3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹چطور انتظار داری خدا تو رو ببخشه...؟!🤔
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
📹چطور انتظار داری خدا تو رو ببخشه...؟!🤔 👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
👆👌💔🍃
🎥 اهل شهادت این طور روی خودشون کار میکنند
توصیه شهید زاهدی برای شب ۲۳ ماه رمضان...
✍ در آستانهی سالگرد شهادت#شهیدزاهدی
🌹کوچههای آسمانی 🌱
🌙 شب قدرِ #شهید_آوینی... #بسیارشنیدنی... 👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
#شهیدآوینی مصداق این شعر است که شاعر میفرماید:
مردان خدا پرده پندار دریدند
یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند
هر دست که دادند از آن دست گرفتند
هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند
یک طایفه را بهر مکافات سرشتند
یک سلسله را بهر ملاقات گزیدند
یک فرقه به عشرت در کاشانه گشادند
یک زمره به حسرت سر انگشت گزیدند
جمعی به در پیر خرابات خرابند
قومی به بر شیخ مناجات مریدند
یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد
یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند
فریاد که در رهگذر آدم خاکی
بس دانه فشاندند و بسی دام تنیدند
همت طلب از باطن پیران سحرخیز
زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند
زنهار مزن دست به دامان گروهی
کز حق ببریدند و به باطل گرویدند
چون خلق درآیند به بازار حقیقت
ترسم نفروشند متاعی که خریدند
کوتاه نظر غافل از آن سرو بلند است
کاین جامه به اندازه هرکس نبریدند
مرغان نظرباز سبکسیر فروغی
از دامگه خاک بر افلاک پریدند
(فروغی بسطامی)
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
#شهیدآوینی مصداق این شعر است که شاعر میفرماید: مردان خدا پرده پندار دریدند یعنی همه جا غیر خدا یار
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔷روایت و شرح اعمال شهید آوینی در شب قدر که همه قرآن به سر بودند ، برای رزمندگان...!؟
🔸#خودشناسی، خودشناسی، خودشناسی...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
#دمِافطاری
🏝در آستانهی افطار،
وقتی تشنگی بیداد میکند،
وقتی ثانیهها را میشمارم،
وقتی گلبانگ اذان
در آسمان شهر میپیچد
دست میبرم
برای یک جرعهی آب
و ناگهان یاد شما میافتم
و زمزمه میکنم:
یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجه
و انگار یادتان
بارانی🌨 میشود بر جان تشنهام
و سیراب میشوم
از زلال بهشتی نامتان🏝
#الّلهُـمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَـــالْفَـــرَج
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
20.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #کلیپ_تصویری
📌افطار و یاد سیدالشهدا
🎤 استاد بندانی نیشابوری
لحظه نوشیدن آب در لحظه افطار
٣ مرتبه صلی الله علیک یا ابا عبدالله
الـٰلّهُم عجل لولیک الفرج
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
سلام بر مجنونهای وادی جنون
و سلام بر این گریههای انقطاع....
تو خوب فهمیدی تا سر به زیر نباشی
سربلند نخواهی شد ...
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
#عاشقانههای_شهداء💞 #چمران_از_زبان_غاده #قسمت_سیام 🔸گفتم: مصطفی من عصرکه داشتم کنار کارون قدم م
#عاشقانههای_شهداء 💞
#چمران_از_زبان_غاده
#قسمت_سی_یکم
🔰ما این جا دولت اسلامی داریم و شما تابعیت ایران دارید . نمی توانید برگردید به کشوری که حکومتش اسلامی نیست حتی اگر آن کشور، کشور خودتان باشد .
🔸گفتم: پس این همه ایرانیان که در خارج هستند چکار میکنند؟
🔹گفت: آن ها اشتباه می کنند . شما نباید به آن آداب و رسوم برگردید . هیچ وقت ! دوم این بود که بعد از او ازدواج کنم .
🔸گفتم: نه مصطفی ، زن های حضرت رسول (ص) بعد از ایشان... که خودش تند دستش را گذاشت روی دهنم .
🔹 گفت: این را نگویید . این ، بدعت است . من رسول نیستم .
🔸 گفتم: می دانم . می خواهم بگویم مثل رسول کسی نبود و من هم دیگر مثل شما پیدا نمی کنم .
💟غاده همیشه دوست داشت به مصطفی اقتدا کندو مصطفی خیلی دوست داشت تنها نماز بخواند. به غاده می گفت: نمازتان خراب می شود. و او نمی فهمید شوخی می کند یا جدی می گوید ، ولی باز بعضی نمازهای واجبش را به او اقتدا می کرد و می دید مصطفی بعد از هر نماز به سجده می رود ، صورتش را به خاک می مالد ، گریه می کند ، چقدر طول می کشید این سجده ها ! وسط شب که مصطفی برای نماز شب بیدار می شد ، غاده تحمل نمی آورد می گفت: بس است دیگر استراحت کن ، خسته شدی . و مصطفی جواب می داد: تاجر اگر از سرمایه اش را خرج کند بالاخره ورشکست می شود باید سود در بیاورد که زندگیش بگذرد. ما اگر قرار باشد نماز شب نخوانیم ورشکست می شویم ...
⏪ ادامه دارد
#به_وقت_رمان
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچههای آسمانی 🌱
#عاشقانههای_شهداء 💞 #چمران_از_زبان_غاده #قسمت_سی_یکم 🔰ما این جا دولت اسلامی داریم و شما تابعیت
#عاشقانههای_شهداء💞
#چمران_از_زبان_غاده
#قسمت_سی_دوم
📍اما او که خیلی شبها از گریه های😭 مصطفی بیدار می شد ، کوتاه نمی آمد می گفت: اگر این ها که این قدر از شما می ترسند بفهمند این طور گریه می کنید، مگر شما چه مصیبتی دارید ؟ چه گناهی کردید ؟ خدا همه چیز به شما داده ، همین که شب بلند شدید یک توفیق است . آن وقت گریه مصطفی هق هق می شد،
🔹می گفت: آیا به خاطر این توفیق که خدا داده اورا شکر نکنم ؟ چرا داشت با فعل گذشته به مصطفی فکر می کرد ؟ مصطفی که کنار او است . نگاهش کرد .
🔸گفت: یعنی فردا که بروی دیگر تورا نمی بینیم ؟
🔹 مصطفی گفت: نه !
غاده در صورت او دقیق شد و بعد چشمهایش را بست .
🔸گفت: باید یاد بگیرم ، تمرین کنم ، چطور صورتت را با چشم بسته ببینم .
🌙شب آخر با مصطفی واقعاً عجیب بود . نمی دانم آن شب واقعا چی بود . صبح که مصطفی خواست برود من مثل همیشه لباس و اسلحه اش را آماده کردم و آب سرد دادم دستش برای تو راه . مصطفی این ها را گرفت وبه من گفت: تو خیلی دختر خوبی هستی . و بعد یکدفعه یک عده آمدند توی اتاق و من مجبور شدم بروم طبقه بالا . صبح زود بود و هوا هنوز روشن نشده بود. کلید برق را که زدم چراغ اتاق روشن و یکدفعه خاموش شد انگار سوخت من فکر کردم : یعنی امروز دیگر مصطفی خاموش می شود، این 🕯شمع دیگر روشن نمی شود . نور نمی دهد ، تازه داشتم متوجه می شدم چرا اینقدر اصرار داشت و تاکید می کرد امروز ظهر شهید می شود.
❣تازه داشتم متوجه می شدم چرا اینقدر اصرار داشت و تاکید می کرد امروز ظهر شهید می شود .
⏪ ادامه دارد
#به_وقت_رمان
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
18.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌗 شب قدر از منظر شهید سرباز قاسم سلیمانی
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید
11.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨ مناجات زیبای شهید
سید حسن نصراله با پروردگار ....
👈🌹کوچههای آسمانی🌱دعوتید