دیوونه شده..
_در اتاقم بسته.. میترسم یه بلایی سر خودش بیاره.. من که #زبون این بچه رو نمیفهم..)
⏳مدتی گذشت.. #تتمهی توانم را صرفِ خانه خرابیم کرده بودم و #حالی برایِ ادامه نبود.. روی زمین، تکیه زده به #کمد نشستم.. دیگر چه چیزی از همه ی نداشته هایم، داشتم تا برایش زندگی کنم..؟؟ با ضعفی عجیب تکه ی خورد شده از #آیینه را برداشتم..
_تمام لحظه های نفس کشیدنم را #مرور کردم.." معدود خنده هایم😊 با دانیال".. "شوخی هایش".. "جوک های بی مزه اش".. #سر به سر گذاشتن های بچه گانه اش"..
_کل عمرم خلاصه میشد در دانیال🧑.
_تکه ی تیزِ #آیینه را روی مچ دستم قرار دادم.. مُردن هم #جرات میخواست و من یکبار نخواسته تجربه اش کرده بودم. چشمانم را بستم. که ناگهان ضربه ایی آرام به در خورد ( سارا خانووم.. لطفا درو باز کنید.. ) خودش بود.. #قاتل_خوش_صدای تنها برادرم..
⬅️#ادامہ_دارد...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
خواستنازشعکسبگیرن..
گفت:
«بذارید"سربند یازهرا"ببندم
بعداز#شهادتمبهدردمیخوره..»
#شهید_محمد_سلیمانی🥀
#حضرت_زهرا 🕯
🌹کوچههای آسمانی🌱
🍃
در پیِ نام و نشانیم
بیآنڪه بدانیم ؛
مادرمان بینشان است..💔!'
🥀|شهیدعبدالحسینبرونسی|
میگن:
اونقدر #ارادت داشت
به مادرِسادات که
#محال بود اسمِ
"حضرت_زهرا(سلاماللهعلیها)"
بیاد و شونههاش #نلرزه،
تا اسم حضرت رو میشنید
#بغض میکرد و"أَشکْ"میریخت...😢
🌹کوچههای آسمانی🌱
صبح است و دکان زندگی آباد است
گلخنده فراوان شده دلها شاد است
وقتی که خدا کلید این قصه شود
دنیای قشنگمان ز غم آزاد است🕊
👋 سلام ،صبح زیباتون بخیر🌤،
🤲دعای خیر شهدا همراه تک تک لحظات زندگی تون🥀
🌹کوچههای آسمانی🌱
💞 وادی عشق ..
بسی دور و دراز است ...!
ولی ...
طی شود ..
جاده ی صدساله..
به آهی گاهی...!
🌹کوچههای آسمانی🌱
🌹کوچههای آسمانی 🌱
❣
خُداوند طورے برایَٺ جبران میڪند
ڪھ انگار چیزے از دسٺ ندادھاے..
🌹کوچههای آسمانی🌱
17.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#شهیدانه💌
#مادرانه😢
👆...دعا کن منم مثل مجیدت شهید بشم...؟!
🥀شهیدحاجقاسمسلیمانی
🥀شهیدمجیدقربانحانی
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید