eitaa logo
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
781 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
4.2هزار ویدیو
6 فایل
فضیلت زنده نگه داشتن یاد و نام شهدا کمتر از شهادت نیست.امام خامنه‌ای 🌹🌹🌹 Admin: @daryaa_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👆نظر دکتر جفری لنگ ریاضیدان مسلمان آمریکایی در مورد نماز... 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🔷 شهید آوینی: «پس از آن‌همه دویدن‌ها و بالا و پایین رفتن‌ها و ترس‌ها و اضطراب‌ها كه در گیر و دار نبرد با دشمن روی می‌كند، وقتی هنگام نماز می‌رسد حس می‌كنی كه به مقصد رسیده‌ای، و این احساس عین حقیقت است. 👈🌹کوچه‌های آسمانی 🌱دعوتید
پيامبر اکرم صلى الله عليه وآله: مَنْ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ يَعْلَمُ مَا يَقُولُ فِيهِمَا انْصَرَفَ وَ لَيْسَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللهِ ذَنْبٌ.(37) کسی که دو رکعت نماز بخواند و بداند که در آن چه می گوید، پس از نماز گناهی برای او باقی نمی ماند. 👈🌹کوچه‌های آسمانی 🌱دعوتید
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🕌🌷🍃 🌷میرسدبانگ اذانـ 🍃بازمــرا میخوانے 🌷تادهے 🍃این دلِ بے حوصله را سامانے 🌷بارالها🙏🏻 🍃تـ💚ـوهمانی که درهرنفسے 🌷بهترازمن🙏🏻 🍃همه احوال مـ💔ـرا میدانی 🌷حی علی الصلاه موقع نماز التماس دعای فرج تعجیل درظهورامام زمان صلوات🕌 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید   
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
📹بذار بیام توی حرم ،دورت بگردم... #یاضامن‌آهو 🦌 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
گداےڪوےتُوأمـ‌عیدِفطرنزدیڪ‌است بجاےفطریھ‌یڪ‌ڪربـَلابھ‌من‌بدھ‌آقا..‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
#عاشقانه‌های_شهداء💞 #چمران_از_زبان_غاده #قسمت_سی_دوم 📍اما او که خیلی شبها از گریه های😭 مصطفی بید
💞 💔مصطفی هرگز شوخی نمی کرد . یقین پیدا کردم که مصطفی امروز اگر برود ، دیگر برنمی گردد. دویدم و کلت🔫 کوچکم را برداشتم ، آمدم پایین . نیتم این بود که مصطفی را بزنم ، بزنم به پایش تا نرود . مصطفی در اتاق نبود. 🔻آمدم دم ستاد و همان موقع مصطفی سوار ماشین🚖 شد . من هرچه فریاد می کردم: می‌خواهم بروم دنبال مصطفی ، نمی گذاشتند .  فکر می کردند دیوانه شده ام ، کلت🔫 دستم بود ! به هرحال ، مصطفی رفته بود و من نمی دانستم چکار کنم.⁉️ در ستاد قدم می زدم، می رفتم بالا،می رفتم پایین و فکر می کردم چرا مصطفی این حرفها را به من می زد . آیا می توانم تحمل کنم که او شهید شود و برنگردد. خیلی گریه 😭می کردم ، گریه سخت . تنها زن ستاد من بودم . 🧕خانمی در اهواز بود به نام "خراسانی" که دوستم بود . باهم کار می کردیم . یکدفعه خدا آرامشی به من داد . فکر کردم ، خُب ، ظهر قرار است جسد مصطفی بیاید ، باید خودم را آماده کنم برای این صحنه . مانتو وشلوار قهوه ای سیری داشتم . آن هارا پوشیدم و رفتم پیش خانم خراسانی . حالم خیلی منقلب بود. برایش تعریف کردم که دیشب چه شده و از این که مصطفی امروز دیگر شهید می شود.  ❌او عصبانی😠 شد گفت: چرا این حرفها را می زنی ؟ مصطفی هر روز در جبهه است . چرا اینطور می گویی ؟ چرا مدام می گویی مصطفی بود ، بود؟ مصطفی هست! می گفتم: اما امروز ظهر دیگر تمام می شود... هنوز خانه اش بودم که تلفن☎️ زنگ زد، 🔸گفتم: برو بردار که میخواهند بگویند مصطفی تمام شد. او گفت: حالا میبینی اینطور نیست، تو داری تخیل می‌کنی! ⏪ ادامه دارد 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید