eitaa logo
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
779 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
4.2هزار ویدیو
6 فایل
فضیلت زنده نگه داشتن یاد و نام شهدا کمتر از شهادت نیست.امام خامنه‌ای 🌹🌹🌹 Admin: @daryaa_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
رویاشم قشنگه، ببینم گنبد داری... #امام_صادق_ع #قبرستان_بقیع 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
✍شهادت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام را محضر امام زمان ، رهبر معظم ، همه شیعیان و آزادگان عالم خصوصا شما خواهران و برادران ارجمند کانال تسلیت عرض میکنم. 💔🖤 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
*📕روایتی از شهید والامقام سردار محسن وزوایی*🥀👇🍃
*پرستارمی گفت: بودم. رفتم سری بزنم به اتاق های بخش. تو یکی از اتاق ها دیدم یکی از جنگی، اوضاعش خیلی خرابه.* *-زیر گلوش، بر اثر اصابت گلوله مثل یک گودال سوراخ شده و بدنش هم ترکش خورده. میگفتن تو "بازی دراز" چنین شده، اونجا بوده.* *-دیدم با این وضعش داره تَیمُم می کنه، از پشت در داشتم نگاهش می کردم. شروع کرد به نماز خوندن. چه نمازی؟ 🤲 من با این تن سالمم، تا به حال همچین نمازی📿 نخونده بودم!* *-رفتم جلو تا کمی پشتیِ تختش🛏 رو بلند کنم که راحت تر باشه. بعد موندم بالا سرش تا نمازش🤲 تموم شد. گفتم:* *”اگه درد داری، برات مسکن بیارم؟”* *👈🏻با همون فک بسته شده به زحمت گفت:* *”نه خواهر، درد من، مُسکنش همین نمازه...”* ☺️💔✅ 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
#ساعات_آخر.... 🌹خاطره اى به ياد علمدار رشيد اسلام شهيد محسن وزوايى 👇💔🍃🥀
🌷او همیشه قبل از نماز در آینه🪞 خود را می نگریست و را شانه می کرد این بار برای مدتی در آینه خیره👀 شد و گفت:داداشی شدم، یقین دارم ساعتهای⏳ آخره! اینو که گفت پشتم تیر کشید،مطمئن بودم که این پیش بینی های محسن درست از آب در می آید 🌷حاج احمد بى سيم زد و گفت: برید کمک عباس شعف، اوضاعش بی ریخته. کار آنقدر سخت شده بود که در نهایت حاج احمد مجبور شده بود محسن وزوایی علمدار رشید خود را برای حل مشکل که نیروهای آن از همه سو زیر آتش🔥 شدید توپخانه قرار گرفته بودند، روانه خط مقدم کند. 🌷با روشن شدن هوا🌥، اوضاع منطقه بسیار خطرناک تر از ساعت های اولیه حمله شد؛ چرا که هواپیماهای 🛬دشمن بر فراز غرب کارون و سر پل تصرف شده توسط تیپ۲۷ به پرواز در آمده بودند و نیروهای در حال تردد را بمباران 🧨می کردند. محسن همچنان برای رهایی گردان میثم در تلاش بود که گلوله توپی☄ در کنار او منفجر💥 شد 🌷یکی از نیروهای مرکزپیام تیپ ٢٧ می گويد: از پشت بى سيم شنیدیم عباس شعف فرمانده گردان میثم می خواهد با حاج احمد صحبت کند. گفت: احمد سرش شلوغ است کارت را بمن بگو. عباس شعف گفت: نه! باید مطلب را به خود حاجی منتقل کنم. همین موقع حاج احمد گوشی بى سيم را از همت گرفت 🌷....صدای شعف را شنیدم که می گفت: حاجی... آتیش🔥🔥 سنگینه... آقا محسن...صدای گریه اش😭 بلند شد و دیگر نتوانست حرف بزند دیدم توی صورت سبزه حاج احمد موجی از خون🩸 دویده است.گوشی بی سيم را توی مشت👊 خود فشرد. چشمان😭 حاجی به اشک نشست یک نفس عمیق کشید و زیر لب گفت: محسن، خوشا به سعادتت!! 💔🥀 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
رویاشم قشنگه، ببینم گنبد داری... #امام_صادق_ع #قبرستان_بقیع 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
♡♡♡ خواهۍبھ‌حضورِ دوست لایق باشیمـ بایدڪھ بھ راهِ ؏شق عاشق باشیمـ با پیروے از راهِ امــــامـِ صــــادق‌؏ اے شیعھ بیا مُحبِ صادق‌؏ باشیـمـ🥀 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید