eitaa logo
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
782 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
4.2هزار ویدیو
6 فایل
فضیلت زنده نگه داشتن یاد و نام شهدا کمتر از شهادت نیست.امام خامنه‌ای 🌹🌹🌹 Admin: @daryaa_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃 📸 شهید «غلامعلی پیچک» در هشتم مهر سال ۱۳۳۸، در تهران چشم به جهان گشود. وی به‌عنوان بسیجی در جبهه حق علیه باطل حضور یافت و سرانجام به عنوان فرمانده عملیات غرب ، سپاه پاسداران در عملیات مطلع الفجر در تاریخ بیست آذر سال ۱۳۶۰، بر اثر اصابت گلوله در «گیلان غرب» شهید و در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد. 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
#غلامعلی_پیچک🍃 📸 شهید «غلامعلی پیچک» در هشتم مهر سال ۱۳۳۸، در تهران چشم به جهان گشود. وی به‌عنوان ب
✍دست نویس رهبر بر روی تصویر 🌿✅ 🔸در وصف بزرگی و ارزش زحمات و ایثارگری‌های همین بس که مقام معظم رهبری فرمودند: «درود خدا و فرشتگان و صالحان بر سردار شجاع و صمیمی و فداکار اسلام، غلامعلی پیچک، شهیدی که در دشوارترین روزها، مخلصانه‌ترین اقدام‌ها را برای پیروزی در نبرد تحمیلی انجام داد.» 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
✍دست نویس رهبر بر روی تصویر 🌿✅ 🔸در وصف بزرگی و ارزش زحمات و ایثارگری‌های #شهید_غلامعلی_پیچک همین بس
📝وصیت تکان دهنده شهید پیچک... بخشی از وصیت‌نامه شهید غلامعلی پیچک: 🔹زندگی با آرامش به لجن‌زاری مبدل خواهد شد و زندگی با تحرک به مبارزه صرف. تنها و تنها زندگی می‌تواند در تکاثر حقیقت باشد که چون موج با امواج تلفیق حاصل کند و تکثیر پذیرد. 🔸جنازه مرا بر روی مین‌ها بیندازید که منافقین فکر نکنند ما در راه خدا از جنازه‌مان دریغ داریم. 🔹اجر من تنها با شهادت ادا می‌شود و اگر در این راه شهید نشوم، همه زحماتم هدر رفته است. 🔸🔸🔸مسئولیت ما، مسئولیت تاریخ است. بگذارید بگویند حکومت دیگری بعد از حکومت علی (ع) بود به اسم حکومت خمینی که با هیچ ناحقی نساخت، تا سرنگون شد. ما از سرنگونی نمی‌ترسیم، از انحراف می‌ترسیم. 🔹حسینی هستیم و حسینی عمل کنیم، مقاومت و جنگ مردانه و باشرافت تا آخرین گلوله و اگر گلوله‌ها تمام شد، با سلاح اصلی و آخرین یعنی خونمان، خط جهاد را متصل می‌کنیم به خط شهادت. 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
📽یاد باد آن روزگاران یاد باد... 🎙...بسیجی به خود اجازه نمی‌دهد به جز غیر از آنچه ولی امر می خواهد،آ
💢 📽 فیلمی زیبا و خاطره برانگیز از دوران دفاع مقدس و حال و هوای رزمندگان اسلام در جبهه های حق علیه باطل با نوحه ای زیبا و شنیدنی 🎙... شهادته آرزویِ دلایِ ما رنگِ خداست سُرخیِ خونِ لاله‌ها آی شهدا از غُصّه بی‌شکیبم رفتیدُ من بعد از شما غریبم از فیضِ این پرواز ، بی‌نصیبم در کوله بارِ غُربتم ، غمِ شما رو دارَم آی شهدا با یادتون همیشه بی‌قرارم همیشه بی‌قرارم... 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
سلام دوستان ،وقت همگی بخیر 🤚🍃✅ عزیزانی که تازه به جمع اهالی کوچه‌های آسمانی ملحق شدید ،خیلی خیلی خوش آمدید. حضور سبزتان گرامی باد🌿🌺
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
#عاشقانه‌‌های_شهداء💞 #چمران_از_زبان_غاده #قسمت_دهم 🔰 مادرم رفت آنجا را دید ، فقط یک اتاق بود با چ
. 💞 🔰چقدر به غاده سخت آمده بود این حرف، برگشت و به نیم رخ مصطفی که کنار او راه می‌رفت نگاه کرد . فکر کرد مصطفای ارزشش را دارد، مصطفی عزیز که با همه این حرف ها او را هر وقت که بخواهد به دیدن مادر می آورد . بابا که بیشتر وقت ها مسافرت است . 🗣صدای مصطفی او را به خودش آورد؛ امروز دیگر خانه نمی آیم . سعی کن محبت مادر را جلب کنی ، اگر حرفی زد ناراحت نشو. خودم شب می‌آیم دنبالتان . آن شب حال مادر خیلی بد شد . ناراحتم ، مصطفی که آمد دنبالم ، 🔸مامان حالش بد است ، ناراحتم ، نمی توانم ولش کنم. مصطفی آمد بالای سر مامان ، دید چه قدر درد می کشد، اشک هایش سرازیر شد . دست مامانم را می بوسید و می‌گفت: دردتان را به من بگویید. دکتر آوردیم بالای سرش و گفت باید برود بیروت بستری شود. آن وقت ها اسرائیل بین بیروت و صور را دائم بمباران می کرد و رفت و آمد سخت بود. 🔹مصطفی گفت: من می برمشان. و مامان را روی دستش بلند کرد . من هم راه افتادم رفتیم بیروت . مامان یک هفته بیمارستان بود و مصطفی سفارش کرد که: شما باید بالای سر مادرتان بمانید ، ولش نکنید حتی شب ها. مامان هر وقت بیدار می شد و می دید مصطفی آن جا است می‌گفت: تو تنهایی، چرا غاده را این جا گذاشتی ؟ ببرش ! من مراقب خودم هستم . 🔹مصطفی می‌گفت: نه ، ایشان باید بالای سرتان بماند. من هم تا بتوانم می مانم . و دست مادرم می بوسید و اشک می ریخت، مصطفی خیلی اشک می ریخت . مادرم تعجب کرد . شرمنده شده بود از این همه محبت . مامان که خوب شد و آمدیم خانه ، من دو روز دیگر هم پیش او ماندم . یادم هست روزی که مصطفی آمد دنبالم ، قبل از آن که ماشین را روشن کند دست مرا گرفت و بوسید ، می بوسید و همان طور با گریه از من تشکر می کرد . 🔸من گفتم: برای چه مصطفی؟ 🔹گفت: این دستی که این همه روزها به مادرش خدمت کرده برای من مقدس است و باید آن را بوسید. ⏪ادامه دارد... 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
🎥 شب خاطره‌انگیز...💔🔻☺️ 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌃 به یاد شبی که شهید رئیسی درکنار کودکان بی‌سرپرست افطار کرد 🥀به قول مادر شهید: «بکشه هرکه غیرخدا تورا کشت» ✍این روزها بیشتر جای خالی او را حس می‌کنیم... شادی روح بلندش صلوات 🕊🌿 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید