eitaa logo
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
778 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
4.2هزار ویدیو
6 فایل
فضیلت زنده نگه داشتن یاد و نام شهدا کمتر از شهادت نیست.امام خامنه‌ای 🌹🌹🌹 Admin: @daryaa_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
🎥 گریه‌ی شدید حاج قاسم... 😭🖤💔👇 🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
👆گریه حاج قاسم سلیمانی بر سر پیکر شهید حاج احمد کاظمی 💔حاج قاسم با گریه :آه احمد دیگه صداتو نمی شنویم...😭 🕊بمناسبت ۱۹ دی سالگرد شهادت 🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
چند دقیقه راز و نیاز ، به درگاه خداوند بی نیاز... ♥️☺️📿🕌
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
چند دقیقه راز و نیاز ، به درگاه خداوند بی نیاز... ♥️☺️📿🕌
🔸رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: زیاد وضو بگیرید و همواره طاهر باشید که خداوند به این سبب عمرتان را طولانی می کند و اگر توانایی دارید شب و روز با وضو باشید چه آنکه اگر در حال طهارت از دنیا بروید در خواهید بود. 📚 اسماء الحسنی/ص250. 🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
الله اکبر،الله اکبر ☺️🌺🍃
🌸🕋 لحظات ملکوتی اذان است,,,, حضرت مهدی غریبانه کجا است,,, السلام علیک یا اباصالح هرکجا هستی التماس دعا مولا ☘نـــــمازت را مــــتّصل کن به نـــــمازِ امـــــامـ زمــــان«عج» و ســــجاده ات را شــــاهد بـــگیر که هـــــیچ نـــمازے بــــدونِ دعـــــاے بر فــــرجش نــــبوده اســــت. 🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
🎥 دست به قلم شد و از همه چیز نوشت ،اما... 💔🖤🍃👇 🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
📷 عکس کمتر دیده شده از حاج قاسم سلیمانی، فرمانده لشکر۴۱ ثارالله (ع) در جمع همرزمانش. شهید علی عابدینی، فرمانده گردان چهارصدوده .شهید احمد امینی فرمانده گردان۴۱۰خاتم الانبیاء💔🍃👇 🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
📷 عکس کمتر دیده شده از حاج قاسم سلیمانی، فرمانده لشکر۴۱ ثارالله (ع) در جمع همرزمانش. شهید علی عابدی
🥀 خاطره حاج از شهید علی ، فرمانده دلاور گردان ۴۱۰ – لشکر ۴۱ ثارالله (ع) :👇 ─ شب عملیات، منتظر عبور گردان 410 بودم. تقریباً یک ساعت گذشت و از قایق‌ها خبری نشد. با سرعت خودم را به آنها رساندم. سازمان گردان به هم ریخته بود. بچه‌ها با قایق‌هایِ سنگین مشکل پیدا کرده بودند. به علی عابدینی رسیدم که با گروهان اول حرکت می‌کرد؛ ده تا دوازده نفری که داخل قایق نشسته بودند، با هم پارو می‌زدند، با وجود این، قایق فقط به اندازۀ یک متر جلو می‌رفت. به شدت نگران شدم. با این وضع نمی‌توانستند به موقع به خط دشمن برسند. عابدینی وقتی متوجه نگرانی من شد پرسید: چه ساعتی باید به خط دشمن برسیم؟ گفتم: ساعت دوزاده شب. از برنامۀ زمان‌بندی شده یک ساعت و نیم عقب بودند. با وجود این، با اطمینان گفت: به حول و قوه‌ی الهی، ساعت دوازده به خط دشمن می‌رسیم. با ناراحتی پرسیدم: چطوری؟ گفت: با توکل به خدا قایق را نزدیک قایق من کشید. سرش را جلو آورد و آهسته کنار گوشم گفت: الان کار دیگری می‌شود کرد؟ گفتم: نه... نمی‌شود! گفت: پس راهی غیر از توکل به خدا نیست. وقتی آرامش و اعتماد را در چهرۀ عابدینی دیدم، اطمینان پیدا کردم که به موقع می‌رسد.❤️‍🩹🍃👌 🌹کوچه‌های آسمانی 🌱