eitaa logo
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
778 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
4.2هزار ویدیو
6 فایل
فضیلت زنده نگه داشتن یاد و نام شهدا کمتر از شهادت نیست.امام خامنه‌ای 🌹🌹🌹 Admin: @daryaa_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
🎙 منطقِ امام خمینی... 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
👆🌴 ✅ وقتی مقصد الهی شد .... 💠 رزمندگانی که با امام که منطق و انبیاء و اولیاء خدا بود، در طی ۸ سال , در برابر دشمنان دین و وطن، سینه سپر کرده و از مشکلات و موانع بین راه نهراسیدند.... 👌 و پایداری آنها، سرانجام.ِ را به اسلام و ایران رقم زد. 🌴🌷🌴
سلام ،عرض ادب خدمت عزیزان ، عصرتون بخیر🤚🍃🤲 دوستانی که تازه به جمع اهالی کوچه های آسمانی پیوستید ، بسیار بسیار خوش آمدید، حضور سبزتان گرامی می‌داریم🌱 ✍
📸 بعضی عکس ها با آدم حرف میزنند... 👇💔🥀
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
#یک_عکس_و_یک_دنیا_حرف 📸 بعضی عکس ها با آدم حرف میزنند... 👇💔🥀
🌴 بیت المقدس ۲ بود ؛ اسفند ۱۳۶۶ ارتفاعات .بچه ها از صبح درگیر بودند که بتوانند دوستان شهیدشان را که بین خودشان و عراقی‌ها مانده بود، به برگردانند. در لحظه‌ای که یکی از بچه‌ها با دیدن دوست شهیدش او را بوسید😘، از این لحظه بهزاد پروین قدس عکس 📸گرفت. 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🥀شهیده «زهره بنیانیان» اسطوره زنانه انقلاب اصفهان! شهیده زهره بنیانیان، یکی از شیرزنان اصفهانی است که در طول زندگی خود با پستی‌ها و بلندی‌های بسیاری مواجه شد و سرانجام در آستانه سن جوانی در حین انجام مأموریت به شهادت رسید … 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
#زنان_نامدار_شهیده 🥀شهیده «زهره بنیانیان» اسطوره زنانه انقلاب اصفهان! شهیده زهره بنیانیان، یکی از ش
👆🥀 📍، دی‌ماه 1336 در متولد شد و دوران 👧 خود را در خانواده‌ای ، اما به اصول اسلامی گذراند. او از همان دوران کودکی به خواندن قرآن📕 توجه ویژه‌ای داشت و در خلوت خود با خداوند متعال انس می‌گرفت و به رازونیاز و نیایش می‌پرداخت؛ خصلتی که زهره را در سن که اوج فعالیت‌های تظاهراتی و با ایران بود، تشویق به از اصول انقلاب و از فرمایشات امام خمینی(ره) می‌کرد 🍃🍃🍃
🌹کوچه‌های آسمانی 🌱
👆🥀 📍#زهره_بنیانیان، دی‌ماه 1336 در #اصفهان متولد شد و دوران #کودکی👧 خود را در خانواده‌ای #نه‌چندان_م
👆🥀 🔻 زهره بنیانیان در یکی از خاطره‌های خود از دخترش نقل می‌کند: «زهره خیلی قرآن 📕می‌خواند، از هر فرصتی برای دعا 🤲و نیایش استفاده می‌کرد، ذکر و یاد خدا همه وجودش شده بود، یک روز در آشپزخانه کمک می‌کرد و با همدیگر غذا 🥘 می‌پختیم، چند در دست داشت. بخار النگوها را داغ🔥 می‌کرد. دیدم که زهره عمدا دست‌هایش را روی بخار داغ می‌گیرد تا النگوها داغ شوند و بعد کمی آن‌ها را به دستش می‌چسباند😳. به من نگاه کرد و گفت: مادر نمی‌دانم آیا طاقت آتش سوزان 🔥جهنم را دارم یا نه؟ تنی که تحمل این دما را ندارد، چگونه آن آتش را تحمل می‌کند.» 👈🌹کوچه‌های آسمانی🌱دعوتید