هدایت شده از 🌹کوچههای آسمانی 🌱
به شدت روی نماز اول وقت تاکید داشت؛
اگه کسی نماز رو به تعویق مینداخت بهشمیگفت،
نمیخوام خدارو درحالی ملاقات کنم که نماز قضا دارم..
دوست دارم نمازم بانماز امامزمانﷻودرهمون وقت به سویخدابره :)📿📿📿
#شهید_احمد_مشلب
#نماز_اول_وقت
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
~🦋~~
بقولاستادپناهیان:
شیطونبرایکسانیکهمذهبیهستن
بیشتردامپهنمیکنه...!
اونخودشیهمذهبیبود
کهعاقبتبهشَرشد...
بهخودمونمغرورنشیم..❤️🩹!'
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
♡••
از خاڪِ ما در باد، بوے تُـو مۍآید
تنھا تُـو مۍمانۍ ما مۍرویمـ از یاد..
-قیصرامینپور
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
ذوب ڪردن شیطان👿 باخواندن قرآن📖...؟! 👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❓آیا سِحر وجود داره...؟🧐
اگه وجود داره چی کارکنیم سِحر تو خونه هامون نشینه؟
📍دکتر عزیزی توضیح میدهد، بشنوید
#سِحر،#شیطان
#قرآن #رمضان
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
#عاشقانههای_شهداء💞 #چمران_از_زبان_غاده #قسمت_بیستم ✅البته من وقتی رسیدم #پاوه ، آن جا از محاصره د
#عاشقانههای_شهداء💞
#چمران_از_زبان_غاده
#قسمت_بیست_یکم
🔰البته ما بیشتر روزهای #کردستان را در# مریوان بودیم . آن جا هم هیچ چیز نبود . من حتی جایی که بتوانم بخوابم نداشتم . همه اش ارتش بود و پادگان نظامی و تعدادی خانه های نیمه ساز که بیشتر اتاقک بود تا خانه . در این اتاق ها روی خاک می خوابیدیم ، خیلی وقتها گرسنه می ماندم و غذا هم اگر بود 🍉هندوانه و پنیر. خیلی سختی کشیدم . یک روز بعداز ظهر تنها بودم ، روی خاک نشسته بودم و اشک می ریختم .😭
💟غاده تا آن جا که می توانست نمی گذاشت که مصطفی اشکش را ببیند ، اما آن روز مصطفی یکدفعه سر رسید و دید او دارد گریه می کند.
آمد جلو دو زانو نشست شروع کرد به عذر خواهی .
🔹گفت: من می دانم زندگی تو نباید اینطور باشد . تو فکر نمی کردی به این روز بیفتی . اگر خواستی می توانی برگردی تهران . ولی من نمی توانم ، این راه من است ، خطری برای خود انقلاب است . امام دستورداده که کردستان پاک سازی شود و من تا آخر با همه وجودم می ایستم.
🥲غاده ملتمسانه گفت: بیایید برگردیم ، من نمی توانم اینجا بمانم . مصطفی گفت: تو آزادی ، می توانی برگردی تهران. چشمهایش پرآب شد .
🔸گفت: می دانی که بدون شما نمی توانم برگردم . این جا هم کسی را نمی شناسم با کسی نمی توانم صحبت کنم.
خیلی وقتها با همه وجود منتظر مینشینم که کی می آیید و آن وقت دو روز از شما هیچ خبری نمی شود.
💔 مصطفی هنوز کف دستهایش روی زانوهایش بود، انگار تشهد بخواند، گفت: اگر خواستید بمانید به خاطر خدا بمانید نه بخاطر من...
⏪ادامه دارد...
#به_وقت_رمان
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید