🌹کوچههای آسمانی 🌱
#عاشقانههای_شهداء💞 #چمران_از_زبان_غاده #قسمت_بیست_پنجم 🔰 آنها در لبنان چیزی به اسم سردخانه نداش
#عاشقانههای_شهداء💞
#چمران_از_زبان_غاده
#قسمت_بیست_ششم
✍تا روزیکه ایشان زخمی شد . آن روز عسگری، یکی از بچه هایی که در محاصره سوسنگرد با مصطفی بود، آمد و گفت: اکبر شهید شد ، دکتر زخمی . من دیوانه شدم ، گفتم: کجا ؟ گفت: بیمارستان 🏨. باورم نشد . فکر کردم دیگر تمام شد .
🍃وقتی رفتم بیمارستان 🏨، دیدم #آقای_خامنهای آن جا هستند و مصطفی را از اتاق عمل می آورند، می خندید .😂
☺️خوشحال شدم . خودم را آماده کردم که منتقل می شویم تهران و تامدتی
راحت می شویم .
شب به مصطفی گفتم: می رویم؟
🔹خندید 😃و گفت: نمی روم . من اگر بروم تهران روحیه بچه ها ضعیف می شود. اگر نتوانم در خط بجنگم لااقل اینجا باشم ، در سختی هایشان شریک باشم .
😠 من خیلی عصبانی شدم . باورم نمی شد .
گفتم: هر کس زخمی می شود می رود که رسیدگی بیشتری بشود. اگر میخواهید مثل دیگران باشید ، لااقل در این مسئله مثل دیگران باشید .
🙁ولی مصطفی به شدت قبول نمی کرد .
می گفت: هنوز کار از دستم می آید . نمی توانم بچه ها را ول کنم در تهران کاری ندارم.
حتی حاضر نبود کولر روشن کنم . اهواز خیلی گرم 🔥بود و پای مصطفی توی گچ . پوستش به خاطر گرما خورده شده بود و خون🩸 می آمد ، اما می گفت: چطور کولر روشن کنم وقتی بچهها در جبهه زیر گرما می جنگند؟
همان غذایی🥘 را میخورد که همه میخوردند. و در اهواز ما غذایی نداشتیم...
⏪ ادامه دارد
#به_وقت_رمان
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
003961-003961(000009.653-000608.850).mp3
زمان:
حجم:
4.3M
صحبت های شهید #علی_تجلایی و #شهیداحمدکاظمی در یکی از جلسات آمادگی #عملیات_فتح_المبین.
در این عملیات، شهید مهدی باکری به عنوان جانشین در تیپ نجف اشرف حضور داشت و دو گردان از نیروهای آذربایجان به تیپ نجف اشرف مامور شده بودند.
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
صحبت های شهید #علی_تجلایی و #شهیداحمدکاظمی در یکی از جلسات آمادگی #عملیات_فتح_المبین. در این عملیا
📄 دستنوشته سردار سپهبد شهید «حاج قاسم سلیمانی» برای شهید علی تجلایی
👇👇
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🥀#شهید_تجلایی، آموزش تاکتیک در پادگان امام علی (ع) تهران، برای فرماندهان گردانهای سراسر کشور از جمله شهید «حاج قاسم سلیمانی» را برعهده داشت؛
از این رو حاج قاسم که شناخت کاملی از شهید تجلایی داشت. بر همین اساس زمانی که کتاب «شهادت شکار» در حال آمادهسازی بود، تقریظی برای این کتاب نوشتند که در بخشی از آن متن، یاد #شهید_تجلائی را به عنوان #مربی خود و #فرماندهی منحصر بفرد گرامی داشتهاند.
متن دستنوشته «حاج قاسم سلیمانی» به این شرح است: 👇👇
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🥀#شهید_تجلایی، آموزش تاکتیک در پادگان امام علی (ع) تهران، برای فرماندهان گردانهای سراسر کشور از جمل
بسمه تعالی
✍ «این دست نوشتههای زیبا و عبرت آمیز [کتاب شهادت شکار] را خواندم. تمام #تجلی_عمق_قلبی #شهید_تجلایی بود.
✅#دینداری_عمیق، #بیتاب_شهادت، #شجاعت در عمل، #فهم در تدبیر، #ذکاوت در اداره، ﷼بیزاری از دنیا و همه #توجه_به_خدا و #قیامت، همه آنها را در حیات حضوری و شهودی او ما شاهد بودیم و نورانیت فوق العاده #تجلی خورشید درونی او بود.
🍃💔
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
صادق_آهنگران_آماده_پیکارم_یا_فاطمه (2).mp3
زمان:
حجم:
12.3M
💠 یادی از دوران #دفاع_مقدس
📢صوت| نوحه حماسی در جمع رزمندگان
🎤 توسط حاج #صادق_آهنگران
🌴 به یاد شهدای عملیات بدر: علی تجلایی، مهدی باکری، عباس کریمی، جعفرزاده، ستوده ...
#صلوات
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
💠 یادی از دوران #دفاع_مقدس 📢صوت| نوحه حماسی در جمع رزمندگان 🎤 توسط حاج #صادق_آهنگران 🌴 به یاد شه
19.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 مستند فرماندهان | سردار #شهید_علی_تجلایی
قائم مقام فرمانده قرارگاه ظفر,
فرمانده طرحوعملیات قرارگاه خاتمالانبیاء (ص)
#سالروز_شهادت 🕊
۲۵ اسفند ۶۳ -- عملیات بدر
🌴#دفاع_مقدس
🌴 #جنگ_تحمیلی
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🎥 مستند فرماندهان | سردار #شهید_علی_تجلایی قائم مقام فرمانده قرارگاه ظفر, فرمانده طرحوعملیات قرارگ
💠 خاطره ای از شهید تجلایی:👇👇
#ما_براى_دادن_سر_میرويم...!!
🌷آمده بود مرخصی، سر نماز📿 بود که صدای آخ شنیدم، نمازش قطع شده، پرسیدم: چی شد؟ گفت: چیزی نیست.
توی حمام باندهای خونی بود، نگرانش شدم، فهمیدم پایش گلوله خورده، زخمی است، دکتر گفته باید عمل شود تا یک هفته هم نمیتوانی باندش را باز کنی. باند را باز کرده بود تا وضو بگیرد.
🌷گریه کردم و گفتم: با این وضع به جبهه میروی؟ رفیقش که دنبالش آمده بود، گفت: نگران نباش خواهر، من مواظبشم. با عصبانیت گفتم: اشکالی ندارد، بروید جبهه، انشاءالله پایت قطع میشود، خودت پشیمان میشوی و برمیگردی!!!
🌷علی بهم نگاه کرد و گفت: ما برای دادن سر میرویم، شما ما را از دادن پا میترسانی؟! هیچ وقت حرفش از یادم نمیرود، دوباره مرا شرمنده کرده بود.
🥀علی میگفت: خدا کند که جنازه من به دستتان نرسد، دوست ندارم حتی به اندازه یک وجب هم که شده، از این خاک را اشغال کنم. همانطور شد که میخواست....
(راوى: همسر شهید)
🌷 سردار دلاور سپاه اسلام، جاویدالاثر علی تجلایی
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید