🌹کوچههای آسمانی 🌱
👆🎥 فیلم قدیمی // گزارش اخبار تلویزیون از تشییع پیکر شهید همت در تهران -- اسفند ۶۲💔🍃 👈🌹کوچههای آسما
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #فیلم | شهید همت: اگر انسان خودسازی نکرده باشد، شیطان او را به سقوط می کشاند...
#سردار_خیبر
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
♡••
میھمان را تُوبخوانۍ و درآغوش
نگیر؎؟دلِ بیتـاب، بھ دنبالِ جواب است خُـدایا.. 👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
♡••
غمِعشـقتُومراکشـت؛ولیحرفۍنیسـت
عمردرعشقتُوخوباسـتبهپایانبرسـد:)♥️
👆❤️🩹🌿
🌹کوچههای آسمانی 🌱
کجای این شبِ هجران...✨🌙
♡••
شبۍ زِشرحِ فࢪاقت بھ ابـــــࢪها گفتمـ ،
سحࢪ نیامده دیدمـ چقدر بـاࢪان ریخت..!
-بردیامحمدے
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
من هرگز نمی گذارم ، صدای حاج همت در درونم گم شود.... این سردار بزرگ خیبر، قلعه ی قلب مرا نیز فتح کرد
عکس فوق العاده دیدنی از #سردار_خیبر
#شهید_حاج_ابراهیم_همت،
فرمانده لشکر ۲۷ محمد رسول الله
👌👌✅☺️🍃🌺
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
#عاشقانههای_شهداء💞 #چمران_از_زبان_غاده #قسمت_پانزدهم ❌چیزهایی در من بود که خودم نمی فهمیدم و چیزه
#عاشقانههای_شهداء💞
#چمران_از_زبان_غاده
#قسمت_شانزدهم
اشکش جاری شد...😭
🔹گفت: خدا که می بیند .
🔰به محض اینکه وارد می شد ، بچه ها دورش را می گرفتند و از سرو کولش بالا می رفتند مثل زنبورهای یک کندو. مصطفی پدرشان ، دوستشان و همبازی شان بود
💟 غاده می دید که چشم های مصطفی چطور برق می زند و با شور و حرارت می گوید: ببین این بچه ها چقدر زور دارند! این ها بچه شیرند . با شادی شان شاد بود و به اشکشان بی طاقت . کمتر پیش می آمد که ولو یه قراضه غاده را سوار شوند ، از این ده به آن ده بروند و مصطفی وسط راه به خاطر بچه ای که در خاک های کنار نشسته و گریه می کند پیاده نشود. پیاده می شد ، بچه را بغل می گرفت ، صورتش را با دستمال پاک میکرد و می بوسیدش وتازه اشکهای خودش سرازیر می شد . دفعه اول غاده فکر کرد بچه را می شناسد. مصطفی گفت: نه ، نمی شناسم .مهم این است که این بچه یک شیعه است . این بچه هزار و سیصد سال ظلم را به دوش می کشد وگریه اش نشانه ظلمی است که بر شیعه علی رفته. ظلمی که انگار تمامی نداشت و جنگهای داخلی نمونه اش بود.
✅بارها از مصطفی شنیدم که سازمان امل را راه انداخت تا نشان دهد مقاومت اسلامی چطور باید باشد. البته مشکلات زیادی با احزاب و گروه ها داشت . میگفتند چمران لبنانی نیست ، از ما نیست. خیلی ها می رفتند پیش امام موسی صدر از مصطفی بد گویی می کردند. هرچند آقای صدر با شدت با آنها حرف میزد. می گفت: من اجازه نمی دهم کسی راجع مصطفی بد گویی کند. ارتباط روحی خاصی بود بین او و مصطفی، طوری که کمتر کسی می توانست درک کند.
⏪ ادامه دارد...
#به_وقت_رمان
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید