🌹کوچههای آسمانی 🌱
⏳#به_وقت_رمان ☕️☕️☕️☕️☕️ #چایت_را_من_شیرین_میڪنم 🖊به قلم :زهرا بلند دوست 💯قسمت_پنجاه_و_دو :🔻
#ادامه...☕️
_دوست نداشتم کسی #کچلیام را ببیند پس کلاه 👒گلداری را که پروین برایم تهیه کرده بود بر سرم محکم کردم و رویِ مبلی 🛋 درست در مقابلِ #جا_نمازِ حسام نشستم. با طمانینه ی خاصی نماز🤲 میخواند..
_مانندِ روزهایِ اولِ مسلمانیِ دانیال. به محض تمام شدنِ نمازش با چشمانی به فرش دوخته، نیم خیزشد و #سلام گفت. بی جواب..
_ زل زدم به صورتِ کامل ایرانی اش پرسیدم (( چرا نماز میخوونی..؟؟))
لبخند زد((شما چرا غذا میخورین؟؟)) به پشتی مبل تکیه دادم ((واسه اینکه نَمیرم.. )) مهرش را در دستش گرفت (( منم نماز میخوونم، واسه اینکه روحم نمیره..)).
_جز یکبار در #کودکی آنهم به #اصرار مادر، هیچ وقت #نماز نخواندم. یعنی خدایی را #قبول نداشتم تا برایش خم و راست شوم.. اما یک چیز را خوب میدانستم به آن اینکه سالهاست #روحم از هر مُرده ایی، مُرده تر است و حسام چقدر #راست میگفت..
_جوابی نداشتم، عزم رفتن به اتاقم را کردم که صدایم زدو من سرجایم ایستادم. #مُهر را نزدیک بینی اش گرفت و عمیق #عطرش را به ریه کشید ( این مُهر مال شما.. عطرِ خاکش، #نمک_گیرتون میکنه..). معنایِ حرفش را نفهمیدم. فقط مهر را گرفتم و به اتاقم پناه بردم.
_نمیدانم چرا #بی_جوابی در مقابلش، #کلافهام کرده بود. #مهر را روی میز گذاشتم. اما دیدنش #عصبی ترم میکرد. پس آن را #داخل جیبِ مانتویِ آویزان از تختم گذاشتم و با خشم به گوشه ایی از اتاق پرتش کردم. این جوان، خوب بلد بود که رقیبش را #فیتیله_پیچ کند....
⬅️#ادامه_دارد...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
#خاطره #نماز_شب🌙 #شهید_سعید_چشمبراه🥀👇
📌سعید نه تنها برای پدر و مادر و خانوادهاش که برای رفقا و بچههای جنگ هم یک آدم #عجیب و تکرارناشدنی بوده است.
🔸یکی از همرزمانش در خاطراتش با او گفته است:
«یک بار که با هم کردستان بودیم، هوا بینهایت سرد❄️ بود. من قرار بود به همه #سنگرها سر بزنم تا کسی خوابش نبرد. خدا خدا میکردم که زمان زود بگذرد و من از سرمای هوا به جایی گرم پناه ببرم.
🔹توی همین سرزدن به #سنگرها بود که متوجه شدم یک نفر #دولا شده است.
اول ترسیدم، گفتم شاید #دشمن است
اما وقتی جلوتر رفتم متوجه شدم سعید پشت یکی از همین سنگرها و در آن هوای سرد مشغول #نماز 🤲خواندن است.
▪️با خودم گفتم من دنبال یک جای #گرم و نرم هستم، آن وقت این پسر ایستاده و دارد اینجا #نماز_شب🌙 میخواند.»
🌹کوچههای آسمانی🌱
🕊
آقای "امام رضا"
اگر روزی دربارهی شما
از من بپرسند؛
کوتاه میگویم:
در نهایتِ نااُمیدی
"امیدِ" من بود . . 💔!'
🌹کوچههای آسمانی 🌱
عاشقی ترس ندارد...❤️
👆💔
سر رشتهاے ز "؏شق "ندارمـ "حُسیـنِ من"
این رشتھ محبّٺِ تُوسٺ مۍڪشد مرا
چه طراوتی دارد این جهان🌏
وقتی شما با سلامی 🤚
🌤صبح ما را خیر میکنید ...
🌹کوچههای آسمانی🌱
🌹کوچههای آسمانی 🌱
چه طراوتی دارد این جهان🌏 وقتی شما با سلامی 🤚 🌤صبح ما را خیر میکنید ... 🌹کوچههای آسمانی🌱
📸 افراد حاضر در تصویر
قهرمانان لشکر۲۷حضرت رسولﷺ
🥀شهید سید محمدرضا دستواره،
🥀شهید اکبر زجاجی، حاج محمود امینی
🥀شهید محمدحسن ترابیان و
🥀شهید حسن زمانی