🌹کوچههای آسمانی 🌱
♥️☺️ 🌿إنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ مسلماً خدا هر چه را بخواهد انجام می دهد 💌سوره مبارکه حج آیه۱
Allah do whatever he wills.
Holy Quran/22:14
شما که تو قرانت میگی هرکاری بخوای میکنی،
به همون قرآنت قسم،
میشه به ما هم #شهادت🎁هدیه بدی...
😭😭
🌹کوچههای آسمانی 🌱
♥️☺️ 🌿إنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ مسلماً خدا هر چه را بخواهد انجام می دهد 💌سوره مبارکه حج آیه۱
🤲خدایا ...
ای بخشایندهی گناهان..
در ماه مبارک رمضان...
برایمان بنویس:
قلـــب بی گـناه ،ذهن قرآنـی
فــــکر ربانی ،زبـــــان ذاکـر
قلـب خاشـع ، نفـس با اطمینـان
روح بلـند همـت ، توبه نصـوح از همـــه گناهــان
نیــکی و قبولی روزه هـایمان و نمـــازهایـمان...❤️🩹🤲✅
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🤲خدایا ... ای بخشایندهی گناهان.. در ماه مبارک رمضان... برایمان بنویس: قلـــب بی گـناه ،ذهن قرآنـی
یَـا رَبْ اگر مرگ مان در این ماه مبارک فرا رسید،
ما را شامل رحمت هایت بگردان
و اگر بعد از آن زنــــــده ماندیم ما را دائم در راه راست قــــــــــــــــرار بده
و هر لحظـــــــه ذکــر ما برای تو باشد
تا دوباره متـــــــــولد بشویم ...
#الهیآمین
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🎥 مبنای حجاب...؟! 👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
👆⁉️
💢سوال: آیا زنان برای تحریکنشدن مردان #حجاب دارند؟
🎙دکتر غلامــــی پاسخ می دهد
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🎥 مبنای حجاب...؟! 👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
#شهدا_و_حجاب
سوختم...
هم رزمان شهید میگویند این کلامِ آخر آقا رضا قبل از شهادت، بوده...👇👇
🌹کوچههای آسمانی 🌱
#شهدا_و_حجاب سوختم... هم رزمان شهید میگویند این کلامِ آخر آقا رضا قبل از شهادت، بوده...👇👇
✅💔🍃
🔹️سوختند تا نسوزیم
همون شهیدی که گفت:
"خـواهران عزیزم!🌺
از شما میخواهـم
ثـابت قـدم در دین و اعتقادات باشید
و با حفظ حجاب و عفت 🧕و با
ولایتپذیـری مطلق از رهبـرمون☺️
در راه #شهدا و قرآن📕 ثـابت قـدم باشید."
#شهید_مدافع_حرم_محمد_رضا_الوانی
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
#عاشقانههای_شهداء💞 #چمران_از_زبان_غاده #قسمت_بیست_پنجم 🔰 آنها در لبنان چیزی به اسم سردخانه نداش
#عاشقانههای_شهداء💞
#چمران_از_زبان_غاده
#قسمت_بیست_ششم
✍تا روزیکه ایشان زخمی شد . آن روز عسگری، یکی از بچه هایی که در محاصره سوسنگرد با مصطفی بود، آمد و گفت: اکبر شهید شد ، دکتر زخمی . من دیوانه شدم ، گفتم: کجا ؟ گفت: بیمارستان 🏨. باورم نشد . فکر کردم دیگر تمام شد .
🍃وقتی رفتم بیمارستان 🏨، دیدم #آقای_خامنهای آن جا هستند و مصطفی را از اتاق عمل می آورند، می خندید .😂
☺️خوشحال شدم . خودم را آماده کردم که منتقل می شویم تهران و تامدتی
راحت می شویم .
شب به مصطفی گفتم: می رویم؟
🔹خندید 😃و گفت: نمی روم . من اگر بروم تهران روحیه بچه ها ضعیف می شود. اگر نتوانم در خط بجنگم لااقل اینجا باشم ، در سختی هایشان شریک باشم .
😠 من خیلی عصبانی شدم . باورم نمی شد .
گفتم: هر کس زخمی می شود می رود که رسیدگی بیشتری بشود. اگر میخواهید مثل دیگران باشید ، لااقل در این مسئله مثل دیگران باشید .
🙁ولی مصطفی به شدت قبول نمی کرد .
می گفت: هنوز کار از دستم می آید . نمی توانم بچه ها را ول کنم در تهران کاری ندارم.
حتی حاضر نبود کولر روشن کنم . اهواز خیلی گرم 🔥بود و پای مصطفی توی گچ . پوستش به خاطر گرما خورده شده بود و خون🩸 می آمد ، اما می گفت: چطور کولر روشن کنم وقتی بچهها در جبهه زیر گرما می جنگند؟
همان غذایی🥘 را میخورد که همه میخوردند. و در اهواز ما غذایی نداشتیم...
⏪ ادامه دارد
#به_وقت_رمان
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید