🌹کوچههای آسمانی 🌱
⏳#به_وقت_رمان ☕️☕️☕️ #چایت_را_من_شیرین_میڪنم 🖊به قلم :زهرا بلند دوست 💯قسمت_هشتادُ_پنج :🔻 🔻دستم
#ادامه...☕️
☆با صدایی که از فرط ناله، #بم شده بود پرسیدم ( من؟؟ چجوری آخه؟؟ )
اشکِ روان شده😭 از کنار صورتش را دیدم ( سخت نیست.. فقط یه #آمین از ته ته دلت بگو..)
#پلک روی هم گذاشتم، و با تمام وجودم “آمین” گفتمو دعا کردم بهره برآورده شدنِ آرزوی این مرد.. مردی که #عشق.. #آرامش.. #زندگی و #آسایش را با دو دستش #هدیهام کرد.
☆چشم که باز کردم با لبخندی مهربان☺️ ، خیره ی صورتم شده بود ( شک ندارم که گرفتیش..)
اشک پس زدم( نمیخوای بگی چه چیزی از امام حسین میخوای..)
☆سرش را پایین انداخت و با #انگشتر_عقیقِ دستش مشغولِ بازی شد ( بانو.. میدونی چقدر #دوستت دارم؟؟)
ساکت ماندم.. #اولین بار بود که این جمله را از دهانش میشنیدم..
☆ نگاهش از صورتم گرفت
( اونقدر زیاد که گاهی میترسم..
اونوقدر #عمیق که وقت دعا و خواستن از خدا، آمینِ آرزمو با صدایِ #لرزون و کم جوون میگم..
اما #مُهر_خلوصِ امشبِ شما، کارمو راه انداخت..)
☆پر از #سوال شدم و ترس😱 در جانم دوید ( مگه چی میخوای از خدا.. آرزوت چیه حسام؟؟)
**لبخند😊 زد.. #مکث کرد.. چشم به چشمانم دوخت (#شهید شم..)**
☆زبانم #خشک شد. نفسم یکی در میان بالا میآمد..
من دعایِ #شهادتِ_معشوقم را #آمین گفته بودم؟؟؟
☆این بچه سید چه به روزم آورده بود؟؟
من دعا کردم.. با ذره ذره ی #وجودم..
آمین گفتم با آه به آهِ قلبِ شکسته ام💔..
**کاش زمان میایستاد..⌛️**
☆دوست داشتم تا توان در دست دارم، حسام را زیرِ بادِ #سیلی بگیرم و #جیغ_زنان تا خودِ #خدا بِدَوَم..
که #غلط کردم.. که نکند برآورده شود دعایِ شهادتش..
**که او برود، من هم میروم...**
⬅️#ادامہ_دارد...
🌹کوچههای آسمانی🌱
🌗هر شب برایم
یک شب بخیر بفرست
بلکه شبهای بی تو را
بخیر بگذرانم ...
#شب_بخیر🌙
#پدر_آسمانی
#شهید_جواد_رهبر_دهقان
#لشکر۱۰_سیدالشهداء (ع)
🌹کوچههای آسمانی🌱
💖
بھ ؏شقِ خُـدا زندگۍڪن
تاخُدا همـ بھ ؏شقِ تُـوخُدایۍڪند..
🌹کوچههای آسمانی🌱
🌤
جـٰانمیدهَماَزحَسـرَتدیدـٰارچۅنصُبح،
بـٰاشَدڪِہچۅخـۅرشیددِرخشـٰانبِدرآیَد..
🌹کوچههای آسمانی🌱
❤️🩹
دلتنگ تُوامـ
همانندِ بیابان ڪھ
دلتنگِ باران اسٺ..⛈
🌹کوچههای آسمانی🌱