هدایت شده از 🌹کوچههای آسمانی 🌱
نماز اول وقت ، راز و نیاز با معشوق،
یک راهِ شاگرد اول شدنه...
📿✅👌
🌹کوچههای آسمانی 🌱
هدایت شده از 🌹کوچههای آسمانی 🌱
سلام دوستان ،وقت همگی بخیر
🤚🍃✅
عزیزانی که تازه به جمع اهالی کوچههای آسمانی ملحق شدید ،خیلی خیلی خوش آمدید.
حضور سبزتان گرامی باد🌿🌺
✍#Darya_39
رمضان یعنی میشود
به رنگِ خدا هم زندگی کرد
عبادتهای عاشقانه ...
نیایشهای عارفانه ...
بندگی خالصانه ...
#رزقک_شهادة
#رمضان_المبارک
#به_رسم_رفاقت_دعایمان_کنید
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
اسوهی شب شکاران...💔🍃✅ 👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🥀#شهیدحاجحسینخرازی
فرمانده لشکر ۱۴ امام حسین ع
📽 تصاویری بسیار زیبا و دیدنی از علمدار جبهه ها ، فرمانده خاکی و بی ادعای لشگر امام حسین (ع) ، سردار شهید #حاج_حسین_خرازی با نوحه ای شنیدنی از مداح باصفای جبهه ها #حاج_صادق_آهنگران در وصف این شهید والامقام💔🍃
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🥀#شهیدحاجحسینخرازی فرمانده لشکر ۱۴ امام حسین ع 📽 تصاویری بسیار زیبا و دیدنی از علمدار جبهه ها ،
🥀🌿👆
🎙اسوه ی شب شکاران ، فخر طلایه داران
حسین خرازی ، حسین خرازی
رایحه ی بهاران در دل لاله زاران
حسین خرازی ، حسین خرازی
سوی خدا نموده رجعت جاودانه
همچو همای رحمت در دل بی کرانه
اوج گرفته روحش سرخوش و عاشقانه
تا به تقرب حق بر زند آشیانه
جای کند به بزم و مجمع رستگاران
حسین خرازی ، حسین خرازی
رنگ عقیق خون بر جامه ی جان فشانده
سوی شهادت او را عشق حسین کشانده
جذبه ی اعتلایش زعالم خاک رانده
نشعه ی وصل جانان صبر از او ستاننده
رسته ز هر تعلق بسته نظر به یاران
حسین خرازی ، حسین خرازی
شیفته ی شهادت بوده دل سلیمش
کرده ادای فرمان از طرف زعیمش
به به از این مقام و موهبت عظیمش
در قلل تقرب کرده خدا مقیمش
تا که کند وفا بر وعده ی جان نثاران
حسین خرازی ، حسین خرازی
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
گفت که شهید ِگمنام پلاک نداشت؛ اصلاً هیچ نشونهای نداشت امیدوار بودم روی زیر پیراهنش اسمش رو نوشته
#سید_مرتضی_آوینی:
ای کاش می شد تو را
در مأمن #گمنامیت رها کنیم،
اما اجر تو در #کتمان و اجر ما در #افشا کردن است.🥀
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
. #عاشقانههای_شهداء💞 #چمران_از_زبان_غاده #قسمت_دوازدهم 🔰چقدر به غاده سخت آمده بود این حرف، برگشت
#عاشقانههای_شهداء💞
#چمران_از_زبان_غاده
#قسمت_سیزدهم
🔸گفتم: از من تشکر می کنید؟ خب ، این که من خدمت کردم مادر من بود ، مادر شما نبود ، که این همه کارها میکنید.
🔹گفت: دستی که به مادرش خدمت کند مقدس است و کسی که به مادرش خیر ندارد به هیچ کس خیر ندارد . من از شما ممنونم که با این همه محبت وعشق به مادرتان خدمت کردید...
🔸گفتم: مصطفی! بعد از همه این کارها که با شما کردند اینها را دارید می گویید؟
🔹گفت: آن ها که کردند حق داشتند ، چون شما را دوست دارند ، من را نمی شناسند و این طبیعی است که هر پدر و مادری می خواهند دخترشان را حفظ کنند.
🔸هیچ وقت یادم نرفت که برای او این قدر ارزش بوده که من به مادر خودم خدمت کردم . بعد از این جریان مادرم منقلب شد .
🔻مادرم میگفت : من اشتباه کردم این حرف را زدم . دیگر حرفم را پس گرفتم . باید خودش این کارها را برای شما انجام بدهد. چرا این قدر نازش می کنی .
🔹مصطفی چیزی نگفت ، خندید .
🤔 غاده به مادرش نگاه کرد.فکر کرد: حالا برای مصطفی بیشتر از من دل میسوزاند! و دلش از این فکر غنج رفت.
💫روزی که مصطفی به خواستگاریش آمد مامان به او گفت: شما می دانید که این دختر که می خواهید با او ازدواج کنید چه طور دختری است ؟ او ، صبح ها که از خواب بلند می شود وقتی رفته که صورتش را بشوید و مسواک بزند کسانی تختش را مرتب کرده اند، لیوان شیرش را جلوی در اتاق آورده اند و قهوه آماده کرده اند . شما نمی توانید با مثل این دختر زندگی کنید ، نمی توانید برایش مستخدم بیاورید این طور که در این خانه اش هست .
⏪ ادامه دارد...
#به_وقت_رمان
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید